جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

کوچک‌شدن دلاری بورس؛ هشداری فراتر از شاخص

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189450
کوچک‌شدن دلاری بورس؛ هشداری فراتر از شاخص

وقتی ارزش بازاری که قرار است آینه بخش مهمی از اقتصاد کشور باشد به زیر مرز ۱۰۰ میلیارد دلار می‌رسد، مسئله دیگر فقط قرمز و سبز شدن تابلو معاملات نیست. افت ارزش دلاری بورس را باید نشانه‌ای از فشار هم‌زمان متغیرهایی دانست که از کاهش قدرت پول ملی و تردید سرمایه‌گذاران تا ریسک‌های اقتصادی و سیاسی امتداد پیدا کرده‌اند؛ متغیرهایی که می‌توانند حتی در روزهای صعود شاخص نیز سایه خود را بر بازار حفظ کنند.

تازه‌ترین برآورد از ارزش بازار سرمایه ایران، عددی در حدود ۹۸ میلیارد دلار را نشان می‌دهد؛ رقمی که بیش از آنکه صرفاً یک آمار برای مقایسه با بازارهای دیگر باشد، می‌تواند تصویری متفاوت از وضعیت بورس ارائه دهد. در اقتصادی که معمولاً توجه عمومی به تغییرات ریالی شاخص کل و قیمت سهام معطوف است، محاسبه ارزش دلاری بازار زاویه دیگری را پیش روی تحلیلگران قرار می‌دهد؛ زاویه‌ای که اثر کاهش ارزش پول ملی و فاصله ایجادشده میان رشد اسمی دارایی‌ها و ارزش واقعی آنها را آشکارتر می‌کند.

نخستین نکته این است که نباید افت ارزش دلاری بورس را الزاماً معادل سقوط قیمت تمام سهام دانست. ارزش بازار به ریال محاسبه می‌شود و تبدیل این رقم به دلار مستقیماً تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارد. به همین دلیل ممکن است قیمت سهام یا حتی شاخص کل در یک دوره افزایش پیدا کند، اما هم‌زمان با جهش نرخ ارز، ارزش دلاری کل بازار کاهش یابد. همین تناقض ظاهری نشان می‌دهد که اتکا به شاخص‌های ریالی به تنهایی نمی‌تواند تصویر کاملی از وضعیت بازار سرمایه ارائه کند.

در واقع یکی از مشکلات اقتصادهای تورمی همین تفاوت میان «رشد اسمی» و «رشد واقعی» است. افزایش قیمت یک دارایی لزوماً به معنای افزایش قدرت اقتصادی دارنده آن نیست. اگر قیمت سهام ۳۰ درصد رشد کند اما در همان دوره ارزش پول ملی با سرعت بیشتری کاهش یابد، سرمایه‌گذار در محاسبات ریالی سود کرده است، ولی ارزش دارایی او در مقیاس دلاری ممکن است کاهش پیدا کرده باشد. بنابراین پایین آمدن ارزش دلاری بورس را می‌توان بخشی از مسئله بزرگ‌تری دانست که به قدرت خرید پول، تورم و بی‌ثباتی متغیرهای کلان اقتصادی بازمی‌گردد.

عبور ارزش بازار به محدوده کمتر از ۱۰۰ میلیارد دلار از منظر مقایسه‌ای نیز قابل توجه است. هنگامی که ارزش مجموعه بزرگی از شرکت‌های بورسی یک اقتصاد با ارقام مالی برخی شرکت‌های بزرگ بین‌المللی مقایسه می‌شود، تفاوت مقیاس‌ها بیش از گذشته خودنمایی می‌کند. البته چنین مقایسه‌هایی باید با احتیاط انجام شوند؛ زیرا ساختار اقتصادی، شیوه ارزش‌گذاری، نرخ ارز، میزان سهام شناور و شرایط فعالیت شرکت‌ها در کشورهای مختلف یکسان نیست. با این حال، کوچک شدن ارزش دلاری بورس همچنان حامل یک پیام مهم است: بازار سرمایه ایران در مقیاس جهانی با محدودیت جدی ارزش‌گذاری روبه‌رو شده است.

بخش مهمی از این وضعیت را باید در افزایش «صرف ریسک» جست‌وجو کرد. سرمایه‌گذار هنگام خرید سهم تنها سودآوری فعلی شرکت را نمی‌بیند، بلکه آینده را نیز قیمت‌گذاری می‌کند. هر اندازه نااطمینانی درباره نرخ ارز، سیاست‌های اقتصادی، مقررات، هزینه انرژی، نحوه قیمت‌گذاری محصولات، صادرات یا تحولات سیاسی بیشتر باشد، سرمایه‌گذار برای پذیرفتن ریسک، بازده بالاتری مطالبه می‌کند. نتیجه چنین شرایطی می‌تواند کاهش نسبت‌های ارزش‌گذاری و باقی ماندن قیمت سهام در سطوح پایین‌تر از ظرفیت‌های اسمی شرکت‌ها باشد.

از این منظر، مشکل بورس فقط کمبود خریدار در چند جلسه معاملاتی نیست. مسئله اصلی به اعتماد و قابلیت پیش‌بینی اقتصاد مربوط می‌شود. پول معمولاً از محیطی که تصمیم‌گیری در آن دشوار و آینده آن مبهم است فاصله می‌گیرد یا دست‌کم با احتیاط بیشتری وارد می‌شود. وقتی سرمایه‌گذار نتواند تصویری نسبتاً روشن از چند ماه آینده داشته باشد، طبیعی است که بخشی از نقدینگی به سمت بازارهایی حرکت کند که واکنش سریع‌تری به تورم و نرخ ارز دارند.

همین مسئله می‌تواند توضیح دهد چرا افزایش نرخ ارز همیشه به رونق پایدار بورس منجر نمی‌شود. در نگاه نخست، رشد ارز برای شرکت‌های صادراتی و بنگاه‌هایی که درآمد ارزی دارند یک مزیت محسوب می‌شود و می‌تواند درآمد ریالی آنها را افزایش دهد. اما اگر افزایش ارز با تورم شدید، رشد هزینه تولید، محدودیت‌های تجاری، افزایش نااطمینانی و کاهش قدرت خرید همراه شود، اثر مثبت آن تعدیل خواهد شد. بازار سهام مجموعه‌ای از متغیرها را هم‌زمان قیمت‌گذاری می‌کند و نمی‌توان تنها با مشاهده حرکت دلار، مسیر شاخص را پیش‌بینی کرد.

در کنار نرخ ارز، جریان نقدینگی نیز در تعیین جهت بازار اهمیت بالایی دارد. بورس برای شکل‌گیری یک روند صعودی باثبات به ورود پولی نیاز دارد که صرفاً با هدف نوسان‌گیری کوتاه‌مدت وارد نشده باشد.

اگر سرمایه‌گذاران حقیقی نسبت به آینده تردید داشته باشند و منابع بزرگ نیز با احتیاط حرکت کنند، حتی ارزندگی بخشی از سهام نمی‌تواند به تنهایی موتور یک صعود طولانی را روشن کند. در چنین فضایی ممکن است بازار دوره‌هایی از رشد سریع را تجربه کند، اما با نخستین موج اخبار منفی دوباره با فشار فروش مواجه شود.

شرکت‌های بزرگ نیز در این میان نقشی تعیین‌کننده دارند. بخش قابل توجهی از وزن شاخص کل در اختیار صنایع بزرگ است و تغییر چشم‌انداز سودآوری این شرکت‌ها می‌تواند مسیر عمومی بازار را تغییر دهد. نرخ ارز، قیمت‌های جهانی، سیاست‌های صادراتی، هزینه مواد اولیه و انرژی و تصمیمات اقتصادی داخلی مستقیماً بر سود این بنگاه‌ها اثر می‌گذارند. بنابراین آینده شاخص بیش از آنکه فقط تابع هیجان معامله‌گران باشد، به کیفیت متغیرهایی وابسته است که صورت‌های مالی شرکت‌های بزرگ را شکل می‌دهند.

تحولات سیاسی نیز حلقه دیگری از این زنجیره است. بازار سرمایه ذاتاً آینده‌نگر است و معمولاً پیش از آنکه آثار یک تحول در صورت‌های مالی ظاهر شود، احتمال وقوع آن را در قیمت‌ها منعکس می‌کند. افزایش تنش می‌تواند سطح احتیاط را بالا ببرد و کاهش ریسک‌های سیاسی نیز قادر است بخشی از سرمایه‌های منتظر را به بازار بازگرداند. به همین دلیل بورس در مقاطع حساس، علاوه بر داده‌های اقتصادی به خبرهای سیاسی نیز واکنش سریع نشان می‌دهد.

عدد ۹۸ میلیارد دلار، در نهایت، بیش از آنکه به تنهایی نشانه ارزان یا گران بودن بورس باشد، یک علامت هشدار درباره شرایط ارزش‌گذاری بازار است. برای قضاوت دقیق‌تر باید ارزش دلاری در کنار سودآوری شرکت‌ها، نسبت‌های مالی، تورم، نرخ ارز، جریان ورود و خروج پول و میزان ریسک اقتصادی بررسی شود. پایین بودن ارزش بازار می‌تواند از یک سو نشانه وجود سهام ارزان باشد و از سوی دیگر بازتاب ریسک‌هایی باشد که سرمایه‌گذار حاضر نیست آنها را نادیده بگیرد.

از همین رو بازگشت پایدار بورس را نمی‌توان تنها در افزایش چندروزه شاخص جست‌وجو کرد. بازار زمانی می‌تواند از محدوده بی‌اعتمادی فاصله بگیرد که چشم‌انداز اقتصاد قابل پیش‌بینی‌تر شود، سرمایه احساس امنیت بیشتری کند و سودآوری بنگاه‌ها کمتر در معرض تصمیمات غیرمنتظره قرار گیرد. تا آن زمان، ارزش زیر ۱۰۰ میلیارد دلاری بورس تنها یک عدد روی کاغذ نیست؛ بلکه روایتی فشرده از بازاری است که میان ظرفیت شرکت‌ها، کاهش ارزش پول و ریسک‌های متعدد اقتصادی در جست‌وجوی قیمت واقعی خود قرار دارد.

 

 

ارسال نظر