جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

نوسازی؛ نسخه منطقی برای بحران مسکن

رضا پورحسین - روزنامه نگار

شناسه خبر: 190916
نوسازی؛ نسخه منطقی برای بحران مسکن

جهان اقتصاد: توسعه افقی و عرضه گسترده زمین خام در کلانشهرهایی مانند تهران نمی‌تواند پاسخ کاملی به بحران مسکن باشد، زیرا محدودیت‌های جغرافیایی، زیست‌محیطی، زیرساختی و اقتصادی این شهرها چنین رویکردی را ناکارآمد و حتی زیان‌بار می‌سازد.

تهران با جمعیتی بیش از ۱۰ میلیون نفر در محدوده رسمی و بیش از پانزده میلیون نفر در منطقه کلانشهری، با کوهستان‌های البرز در شمال، کویر در جنوب و محدودیت‌های شدید آبی و زیست‌محیطی محصور شده است.  
گسترش بی‌رویه به سمت حاشیه نه تنها زمین‌های کشاورزی و فضای سبز را نابود می‌کند، بلکه هزینه‌های سنگین ایجاد شبکه‌های حمل‌ونقل، آب، برق، گاز و فاضلاب را بر دوش دولت و شهروندان می‌گذارد.
تجربه دهه‌های اخیر نشان داده که توسعه افقی منجر به پراکندگی شهری، افزایش زمان سفرهای روزانه، تشدید آلودگی هوا و ایجاد سکونتگاه‌های ناپایدار شده است که خود بحران مسکن را پیچیده‌تر می‌کند.
عرضه زمین خام در حاشیه، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت تعداد واحدهای مسکونی را افزایش دهد اما به دلیل فاصله از مراکز اشتغال، خدمات و زیرساخت‌های موجود، تقاضای واقعی را برآورده نمی‌کند و اغلب به شکل‌گیری بافت‌های کم‌تراکم و ناکارآمد منجر می‌شود که نگهداری آن‌ها در بلندمدت پرهزینه است.
در مقابل، ظرفیت‌های نهفته در درون شهر، به ویژه بافت‌های فرسوده، فرصت‌های بسیار مهم‌تری برای حل بحران مسکن فراهم می‌کنند.
بخش قابل توجهی از مناطق مرکزی و میانی تهران را بافت‌های فرسوده تشکیل می‌دهند که با وجود موقعیت ممتاز از نظر دسترسی به خدمات و اشتغال، دچار فرسودگی کالبدی، ضعف سازه‌ای و کمبود کیفیت زندگی هستند.
نوسازی درون‌شهری و بازآفرینی این بافت‌ها می‌تواند بدون نیاز به گسترش افقی، واحدهای مسکونی با کیفیت بالاتر و تراکم مناسب‌تری تولید کند.
این رویکرد نه تنها عرضه مسکن را افزایش می‌دهد، بلکه با بهبود ایمنی در برابر زلزله، کاهش مصرف انرژی و ارتقای فضای عمومی، کیفیت زندگی ساکنان را نیز بهبود می‌بخشد البته به شرطی که میراث تاریخی مرکز شهر به این بهانه تخریب نشود.
تجربه پروژه‌های موفق بازآفرینی در برخی محلات تهران نشان داده که با مشارکت ساکنان، تسهیلات مالی مناسب و ضوابط شهرسازی انعطاف‌پذیر، می‌توان همزمان مالکیت موجود را حفظ کرد و واحدهای جدید اضافه نمود. 
توسعه مسکن استیجاری نیز نقش حیاتی در تکمیل این سیاست‌ها دارد. در شرایطی که بخش عمده‌ای از تقاضا در کلانشهرها مربوط به خانوارهای جوان، مهاجران و اقشار متوسط رو به پایین است که توان خرید ندارند، تمرکز صرف بر مسکن ملکی ناکافی است. 
ایجاد واحدهای استیجاری با کیفیت، تحت مدیریت نهادهای عمومی یا بخش خصوصی تحت نظارت، می‌تواند دسترسی به مسکن مناسب را تسهیل کند و از فشار بر بازار خرید بکاهد.  
این نوع مسکن همچنین انعطاف‌پذیری بیشتری برای خانوارها در تطبیق با تغییرات شغلی و خانوادگی فراهم می‌آورد و از حباب‌های قیمتی ناشی از تقاضای سفته‌بازانه جلوگیری می‌کند.
البته استفاده از ظرفیت بافت‌های فرسوده و توسعه مسکن استیجاری باید در کنار سیاست‌های تأمین مالی هوشمند و افزایش عرضه هدفمند قرار گیرد.
تسهیلات بانکی با نرخ مناسب برای نوسازی، مشوق‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاران در پروژه‌های درون‌شهری، و ایجاد صندوق‌های تخصصی برای مسکن استیجاری از جمله ابزارهایی هستند که می‌توانند منابع مالی را به سمت اولویت‌های واقعی هدایت کنند. 
افزایش عرضه نیز نباید صرفاً به معنای ساخت واحدهای بیشتر در حاشیه باشد، بلکه باید بر تولید مسکن متناسب با نیاز واقعی، در مکان‌های مناسب و با استانداردهای کیفی متمرکز شود.  
ترکیب این سیاست‌ها می‌تواند چرخه معیوب توسعه افقی را بشکند و به جای مصرف بی‌رویه منابع محدود، از ظرفیت‌های موجود شهر به شکل بهینه بهره ببرد.
بحران مسکن در کلانشهرهایی مانند تهران بیش از آنکه مسئله کمبود مطلق زمین باشد، مسئله مدیریت نادرست فضا، نبود هماهنگی میان سیاست‌های شهری و مالی، و غفلت از ظرفیت‌های درونی است. حرکت به سوی نوسازی درون‌شهری، بازآفرینی بافت‌های فرسوده و گسترش نظام مسکن استیجاری، همراه با تأمین مالی پایدار و عرضه هوشمند، مسیر پایدارتری برای پاسخ به نیازهای مسکن شهروندان فراهم می‌کند و از تکرار اشتباهات توسعه افقی جلوگیری می‌نماید. این رویکرد نه تنها به کاهش فشار بر محیط زیست و زیرساخت‌ها کمک می‌کند، بلکه عدالت فضایی را نیز تقویت می‌کند و شهر را به مکانی زنده‌تر و کارآمدتر تبدیل می‌سازد.

ارسال نظر