صنعت بیمه کشور در نوآوری محصول، کجا ایستاده است؟
دکتر وحید نوبهار ـ دستیار مدیرعامل بانک دی در امور بانکداری و بیمه
صنعت بیمه کشور در زمینه بهبود خدمات، دیجیتالیسازی فرآیندها و بستهبندی محصولات پیشرفت قابل توجهی داشته؛ اما بین دستاوردهای مذکور و خلق محصولات اصیل بیمهای فاصله محسوسی وجود دارد. مسئله اصلی به کمبود ایده برنمیگردد، بلکه فقدان سازوکاری است که ایده را از مرحله پژوهش به محصول تجاری تبدیل کرده و برای دورهای معقول از آن در برابر تقلید سریع حمایت به عمل آورد.
واضح است که هر صنعت را میتوان از کیفیت و اصالت محصولاتش ارزیابی کرد. اگر محصولی بتواند پاسخی برای نیاز یا ریسکی فراهم کند که پیشتر راهکاری برای آن وجود نداشته، میتوان از نوآوری واقعی سخن گفت. اما هنگامی که تفاوت محصولات تازه به تغییر نام، بستهبندی، شیوه عرضه یا ترکیب چند خدمت محدود شود، صنعت بیش از آنکه تولیدکننده ایده باشد، بازتولیدکننده تجربههای پیشین خواهد بود. معیار فوق در صنعت بیمه اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که بیمهنامه نتیجه تحلیل ریسک، محاسبات اکچوئری، شناخت تحولات اقتصادی و پیشبینی مخاطرات آینده است.
واقعیت این است که بررسی محصولات معرفیشده در صنعت بیمه کشور طی سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ تصویر دوگانهای را ارائه میکند. از یک سو شرکتهای بیمهگر تلاش کردهاند با معرفی طرحهایی در حوزه بیمههای زندگی، سرمایهگذاری، خانواده، خدمات درمان دیجیتال و بستههای متنوع مسئولیت، بازار را پویاتر کنند. از سوی دیگر، مطالعه ساختار این محصولات گواه آن است که بخش عمده آنها بر پایه پوششهای موجود طراحی شده و نوآوری بیشتر در شیوه ارائه، بازاریابی و ترکیب خدمات مشاهده شده است.
نمونههای روشن این رویکرد را میتوان در بخشهای مختلف بازار ردیابی کرد؛ در بیمههای زندگی، برخی شرکتها پوشش بیمهای را با سرمایهگذاری در صندوقها تلفیق کردهاند که اگرچه جذاب است، اما تفاوتی با الگوهای سنتی عمر اندوختهدار یا مدل بینالمللی بیمههای سرمایهگذاری واحدمحور (Unit-Linked) ندارد و بیشتر بومیسازی تجارب خارجی است. در حوزه درمان تکمیلی نیز اقداماتی چون توسعه نسخه الکترونیکی، پرداخت برخط خسارت و ارزیابی غیرحضوری، سرعت و رضایت مشتری را بهبود دادهاند، اما ماهیت قرارداد و محصول را دگرگون نساختهاند. همین وضعیت در بیمههای اموال و مسئولیت نیز حاکم است؛ جایی که بستههای ویژه اصناف و کسبوکارها، صرفاً از کنار هم قرار گرفتن پوششهای سنتیِ حوادث، آتشسوزی و مسئولیت شکل گرفتهاند و سازوکار تازهای برای مدیریت ریسک ارائه نمیدهند. تمام این اقدامات، طبق استانداردهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، در گروه «نوآوری فرآیندی» یا «نوآوری بازاریابی» قرار میگیرند و ارتباطی با «نوآوری محصول» ندارند؛ تفکیکی حیاتی که نادیده گرفتن آن، ارزیابی ظرفیت واقعی نوآوری شرکتها را با خطا همراه میسازد.
بهرهگیری از الگوهای موفق جهانی یا توجه به ریسکهای نوین دیجیتال اقدامات ارزشمندی هستند، اما زمانی میتوان از نوآوری اصیل سخن گفت که محصول متناسب با ویژگیهای اقتصادی، حقوقی و اجتماعی کشور طراحی شده و پاسخی برای مسئلهای ارائه دهد که پیشتر راهکار بیمهای مشخصی نداشته است.
جالب توجه است که سرعت بالای تکثیر محصولات از نشانههای محدود بودن نوآوری در صنعت بیمه کشور است. تجربه گواه آن است که فاصله زمانی معرفی یک محصول توسط یک شرکت و عرضه نمونههای مشابه از سوی سایر شرکتها، گاه به چند ماه محدود میشود. هرچند رقابت و الگوبرداری بخش طبیعی از اقتصاد بازار است، اما زمانی که تقلید بسیار سریع انجام شود، انگیزه سرمایهگذاری در پژوهش، طراحی محصول و توسعه الگوهای اکچوئری کاهش مییابد؛ چرا که مزیت رقابتی شرکت نوآور در مدت کوتاهی از بین میرود.
ریشهیابی شرایط فوق نشان میدهد که تحقیق و توسعه هنوز جایگاه راهبردی در بسیاری از شرکتهای بیمهگر پیدا نکرده و توسعه محصول بیشتر بر عهده واحدهای بازاریابی یا مدیریت فنی است. بنابراین، اصلاح نرخ یا افزودن چند پوشش فرعی جایگزین پژوهش میانرشتهای و طراحی محصولات نو میشود. صورتهای مالی بیمهگران نیز گواه آن است که سهم هزینههای تحقیق و توسعه در مقایسه با صنایع دانشبنیان و شبکه بانکی بسیار محدود است؛ از این رو انتظار خلق محصولات کاملاً جدید چندان واقعبینانه نیست. در مقابل، بیمهگران موفق بینالمللی هر سال سرمایه قابل توجهی را به آزمایشگاههای نوآوری، شتابدهندهها و سرمایهگذاری خطرپذیر اختصاص میدهند تا محصولاتی متناسب با تحولات جدید خلق کنند.
اقتصاد کنونی کشور با مخاطرات تازهای در حوزههای پلتفرمی، زنجیره تأمین دارو، انرژیهای تجدیدپذیر، امنیت سایبری، سالمندی جمعیت، خدمات مراقبت در منزل، اقتصاد داده، هوش مصنوعی و ریسکهای زیستمحیطی روبهروست که بیمهنامههای متعارف پاسخگوی آنها نیستند. با وجود این، سهم این حوزهها در سبد محصولات دو سال گذشته همچنان محدود بوده است. تا زمانی که زیرساخت لازم شکل نگیرد، رقابت بین بیمهگران بر عرضه نسخههای مشابه از محصولات موجود متمرکز خواهد ماند که در بلندمدت توان نوآوری صنعت را محدود میکند.
همچنین شایان توجه است که بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران با رویکرد حمایتگرانه، گامهای ارزشمندی در مسیر توسعه فناوریهای بیمهای، گسترش خدمات دیجیتال و فراهمسازی بستر عرضه محصولات نوین برداشته است. استمرار فعالیتهای نهاد ناظر همراه با توسعه محیط آزمون تنظیمگری (سندباکس)، تسهیل فرآیند ارزیابی محصولات جدید، بهرهگیری از نظارت مبتنی بر ریسک و تقویت تعامل بین بیمهگران، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان میتواند زمینهساز شکلگیری نسل نوین محصولات بیمهای باشد که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای امروز، ریسکهای آتی اقتصادی را نیز پوشش داده و جایگاه صنعت بیمه کشور را در عرصه نوآوری ارتقا بخشند.