جهان اقتصاد بررسی میکند؛
بورس در آستانه یک انتخاب و فتح
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
عبور شاخص کل بورس تهران در روز گذشته از مرز ۶ میلیون واحد، بازار سرمایه را به یکی از حساسترین مقاطع خود رسانده است؛ جایی که ادامه صعود دیگر فقط به ورود نقدینگی و هیجان خرید وابسته نیست. بازار اکنون به پشتوانهای واقعی برای حفظ این ارتفاع نیاز دارد؛ از سودآوری شرکتها و ثبات سیاستهای اقتصادی گرفته تا اعتماد سرمایهگذاران. رکورد جدید میتواند آغاز یک دوره تازه از رونق باشد، اما اگر رشد قیمتها از واقعیتهای اقتصادی فاصله بگیرد، همین قله تاریخی میتواند به نقطه آغاز یک اصلاح سنگین تبدیل شود.
شاخص کل بورس تهران با رشد بیش از ۱۲۷ هزار واحدی از سطح ۶ میلیون واحد عبور کرد و به محدوده ۶ میلیون و ۸۰ هزار واحد رسید. عبور از این مرز، بدون تردید یک اتفاق مهم برای بازار سرمایه ایران است؛ اما اهمیت واقعی آن نه در تعداد صفرهای روی تابلو، بلکه در این پرسش نهفته است که بورس از اینجا به بعد با چه پشتوانهای میتواند حرکت کند.
رکوردشکنی معمولاً فضای بازار را تغییر میدهد. معاملهگری که تا چند هفته قبل نسبت به آینده بورس تردید داشت، حالا با مشاهده رشد شاخص دوباره به بازار نگاه میکند. سرمایهگذاری که مدتها نقدینگی خود را بیرون از بورس نگه داشته بود، ممکن است به فکر ورود بیفتد و همین تغییر رفتار میتواند موج تازهای از تقاضا ایجاد کند.
اما همینجا نخستین نگرانی شکل میگیرد؛ آیا این پول به دلیل جذابیت بنیادی بازار وارد میشود یا صرفاً به این دلیل که سرمایهگذار نمیخواهد از موج صعودی جا بماند؟
تفاوت این دو، برای آینده بورس بسیار مهم است.
اگر سرمایه جدید بر مبنای تحلیل سودآوری شرکتها، چشمانداز صنایع و ارزشگذاری منطقی وارد شود، رکورد ۶ میلیون واحد میتواند آغاز یک روند باثباتتر باشد. اما اگر انگیزه اصلی، ترس از عقب ماندن از بازار باشد، رشد قیمتها میتواند سرعتی بیشتر از رشد واقعی شرکتها پیدا کند و در ادامه، بازار را با ریسک اصلاح مواجه سازد.
در چنین شرایطی، قرمز شدن چند روزه بورس لزوماً اتفاق بدی نیست. بازار سالم باید بتواند اصلاح کند، سود شناسایی شود و عرضه و تقاضا دوباره به تعادل برسند. نگرانی اصلی زمانی شکل میگیرد که اصلاح طبیعی به موج ترس تبدیل شود و خروج سرمایه به شکل زنجیرهای اتفاق بیفتد.
از همین منظر، هدف سیاستگذار نباید این باشد که بورس را به هر قیمتی سبز نگه دارد. سبز ماندن مصنوعی شاخص شاید در کوتاهمدت تصویر مثبتی ایجاد کند، اما نمیتواند جایگزین رشد واقعی سود شرکتها شود.
آنچه بازار نیاز دارد، محیطی است که شرکتها بتوانند در آن برای آینده برنامهریزی کنند.
تغییرات ناگهانی مقررات، ابهام در سیاستهای ارزی، تصمیمات غیرقابل پیشبینی درباره قیمتگذاری، هزینه انرژی و تجارت خارجی، همگی میتوانند محاسبات بنگاهها را تغییر دهند. وقتی شرکت نتواند سود سال آینده خود را با اطمینان نسبی پیشبینی کند، سرمایهگذار نیز نمیتواند ارزش واقعی سهم را بهدرستی محاسبه کند.
بنابراین شاید مهمترین حمایت از بورس، حمایت مستقیم از قیمت سهام نباشد؛ بلکه ایجاد ثبات در اقتصادی باشد که شرکتهای بورسی در آن فعالیت میکنند.
از طرف دیگر، بورس برای ادامه روند صعودی به نقدینگی نیاز دارد، اما پول به تنهایی کافی نیست. بازار به سرمایهای احتیاج دارد که ماندگارتر باشد و با نخستین نشانه نگرانی از بازار خارج نشود.
در این نقطه، توسعه صندوقهای سرمایهگذاری و افزایش نقش سرمایهگذاران نهادی اهمیت پیدا میکند. هرچه سهم سرمایهگذاری حرفهای بیشتر شود، رفتار بازار نیز میتواند از هیجانهای لحظهای فاصله بگیرد.
رکورد ۶ میلیون واحدی همچنین میتواند یک فرصت مهم برای اقتصاد باشد. بازار سرمایه اگر فقط محل افزایش قیمت سهام باقی بماند، اثر آن بر اقتصاد واقعی محدود خواهد بود. اما اگر رونق بورس بتواند منابع مالی را به سمت افزایش تولید، توسعه بنگاهها و سرمایهگذاری جدید هدایت کند، آنگاه رشد بازار سهام معنای اقتصادی عمیقتری پیدا خواهد کرد.
در واقع، بهترین سناریو برای بورس این نیست که شاخص هر روز رکورد جدیدی ثبت کند؛ بهترین سناریو این است که شرکتها بزرگتر شوند، سود بیشتری بسازند، سرمایهگذاری افزایش پیدا کند و در نهایت رشد شاخص با رشد اقتصاد واقعی همراه شود.
اکنون بازار در یک نقطه تعیینکننده قرار دارد. عبور از ۶ میلیون واحد میتواند اعتماد عمومی به بورس را افزایش دهد، اما همین افزایش توجه، مسئولیت بیشتری نیز ایجاد میکند. ورود سرمایهگذاران جدید، اگر بدون شناخت ریسک و صرفاً با انگیزه کسب سود سریع انجام شود، میتواند نوسان بازار را افزایش دهد.
به همین دلیل، در روزهای پس از این رکورد باید بیش از خود شاخص به رفتار بازار توجه کرد.