جهان اقتصاد بررسی میکند؛
اقتصاد سالمندی؛ بازاری که هنوز جدی گرفته نشده است
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
سالمند شدن جمعیت ایران معمولاً از زاویه افزایش هزینههای درمان، فشار بر صندوقهای بازنشستگی و کاهش نیروی کار بررسی میشود؛ اما این تحول جمعیتی، سوی دیگری نیز دارد که کمتر در سیاستگذاری اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است: شکلگیری بازاری تازه با تقاضاهای گسترده و متنوع. از خدمات مراقبتی و تجهیزات پزشکی گرفته تا مسکن مناسب، گردشگری، حملونقل، فناوری و خدمات مالی، سالمندی میتواند به یک فرصت اقتصادی برای سرمایهگذاری، اشتغالزایی و توسعه کسبوکارهای جدید تبدیل شود. مسئله اینجاست که اقتصاد ایران هنوز آمادگی کافی برای پاسخگویی به نیازهای این بازار را پیدا نکرده است.
سالمندی؛ فقط یک هزینه نیست
وقتی از سالمندی جمعیت صحبت میشود، معمولاً نخستین موضوعی که به ذهن میرسد، افزایش هزینههای درمان و بازنشستگی است. این نگرانی واقعی است، اما نگاه صرفاً هزینهمحور باعث میشود بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی این تحول نادیده گرفته شود.
سالمندان نیز مانند سایر گروههای جمعیتی، مصرفکننده کالاها و خدمات هستند؛ با این تفاوت که نیازهای آنها ویژگیهای خاصی دارد. نیاز به خدمات درمانی مستمر، مراقبت در منزل، تجهیزات کمکحرکتی، مسکن متناسب با شرایط جسمی، حملونقل ایمن و خدمات مالی متناسب با دوران بازنشستگی، مجموعهای از تقاضاهای اقتصادی را ایجاد میکند.
این تقاضاها میتوانند زمینه فعالیت بنگاههای جدید و توسعه کسبوکارهای موجود را فراهم کنند. بنابراین سالمندی صرفاً مسئلهای برای نظام رفاهی نیست؛ موضوعی مرتبط با آینده بازار، سرمایهگذاری و ساختار تولید نیز محسوب میشود.
بازار مراقبت؛ فرصتی فراتر از خدمات درمانی
یکی از نخستین حوزههایی که با افزایش جمعیت سالمند توسعه پیدا میکند، بازار مراقبت است. مراقبت از سالمندان فقط به بیمارستان و مراکز درمانی محدود نمیشود. بسیاری از افراد در سنین بالا به خدماتی نیاز دارند که امکان ادامه زندگی مستقل را برای آنها فراهم کند.
خدمات مراقبت در منزل، پرستاری، توانبخشی، فیزیوتراپی، همراه سالمند، مراکز روزانه و خدمات پشتیبانی اجتماعی میتوانند به یک بخش اقتصادی گسترده تبدیل شوند.
در ایران بخش زیادی از مسئولیت مراقبت از سالمندان بر دوش خانوادههاست. این موضوع در شرایطی که ساختار خانوادهها کوچکتر شده و اعضای خانواده زمان کمتری برای مراقبت دارند، میتواند فشار اجتماعی و اقتصادی بیشتری ایجاد کند.
توسعه شرکتهای تخصصی مراقبت در منزل، آموزش نیروی انسانی حرفهای و ایجاد استانداردهای مشخص برای این خدمات، میتواند هم کیفیت زندگی سالمندان را افزایش دهد و هم فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد کند.
البته تجاریسازی خدمات مراقبتی بدون نظارت و حمایت اجتماعی ممکن است دسترسی گروههای کمدرآمد را محدود کند. بنابراین توسعه این بازار باید با نظام بیمهای و حمایتهای هدفمند همراه باشد.
مسکن؛ خانههایی که برای سالمندان ساخته نشدهاند
یکی از بازارهای کمتر دیدهشده در اقتصاد سالمندی، بازار مسکن و ساختمان است.
بخش زیادی از خانههای موجود برای نیازهای دوران سالمندی طراحی نشدهاند. پلههای متعدد، نبود آسانسور، حمام و سرویسهای نامناسب، راهروهای باریک و نبود امکانات ایمنی میتوانند زندگی روزمره سالمندان را دشوار کنند.
این مسئله یک فرصت اقتصادی برای صنعت ساختمان، معماری، طراحی داخلی و تولید تجهیزات ایمنی ایجاد میکند.
بازسازی خانههای موجود با هدف مناسبسازی برای سالمندان، طراحی واحدهای مسکونی دسترسپذیر، توسعه مجتمعهای دارای خدمات مراقبتی و تولید تجهیزات هوشمند خانگی میتوانند به بازارهای تازهای تبدیل شوند.
سیاستگذار نیز میتواند با تدوین استانداردهای ساختوساز دسترسپذیر و ارائه مشوق برای مناسبسازی ساختمانها، زمینه توسعه این بازار را فراهم کند.
فناوری؛ از مراقبت هوشمند تا زندگی مستقل
فناوری میتواند نقش مهمی در کاهش هزینه مراقبت و افزایش استقلال سالمندان داشته باشد.
ابزارهای پایش سلامت، سامانههای هشدار سقوط، تجهیزات هوشمند خانگی، خدمات پزشکی از راه دور و اپلیکیشنهای مدیریت دارو و نوبتدهی، بخشی از محصولاتی هستند که با توسعه بازار سالمندی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
این حوزه میتواند فرصت مناسبی برای شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها باشد. بهویژه آنکه بسیاری از نیازهای سالمندان به راهکارهایی نیاز دارند که میان فناوری، پزشکی و خدمات اجتماعی ارتباط برقرار کنند.
با این حال، طراحی این محصولات باید با توجه به تواناییهای جسمی و مهارت دیجیتال سالمندان انجام شود. فناوریای که استفاده از آن پیچیده باشد یا دسترسی به آن هزینه زیادی داشته باشد، نمیتواند به نیاز واقعی این گروه پاسخ دهد.
گردشگری سالمندان؛ بازاری با ظرفیت توسعه
گردشگری نیز از حوزههایی است که میتواند از تغییر ساختار جمعیت بهره ببرد. بسیاری از بازنشستگان و سالمندان در صورت برخورداری از سلامت مناسب و توان مالی، فرصت بیشتری برای سفر دارند؛ اما خدمات گردشگری متناسب با نیازهای آنها هنوز به اندازه کافی توسعه نیافته است.
تورهای کمتحرک، اقامتگاههای دسترسپذیر، حملونقل مناسب، خدمات پزشکی در سفر و برنامههای تفریحی متناسب با شرایط سنی میتوانند بازار تازهای برای صنعت گردشگری ایجاد کنند.
این بازار تنها به سفرهای داخلی محدود نیست. توسعه گردشگری سلامت و ارائه خدمات درمانی و اقامتی به سالمندان سایر کشورها نیز میتواند در صورت فراهم بودن زیرساختها و استانداردهای لازم، زمینه درآمدزایی ایجاد کند.
نکته مهم این است که سالمند بودن لزوماً به معنای ناتوانی در سفر نیست. صنعت گردشگری باید به جای حذف این گروه از بازار هدف، خدمات خود را متناسب با نیازهای متنوع آنها طراحی کند.
خدمات مالی؛ بازنشستگی به برنامهریزی اقتصادی نیاز دارد
افزایش طول عمر، الگوی نیازهای مالی افراد را نیز تغییر میدهد. افراد در دوران بازنشستگی ممکن است برای سالهای بیشتری به منابع درآمدی، خدمات بیمهای و ابزارهای مدیریت دارایی نیاز داشته باشند.
در چنین شرایطی، بازار خدمات مالی متناسب با سالمندان اهمیت پیدا میکند. طراحی محصولات بیمهای، خدمات مشاوره مالی، ابزارهای مدیریت هزینههای درمان و راهکارهای حفظ قدرت خرید میتواند بخشی از این بازار باشد.
البته توسعه این خدمات نیازمند اعتماد عمومی، شفافیت و نظارت جدی است. سالمندان نباید به هدف فروش محصولات مالی پرریسک یا طرحهای غیرشفاف تبدیل شوند.
از سوی دیگر، صندوقهای بازنشستگی نیز باید از نگاه صرفاً پرداخت مستمری فاصله بگیرند و به سمت طراحی خدمات جامعتر برای دوران بازنشستگی حرکت کنند.
چرا بخش خصوصی هنوز وارد این بازار نشده است؟
با وجود ظرفیتهای اقتصادی، توسعه بازار سالمندی با موانعی روبهروست. نخستین مانع، نبود شناخت دقیق از اندازه و ویژگیهای تقاضاست. سرمایهگذار زمانی وارد یک بازار میشود که بتواند مشتری، قدرت خرید، هزینه ارائه خدمات و چشمانداز درآمدی آن را ارزیابی کند.
مانع دیگر، نبود استانداردهای یکپارچه است. برای مثال، در بازار مراقبت از سالمندان باید مشخص باشد چه کسی صلاحیت ارائه خدمات دارد، کیفیت خدمات چگونه سنجیده میشود و مسئولیت حقوقی ارائهدهنده در برابر سالمند چیست.
قدرت خرید نیز مسئله مهمی است. همه سالمندان درآمد و پسانداز یکسانی ندارند. اگر خدمات سالمندی فقط برای گروههای پردرآمد طراحی شود، بخش بزرگی از تقاضای واقعی بدون پاسخ باقی میماند.
در نتیجه، توسعه این بازار به ترکیبی از سرمایهگذاری خصوصی، حمایت بیمهای، سیاستهای حمایتی و نظارت عمومی نیاز دارد.
اقتصاد سالمندی به سیاستگذاری تازه نیاز دارد
برای تبدیل سالمندی به یک فرصت اقتصادی، نخست باید این حوزه در برنامهریزی اقتصادی کشور به رسمیت شناخته شود.
یکی از اقدامات ضروری، شناسایی بازار و تهیه نقشه فرصتهای سرمایهگذاری است. دولت و نهادهای تخصصی میتوانند با بررسی نیازهای سالمندان، حوزههای دارای تقاضای بیشتر را مشخص کنند و اطلاعات لازم را در اختیار سرمایهگذاران قرار دهند.
در مرحله بعد، باید مسیر فعالیت بنگاههای تخصصی هموار شود. تسهیل مجوزها، حمایت از آموزش نیروی انسانی، توسعه بیمه خدمات مراقبتی و ایجاد استانداردهای کیفیت میتواند ریسک ورود بخش خصوصی را کاهش دهد.
همچنین سیاستهای مسکن، حملونقل، گردشگری و فناوری باید موضوع سالمندی را در طراحی خدمات و زیرساختها لحاظ کنند. بازار سالمندی یک صنعت مستقل و محدود نیست؛ با بخشهای مختلف اقتصاد ارتباط دارد.
سالمندی؛ آزمون آمادگی اقتصاد ایران
تغییر ساختار جمعیت، دیر یا زود الگوی تقاضا در اقتصاد را تغییر میدهد. بنگاههایی که این تحول را زودتر بشناسند، میتوانند محصولات و خدمات خود را با نیازهای آینده هماهنگ کنند. در مقابل، کسبوکارهایی که همچنان بر اساس الگوهای گذشته فعالیت میکنند، ممکن است بخشی از بازار آینده را از دست بدهند.
اقتصاد سالمندی فرصتی برای توسعه کسبوکارهای جدید، ایجاد مشاغل تخصصی، رشد شرکتهای دانشبنیان و افزایش سرمایهگذاری در خدمات اجتماعی است. اما تحقق این فرصت به معنای نادیده گرفتن هزینههای سالمندی نیست؛ بلکه باید با برنامهریزی، هزینهها را مدیریت و ظرفیتهای اقتصادی آن را فعال کرد.
سالمندی جمعیت فقط به معنای افزایش تعداد مستمریبگیران نیست؛ به معنای شکلگیری نیازهایی تازه و بازاری است که اقتصاد ایران هنوز برای آن به اندازه کافی آماده نشده است.
اگر امروز برای توسعه خدمات مراقبتی، مسکن مناسب، فناوریهای کمکی، گردشگری و خدمات مالی برنامهریزی نشود، فردا بخش بزرگی از این تقاضا به یک فشار اقتصادی و اجتماعی تبدیل خواهد شد.
اما اگر این بازار بهموقع شناسایی شود، میتواند از یک چالش جمعیتی به فرصتی برای سرمایهگذاری، اشتغال و توسعه اقتصادی تبدیل شود.