جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

چرا رشد اسمی بورس محتمل است، اما نه واقعی؟

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 188219
چرا رشد اسمی بورس محتمل است، اما نه واقعی؟

برآیند متغیرهای کلان اقتصاد نشان می‌دهد بازار سرمایه در یک‌سال آینده می‌تواند از نظر عددی رشد کند، اما فشار تورم، افزایش ریسک‌ها و ضعف سودآوری واقعی شرکت‌ها باعث می‌شود این رشد لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید یا خلق بازدهی واقعی نباشد.

 

چشم‌انداز بازار سرمایه در شرایط فعلی بیش از آنکه به متغیرهای بنیادی کلاسیک مانند رشد تولید یا بهبود پایدار سودآوری شرکت‌ها وابسته باشد، تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل کلان شامل تورم، نرخ ارز، نرخ بهره و سطح ریسک‌های سیاسی و اقتصادی قرار گرفته است. همین ترکیب باعث شده تصویر آینده بورس، بیشتر به سمت رشد اسمی متمایل باشد تا رشد واقعی.

در سطح سودآوری شرکت‌ها، نشانه‌ها حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از افزایش سود گزارش‌شده، نه ناشی از بهبود بهره‌وری یا رشد واقعی تولید، بلکه نتیجه تورم عمومی و تعدیل‌های قیمتی است. در چنین شرایطی، اگرچه اعداد سودآوری افزایش پیدا می‌کنند، اما قدرت خلق ارزش واقعی در اقتصاد لزوماً هم‌جهت با آن حرکت نمی‌کند. محدودیت انرژی، افزایش هزینه‌های تولید، افت تقاضای مؤثر و نوسانات سیاستی نیز فشار مضاعفی بر سودآوری واقعی صنایع وارد کرده‌اند.

از سوی دیگر، نسبت قیمت به سود (P/E) که یکی از شاخص‌های کلیدی ارزش‌گذاری بازار محسوب می‌شود، در اقتصادهای تورمی بیش از آنکه یک عدد ثابت باشد، تابعی از انتظارات سرمایه‌گذاران، نرخ بهره و سطح ریسک است. در شرایط فعلی، افزایش نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی، به‌طور طبیعی باعث افزایش «صرف ریسک» شده و این موضوع می‌تواند ظرفیت رشد P/E را محدود کند.

در کنار این متغیرها، نرخ بهره نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در رفتار بازار دارد. هرچند در ظاهر افزایش نرخ‌های سود می‌تواند فشار منفی بر بازار سهام ایجاد کند، اما در اقتصادهایی با تورم بالا، آنچه اهمیت بیشتری دارد نرخ بهره حقیقی است. زمانی که نرخ تورم انتظاری از نرخ سود اسمی پیشی می‌گیرد، در واقع نرخ بهره حقیقی منفی می‌شود و همین موضوع می‌تواند انگیزه ورود سرمایه به بازارهای دارایی از جمله بورس را افزایش دهد.

در چنین فضایی، بخشی از نقدینگی به‌جای ماندن در ابزارهای درآمد ثابت، به سمت دارایی‌هایی حرکت می‌کند که امکان حفظ ارزش پول را دارند. این رفتار، یکی از عوامل مهمی است که از رشد اسمی بازارهای مالی حمایت می‌کند، حتی اگر شرایط بنیادی اقتصاد بهبود نیافته باشد.

با این حال، این رشد اسمی الزاماً به معنای افزایش رفاه یا خلق ثروت واقعی نیست. زمانی که رشد قیمت سهام عمدتاً ناشی از کاهش ارزش پول ملی و افزایش سطح عمومی قیمت‌ها باشد، نمی‌توان آن را معادل رشد واقعی اقتصاد در نظر گرفت. در چنین شرایطی، شاخص‌ها افزایش می‌یابند، اما قدرت خرید سرمایه‌گذار و کارایی واقعی شرکت‌ها به همان نسبت بهبود پیدا نمی‌کند.

از منظر ساختاری، بازار سرمایه در یک‌سال آینده با دو نیروی متضاد مواجه خواهد بود. از یک سو نرخ بهره حقیقی منفی و تداوم تورم می‌تواند از جریان نقدینگی به سمت دارایی‌ها حمایت کند و زمینه رشد اسمی قیمت‌ها را فراهم آورد. از سوی دیگر، افزایش ریسک‌های سیستماتیک، محدودیت‌های تولیدی و ضعف رشد اقتصادی واقعی، مانع از شکل‌گیری یک روند پایدار در سودآوری شرکت‌ها و بازدهی واقعی بازار می‌شود.

در مجموع، چشم‌انداز پیش‌رو نشان می‌دهد بازار سرمایه در بهترین حالت می‌تواند رشد عددی را تجربه کند، اما این رشد در غیاب بهبود متغیرهای بنیادی، به سختی به معنای افزایش واقعی ثروت یا بهبود پایدار عملکرد اقتصادی خواهد بود. بنابراین تفکیک میان «رشد اسمی» و «رشد واقعی» در تحلیل بازار، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.

 

ارسال نظر