جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

مصرف کننده؛ اولویت آخر چرخه اقتصاد

رضا پورحسین - روزنامه نگار

شناسه خبر: 191635
مصرف کننده؛ اولویت آخر چرخه اقتصاد

جهان اقتصاد: در این روزهای سخت اقتصادی هیچ‌کس به فکر سفره مردم نیست. این جمله‌ای است که هر روز در بازار و خیابان و خانه‌های ایرانیان تکرار می‌شود و هر بار تلخ‌تر از قبل به گوش می‌رسد.
وقتی قیمت مرغ، این ماده پروتئینی پایه و حیاتی، روزبه‌روز بالا می‌رود و سفره خانواده‌ها خالی‌تر می‌شود، مسئولان و مقامات صنفی به جای دفاع از مصرف‌کننده، زبان به توجیه گرانی می‌گشایند و عملاً راه را برای پر شدن جیب دلال و تولیدکننده هموار می‌کنند. هیچ‌کس توجهی به جیب خالی مردم ندارد؛ انگار سفره مردم موضوعی فرعی و بی‌اهمیت است.
در همین زمینه، یک مقام صنفی حوزه مرغداری اعلام کرده که باید دو موضوع «گرانی» و «بالا بودن قیمت» را از هم جدا کرد. به گفته او، گاهی قیمت تمام‌شده مرغ برای تولیدکننده حداقل ۲۶۰ هزار تومان به قیمت روز است، در حالی که دولت چند ماه پیش نرخ ۲۴۷ هزار تومان اعلام کرده بود و مرغ گرم ۳۷۸ هزار تومان قیمت‌گذاری شده بود.
او تأکید می‌کند که هنوز قیمت مرغ با وجود افزایش هزینه‌های تولید در دو-سه ماه گذشته به عدد ۳۷۸ هزار تومان نرسیده است. نتیجه‌گیری‌اش این است: «یعنی تورم داریم، اما گرانی نداریم که ناشی از فروش مرغداران به قیمت غیرواقعی باشد.» و بلافاصله پیشنهاد می‌دهد که نرخ تعادلی باید حداقل ۴۰۰ هزار تومان باشد، چون هزینه‌های تولید مدام در حال افزایش است.
این سخنان در ظاهر منطقی و فنی به نظر می‌رسد اما در عمل چیزی جز توجیه افزایش قیمت و نادیده گرفتن توان خرید مردم نیست. وقتی مقام صنفی می‌گوید نرخ ارز ترجیحی برای واردات نهاده‌های دامی به تالار دوم منتقل شده و متناسب با قیمت ارز بازار تغییر می‌کند و ذرتی که یک ماه و نیم پیش ۴۳ هزار تومان خریداری می‌شد اکنون به ۷۰ هزار تومان رسیده، در واقع دارد هزینه‌ها را به دوش مصرف‌کننده می‌اندازد.
او از افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه‌ها و تورم ناشی از کاهش ارزش پول ملی حرف می‌زند، اما هیچ اشاره‌ای به این نمی‌کند که مردم چگونه باید با حقوق ثابت و قدرت خرید رو به کاهش، مرغ ۴۰۰ هزار تومانی بخرند. 
مدیرعامل اتحادیه سراسری مرغداران گوشتی نیز در ادامه همین مسیر، از لزوم توجه به نرخ نهاده‌های جهانی سخن می‌گوید و افزایش قیمت ارز اختصاص‌یافته به نهاده‌ها را عامل تورم داخلی می‌داند.
او حتی درباره صادرات مرغ نیز گلایه می‌کند که سیاست‌گذاری‌ها ناپایدار است؛ گاهی مجوز صادر می‌شود و بازار هدف پیدا می‌شود و ناگهان مجوز لغو می‌گردد و همه زحمات از بین می‌رود.
این حرف‌ها ممکن است برای تولیدکننده و صادرکننده دلسوزانه به نظر برسد، اما برای مردمی که هر روز با افزایش قیمت مواجه می‌شوند، معنایی جز این ندارد که منافع تولیدکننده و دلال بر منافع مصرف‌کننده مقدم است. 
واقعیت تلخ این است که در این میان، هیچ‌کس از جیب مردم دفاع نمی‌کند. وقتی مقام صنفی نرخ تعادلی ۴۰۰ هزار تومان را پیشنهاد می‌دهد، در واقع دارد مسیر گرانی بیشتر را هموار می‌کند.
وقتی از افزایش مداوم هزینه‌های تولید سخن می‌گوید، هیچ برنامه‌ای برای کنترل این هزینه‌ها یا حمایت از مصرف‌کننده ارائه نمی‌دهد.
وقتی از ناپایداری سیاست‌های صادراتی گلایه می‌کند، فراموش می‌کند که ناپایداری اصلی در سفره مردم است؛ سفره‌ای که هر روز کوچک‌تر می‌شود و پروتئین از آن حذف می‌گردد.
مردم نه تولیدکننده هستند و نه دلال. آن‌ها مصرف‌کننده‌اند و حق دارند مواد غذایی اساسی را با قیمتی معقول تهیه کنند. اما به نظر می‌رسد در معادلات مسئولان صنفی، مردم جایگاهی ندارند.
توجیهات فنی درباره ارز ترجیحی، تالار دوم، قیمت جهانی نهاده‌ها و هزینه حمل‌ونقل، همه در خدمت یک هدف واحد قرار می‌گیرند: توجیه افزایش قیمت و پر کردن جیب تولیدکننده و واسطه. در حالی که خانواده‌های ایرانی با افزایش قیمت مرغ، گوشت، تخم‌مرغ و سایر اقلام، مجبور به حذف تدریجی پروتئین از رژیم غذایی خود شده‌اند.
این وضعیت نشان‌دهنده فاصله عمیق میان مسئولان و واقعیت زندگی مردم است. وقتی مقام صنفی می‌گوید «گرانی نداریم»، در واقع دارد واقعیت را انکار می‌کند.
وقتی نرخ تعادلی را ۴۰۰ هزار تومان اعلام می‌کند، دارد اعلام می‌کند که سفره مردم باید باز هم کوچک‌تر شود و وقتی هیچ‌کس به این موضوع اعتراض جدی نمی‌کند یا راه‌حلی برای حمایت از مصرف‌کننده ارائه نمی‌دهد، مشخص می‌شود که اولویت‌ها کاملاً جابه‌جا شده است. 
تا زمانی که مسئولان صنفی و تصمیم‌گیران، افزایش قیمت را تنها راه‌حل مشکلات تولید بدانند و هیچ برنامه‌ای برای کنترل هزینه‌ها، حمایت هدفمند از مصرف‌کننده و ایجاد تعادل واقعی میان تولید و مصرف نداشته باشند، سفره مردم همچنان قربانی خواهد بود.
مردم دیگر تحمل توجیهات تکراری را ندارند. آن‌ها می‌خواهند بدانند چرا همیشه باید جیب آن‌ها خالی شود تا جیب دیگران پر گردد.

و تا وقتی پاسخ روشنی به این پرسش داده نشود، این احساس که «هیچ‌کس به فکر سفره مردم نیست» هر روز قوی‌تر و تلخ‌تر خواهد شد. 

ارسال نظر