«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
چرا شیرهای نفت اوپکپلاس دستنخورده ماندند؟
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
در بازاری که هر روز با تندبادهای ژئوپلیتیک و نوسانات تقاضا تغییر جهت میدهد، ائتلاف اوپکپلاس بار دیگر هنر «سکوت فعال» را به نمایش گذاشت. تصمیم اخیر نشست مجازی هفت عضو کلیدی ائتلاف — شامل عربستان سعودی، روسیه، عراق، کویت، الجزایر، قزاقستان و عمان — مبنی بر دستنخورده باقی گذاشتن سهمیههای تولید نفت خام برای ماه دسامبر، شاید در نگاه نخست یک «عدم تغییر» ساده و اداری به نظر برسد؛ اما در لایههای زیرین اقتصاد سیاسی انرژی، پیامهای آشکار و پنهان فراوانی را با خود حمل میکند. این تصمیم نشان داد کارتل بزرگ نفتی جهان در تقاطع حساس میان بحرانهای امنیتی منطقهای و محاسبات بلندمدت ظرفیتسازی، ترجیح میدهد گامهای بعدی خود را در تاریکی برندارد و لنگر ثبات را در موقعیت فعلی محکم نگه دارد.
مهمترین پسزمینه رویداد اخیر، شرایط امنیتی حاکم بر شاهرگهای انتقال نفت در منطقه غرب آسیا و حوزه خلیج فارس است. اختلالات زنجیره تأمین و ریسکهای بالای دریانوردی که از ماههای گذشته به دلیل تنشها و تحرکات نظامی در خاورمیانه تشدید شده، صادرات تولیدکنندگان حوزه خلیج فارس را با دستاندازهای جدی مواجه کرده است. در چنین وضعیتی، بازار نفت به شدت مستعد تشنج و جهشهای هیجانی است.
اگر اوپکپلاس در این نشست به سمت افزایش عرضه حرکت میکرد، در عمل سیگنال مازاد عرضه و افت قیمت را به خریداران مخابره میکرد؛ آن هم در حالی که هنوز ریسکهای فیزیکی انتقال نفت کاملاً برطرف نشده است. از سوی دیگر، هرگونه کاهش مضاعف در سهمیهها میتوانست موج جدیدی از تورم انرژی را به اقتصاد جهانی تحمیل کند. از این رو، حفظ اهداف تولیدی دسامبر، هوشمندانهترین سناریوی ممکن برای جلوگیری از تشویش انتظارات بازار بود؛ تصمیمی که به مصرفکنندگان اطمینان داد شریان عرضه مسدود نخواهد شد و همزمان به تولیدکنندگان تضمین داد که سهم بازار آنها در اثر شتابزدگی فرونخواهد ریخت.
یکی از جالبترین و در عین حال چالشبرانگیزترین ابعاد وضعیت فعلی اوپکپلاس، شکاف عمیق میان «ارقام روی کاغذ» و «بشکههای واقعی تحویلشده به بازار» است. دادههای میدانی نشان میدهد که با وجود پافشاری ائتلاف بر رعایت سهمیهها، بخش عمدهای از اعضا همچنان با سطوحی پایینتر از سقف مجاز خود نفت استخراج میکنند. این مسأله دو ریشه ساختاری دارد: نخست، مشکلات زیرساختی، استهلاک تأسیسات و چالشهای فنی ناشی از محدودیت سرمایهگذاری که گریبانگیر برخی تولیدکنندگان آفریقایی و حاشیهای شده است؛ و دوم، گلوگاههای لجستیکی و بیمهای ناشی از بیثباتیهای ترانزیتی در منطقه.
این بدین معناست که حتی در صورت تصویب افزایش اسمی سهمیهها، توان فیزیکی عرضه در کوتاهمدت به سختی کشش پاسخگویی به آن را داشت. بنابراین، انجماد سهمیهها در دسامبر بیش از آنکه یک مانور ارادی برای انقباض عرضه باشد، نوعی همراستاسازی واقعگرایانه سیاستها با سقف توانمندی فعلی خطوط انتقال و پایانههای صادراتی اعضاست. به بیان دیگر، اوپکپلاس سقفی را تثبیت کرده که عملاً بازار به دلیل محدودیتهای موجود، امکان عبور از آن را ندارد.
برای درک پویایی سیاستگذاری این گروه، باید به معماری توافقات اخیر نگاهی عمیق انداخت. اوپکپلاس در سپتامبر روند مرحلهای حذف محدودیت عرضه ۱.۶۵ میلیون بشکهای در روز را که سنگبنای آن در سال ۲۰۲۳ گذاشته شده بود، با موفقیت به پایان رساند. این بازگشت نشان داد که ائتلاف ترسی از آزادسازی تدریجی شیرهای نفت ندارد، مشروط بر اینکه تقاضای جهانی ظرفیت جذب آن را داشته باشد.
با این حال، نقطه ثقل تعادل امروز بازار، حفظ لایه دوم کاهشهای داوطلبانه است؛ رقمی نزدیک به ۲ میلیون بشکه در روز که سنگینی آن بر دوش تولیدکنندگان محوری قرار دارد و طبق توافقات، تا پایان سال ۲۰۲۶ معتبر خواهد ماند. تداوم این کاهش داوطلبانه دو میلیون بشکهای، همان ترمز دستی مقتدری است که مانع از سقوط قیمتها در مواجهه با کندی رشد اقتصادی در برخی غولهای صنعتی مصرفکننده میشود. تصمیم دسامبر در حقیقت تثبیت این توازن دوگانه بود: «عبور از فاز اول بازگشت عرضه» و «تأکید مجدد بر سنگر دوم انضباط تولید».
شاید جذابترین نکته استراتژیک در تحولات جاری، چرخش نامحسوس تمرکز اتاق فرمان اوپکپلاس از مدیریت ماهانه بازار به سمت بازطراحی معادلات بلندمدت برای سال ۲۰۲۷ باشد. بازار نفت به زودی وارد دورانی میشود که در آن الگوهای قدیمی سهمیهبندی پاسخگوی واقعیتهای میدانی نخواهند بود. برخی اعضا با صرف هزینههای کلان و توسعه میادین جدید، ظرفیت مازاد قابل توجهی ایجاد کردهاند و خواستار پاداش این سرمایهگذاری در قالب سهمیههای بزرگتر هستند، در حالی که برخی دیگر به دلیل افت طبیعی مخازن قادر به پر کردن سهمیههای فعلی خود نیز نیستند.
پیشبینی نهاییسازی بازنگری مستقل ظرفیت تولید اعضا در سهماهه چهارم، شالوده جدیدی برای بازی قدرت درون ائتلاف پیریزی خواهد کرد. این بازنگری مستقل، مبناهای خط پایه (Baseline) جدیدی را تعریف میکند که معیار اصلی توزیع سهمیهها در سال ۲۰۲۷ و الگوی حذف تدریجی کاهشهای داوطلبانه خواهد بود. ورود به این کارزار چانهزنی پیچیده و فرسایشی، تمرکز و انرژی دیپلماتیک بالایی از وزرای نفت اعضا طلب میکند؛ در نتیجه، معقولترین تدبیر برای مدیریت ماههای پایانی سال، اتخاذ استراتژی «دست نزنید تا کار کند» بود. حفظ وضع موجود در دسامبر، فضای تنفسی و آرامش روانی لازم را برای ورود به این مذاکرات بنیادین فراهم میکند.
سیاست نفت، هنر زمانسنجی است. حفظ اهداف تولیدی اوپکپلاس در دسامبر را نباید انفعال یا بلاتکلیفی تعبیر کرد؛ بلکه این موضع، پاسخی سنجیده به ماتریسی پیچیده از عدم قطعیتهای ژئوپلیتیک، واقعیتهای لجستیکی و موازنهسازیهای درونی ائتلاف است. اوپکپلاس ترجیح داده است در میانه امواج متلاطم منطقهای، خود عامل ایجاد تلاطم جدیدی در شاخصهای برنت و وستتگزاس نباشد و با تثبیت جای پای خود در دسامبر، با خیالی آسودهتر وارد دالان مذاکرات دشوار بازتعریف ظرفیتها برای افق ۲۰۲۷ شود. بازار نفت دسامبر را با ثبات سهمیهها پشت سر خواهد گذاشت، اما پیام این تصمیم روشن است: ائتلاف هوشیارانه دست روی فرمان نگه داشته و برای نبردهای سهمیهای فردا آماده میشود.