جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
گندم در اسارت ۳ معضل
رضا پورحسین - روزنامه نگار
جهان اقتصاد: کمبود کود فسفاته، عدم اعلام بهموقع قیمت خرید تضمینی گندم و تأخیر طولانیمدت در پرداخت مطالبات گندمکاران سه معضل اساسی و بههمپیوسته هستند که در شرایط فعلی میتوانند کشت گندم را با اختلال شدید روبهرو کنند و امنیت غذایی کشور را تهدید نمایند.
گندم بهعنوان محصول استراتژیک و اصلی سفره ایرانیان، نیازمند برنامهریزی دقیق و حمایت عملی دولت است اما این سه مشکل در کنار هم انگیزه کشاورزان را کاهش داده و ممکن است سطح زیر کشت را بهطور چشمگیری پایین بیاورد.
کمبود کود فسفاته یکی از مهمترین چالشهای پیش روی کشاورزان است. فسفات نقش حیاتی در رشد ریشه، تشکیل دانه و افزایش عملکرد گندم دارد و کمبود آن باعث ضعیف شدن بوتهها، کاهش مقاومت در برابر تنشهای محیطی و افت شدید محصول میشود.
در سالهای اخیر به دلیل محدودیتهای وارداتی و مشکلات توزیع، بسیاری از کشاورزان نتوانستهاند به میزان کافی این کود را تهیه کنند و ناچار شدهاند یا از کودهای جایگزین کماثر استفاده کنند یا اساساً از مصرف آن صرفنظر نمایند.
این وضعیت بهویژه در مناطق دیم که وابستگی بیشتری به تغذیه مناسب خاک دارند، پیامدهای منفی بیشتری به همراه دارد و میتواند باعث شود کشاورزان از کشت گندم منصرف شوند یا سطح زیر کشت را کاهش دهند.
همزمان با این مشکل، عدم اعلام قیمت خرید تضمینی گندم نیز فضای نااطمینانی شدیدی ایجاد کرده است.
کشاورزان برای تصمیمگیری درباره نوع کشت و میزان سرمایهگذاری نیاز دارند بدانند دولت چه قیمتی را برای خرید محصول تضمین میکند.
وقتی این قیمت با تأخیر اعلام میشود یا در حدی تعیین میگردد که هزینههای تولید را پوشش ندهد، کشاورز احساس میکند ریسک بالایی متحمل میشود.
هزینههای کاشت، داشت و برداشت از جمله بذر، کود، سم، آب، نیروی کار و ماشینآلات هر سال افزایش مییابد و اگر قیمت تضمینی متناسب با این افزایشها نباشد، حاشیه سود کشاورز به صفر یا حتی منفی میرسد.
در چنین شرایطی بسیاری ترجیح میدهند زمین را به محصولات دیگر اختصاص دهند یا حتی آن را اجاره دهند و از چرخه تولید گندم خارج شوند. این نااطمینانی بهخصوص در استانهای اصلی تولیدکننده گندم تأثیر بیشتری دارد و میتواند زنجیره تأمین را مختل کند.
سومین معضل، عدم پرداخت بهموقع مطالبات گندمکاران است که اعتماد آنان به نظام خرید تضمینی را بهشدت تضعیف کرده است.
کشاورزانی که محصول خود را به مراکز خرید دولتی تحویل دادهاند، ماهها و گاه بیش از یک سال در انتظار دریافت وجه خود ماندهاند.
این تأخیر باعث میشود کشاورز نتواند بدهیهای خود را پرداخت کند، نهادههای فصل بعد را تهیه نماید یا هزینههای زندگی روزمره را تأمین کند.
در نتیجه بسیاری از آنان با مشکلات مالی جدی روبهرو شده و انگیزه خود را برای ادامه کشت از دست میدهند.
دولت به علت تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای ناشی از آن منابع مالی کافی در اختیار ندارد تا این مطالبات را بهسرعت پرداخت کند.
تحریمها دسترسی به منابع ارزی و درآمدهای نفتی را محدود کردهاند و بودجه عمومی تحت فشار قرار گرفته است. در چنین فضایی اولویتبندی هزینهها دشوار میشود و پرداخت مطالبات کشاورزان با تأخیر مواجه میگردد.
هرچند این محدودیت واقعی است اما پیامد آن مستقیماً بر دوش کشاورزان سنگینی میکند و چرخه تولید را مختل میسازد.
این سه مشکل در کنار هم اثر تجمعی خطرناکی دارند. کمبود کود فسفاته عملکرد را کاهش میدهد، نااطمینانی از قیمت تضمینی تصمیمگیری را سخت میکند و تأخیر در پرداخت مطالبات نقدینگی کشاورز را از بین میبرد.
نتیجه محتمل، کاهش سطح زیر کشت گندم، افت تولید داخلی و افزایش وابستگی به واردات است. واردات گندم در شرایط تحریم نه تنها هزینهبر است بلکه با ریسکهای لجستیکی و ارزی همراه است و میتواند قیمت نان و محصولات وابسته را در بازار داخلی تحت تأثیر قرار دهد.
علاوه بر این، خروج کشاورزان از چرخه تولید گندم پیامدهای اجتماعی نیز دارد؛ زیرا بسیاری از خانوارهای روستایی به این محصول وابسته هستند و کاهش درآمد آنان مهاجرت به شهرها و افزایش مشکلات حاشیهنشینی را به دنبال خواهد داشت.
برای جلوگیری از اختلال شدید در کشت گندم ضروری است که دولت ضمن تلاش برای تأمین کود فسفاته از طریق کانالهای ممکن، قیمت خرید تضمینی را بهموقع و واقعبینانه اعلام کند و سازوکارهای پرداخت سریعتر مطالبات را حتی در شرایط محدودیت مالی فراهم آورد.
بدون اقدام عملی در این سه حوزه، خطر اختلال جدی در تولید گندم و تهدید امنیت غذایی کشور جدیتر خواهد شد و جبران خسارتهای ناشی از آن در سالهای بعد بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.
بدون اقدام اساسی در حوزه رفع تحریم ها این ۳ معضل بیشتر می شود و قطعا معضل کمبود سوخت نیز به این موارد اضافه می شود.