گزارش «جهان اقتصاد» از بحران هرمز تا بنبست دریای سرخ
توفان در شاهرگ انرژی جهان!
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
بازار جهانی نفت بار دیگر در کانون یک زلزله ژئوپلیتیکی تمامعیار قرار گرفته است؛ زلزلهای که امواج سهمگین آن نه در قالب نوسانات جزئی روزمره، بلکه در قامت یک جهش ساختاری و تغییر رژیم قیمتی نمایان شده است. در معاملات پایانی هفته، شاخصهای مرجع بازار نفت با عبور مقتدرانه از مرز روانی ۱۰۰ دلار، رکوردهای چندماهه را جابهجا کردند. نفت خام برنت با لمس سقف ۱۰۹ دلار و ۹۷ سنت، تا آستانه تسخیر کانال ۱۱۰ دلاری پیشروی کرد و شاخص وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با تثبیت در فراتر از ۱۰۳ دلار، بازدهی هفتگی بالای ۱۲ درصد را به ثبت رساند.
این رالی صعودی شتابان، نمایانگر واکنشی بنیادین به گسترش شعلههای بحران در منطقه خاورمیانه و تهدید مستقیم شریانهای حیاتی انتقال انرژی است. واقعیت آن است که تحولات اخیر و تنشهای نظامی پدیدآمده ناشی از ماجراجوییهای واشنگتن، بازار را با کابوس همیشگی خود یعنی «قطع بلندمدت و سیستماتیک عرضه فیزیکی» روبهرو کرده است؛ وضعیتی که بازارهای مصرف را از لاک دفاعی خارج ساخته و به سوی بیشواکنشهای قیمتی سوق داده است.
نقطه عطف رویدادهای اخیر که محرک اصلی جهش اخیر به شمار میرود، سرایت ناامنی فراتر از مرزهای خلیج فارس به سایر مجاری حیاتی انتقال نفت است. برای دههها، استراتژیستهای حوزه انرژی خط لوله شرق-غرب عربستان (پترولاین) را که نفت خام را از میادین شرقی در ابقیق به بندر ینبع در کرانه دریای سرخ متصل میکند، به عنوان تنها سوپاپ اطمینان و مسیر جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز تعریف میکردند. اما تحولات میدانی تازه و هدف قرار گرفتن این شاهراه استراتژیک، عملاً این فرضیه امنیتی را با چالشی بیسابقه مواجه کرد.
پیام صریح این رخداد برای اتاقهای بازرگانی و میزهای معاملات انرژی در نیویورک، لندن و سنگاپور این است که هیچ کوریدور جایگزینی در منطقه مصون از ریسکهای فراگیر امنیتی نیست. همزمان، وضعیت در خود تنگه هرمز نیز بهشدت ملتهب و نیمهتعطیل توصیف میشود. دادههای ردیابی جریانهای دریایی حکایت از آن دارد که حجم نفت و فرآوردههای عبوری از این شاهراه حیاتی به حدود نصف سطوح معمول (یعنی افت از مرز روزانه ۲۰ میلیون بشکه به محدودهای میان ۶ تا ۱۰ میلیون بشکه) سقوط کرده است. حتی اگر برخی محمولهها همچنان با پذیرش ریسکهای تصاعدی بیمهای در حال تردد باشند، شکنندگی زنجیره تأمین چنان عیان است که هرگونه مانور تنشزا میتواند جریان باقیمانده را نیز بهکلی مسدود سازد.
پیامدهای این بحران فیزیکی، بسیار سریعتر از آنچه سیاستگذاران غربی تصور میکردند، به بخش پاییندستی و پمپهای سوخت سرایت کرده است. بازار فرآوردهها بهویژه در بخش دیزل و سوختهای میانتقطیر، در معرض یک فشار مضاعف قرار گرفته است؛ چراکه همزمانی بحران عرضه در خلیج فارس با اختلالات ظرفیت پالایشی در شرق اروپا، کمبود عرضه سوختهای سنگین و تجاری را تشدید کرده است.
شکسته شدن سقف ۶ دلار در هر گالن گازوئیل در بازار داخلی ایالات متحده، یک هشدار عینی از آغاز دور جدیدی از تورم ساختاری در زنجیره لجستیک جهانی است. گازوئیل به عنوان سوخت اصلی حملونقل کالا و صنایع مادر، نقشی پیشران در هزینههای نهایی تولید دارد و جهش آن به معنی انتقال مستقیم بار بحران ژئوپلیتیک به معیشت مصرفکنندگان نهایی و تشدید فشارهای رکود-تورمی بر اقتصادهای غربی است.
تداوم این شرایط سبب شده است که نهادهای برجسته پولی و سرمایهگذاری بینالمللی ناگزیر به بازنگری اساسی در مدلهای ارزشگذاری میانمدت و بلندمدت خود شوند. اگر تا پیش از این، پیشبینیها بر مبنای مهارپذیری بحران و بازگشت زودهنگام قیمتها به کانال ۷۰ تا ۸۰ دلار استوار بود، اکنون اجماع نوینی در حال شکلگیری است که حاکی از پایداری تنشها و تداوم کفهای قیمتی بالا تا سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ است.
ارزیابیها نشان میدهد که حتی با فرض عدم گسترش جغرافیایی درگیریها، ترمیم لجستیک دریایی، حلوفصل دعاوی بیمهای و بازسازی خطوط انتقال آسیبدیده، فرآیندی زمانبر خواهد بود که تعادل عرضه و تقاضا را دستکم تا اواسط سال ۲۰۲۷ به تعویق میاندازد. بالا بردن چشمانداز میانگین قیمتها به محدوده ۸۵ تا ۹۰ دلار و حتی ارقام بالاتر برای بازه دو تا سه سال آینده، منعکسکننده این واقعیت است که «پرمیوم ریسک ژئوپلیتیک» دیگر یک متغیر زودگذر نیست، بلکه به عنوان یک مؤلفه ثابت در بهای تمامشده انرژی تثبیت شده است.
در برهه حساس کنونی، پرسش بنیادین این است: آیا نفت میتواند در تراز کنونی تثبیت شود یا اینکه باید منتظر ورود به رژیم قیمتی ۱۲۰ دلاری و فراتر از آن باشیم؟ پاسخ به این پرسش، کمتر به مانورهای لفظی و بیانیههای سیاسی و بیشتر به «واقعیت جریانهای فیزیکی بارگیری در بنادر» و «رفتار خریداران بزرگ آسیایی» وابسته است.
چین به عنوان بزرگترین خریدار و واردکننده نفت خام در جهان، نقشی تعیینکننده در این پازل ایفا میکند. رفتار خرید پکن در بازار نقدی (Spot) و راهبرد ذخیرهسازی این کشور میتواند شدت اثر کسری عرضه را خنثی یا دوچندان کند. اگر عطش وارداتی اقتصادهای آسیایی در مواجهه با کاهش فیزیکی محمولههای خلیج فارس بدون تغییر باقی بماند، رقابت شدید میان پالایشگاهها برای تضمین خوراک، به طور اجتنابناپذیر بازار را به سطوح قیمتی تاریخی هدایت خواهد کرد.
جهش اخیر برنت به مرز ۱۱۰ دلار، صرفاً یک موج هیجانی کوتاهمدت ناشی از اخبار جنگی نیست؛ بلکه بازتابی از آسیبپذیری ساختاری زیرساختهای صادراتی خاورمیانه در برابر ماجراجوییهای نظامی و اثبات این گزاره کهن است که امنیت انرژی در جهان، پیوندی ناگسستنی و تجزیهناپذیر با امنیت و ثبات پایدار در منطقه خلیج فارس دارد.
از بین رفتن مصونیت خطوط موازی و تداوم بحران عبور امن از تنگه هرمز نشان داد که سازوکارهای سنتی مدیریت بحران غربی کارآمدی خود را از دست دادهاند. با توجه به شواهد موجود، بازار نفت وارد دورهای از عدمقطعیت ساختاری و بازآرایی زنجیرههای تأمین شده است؛ دورهای که در آن نفت گرانقیمت، هزینههای سرسامآور بیمه دریایی و جستوجو برای خوراک پایدار، اقتصاد جهانی را دستکم تا چند سال آینده تحت الشعاع نظمی نوین قرار خواهد داد.