جهان اقتصاد بررسی میکند؛
فتح کانال ۴ میلیونی بورس؛ بعدش چه میشود؟
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
در روزهایی که بورس تهران دوباره توانسته از زیر سایه سنگین نااطمینانیهای سیاسی، شوکهای منطقهای و فضای پرریسک ماههای گذشته سر بلند کند، پرسش اصلی سرمایهگذاران این است: آیا این صعود تازه آغاز یک روند پایدار است یا تنها یک موج کوتاهمدت در دل بازاری که هنوز به ثبات نرسیده؟
بازار سرمایه ایران در هفته نخست خرداد، رفتاری از خود نشان داد که از یک سو نشانهای از بازگشت اعتماد نسبی بود و از سوی دیگر، هشداری جدی درباره شکنندگی این اعتماد. عبور شاخص از مرز ۴ میلیون واحدی، در نگاه اول یک موفقیت مهم تلقی میشود؛ اما در لایههای زیرین بازار، همچنان مجموعهای از ریسکهای انباشته وجود دارد که میتواند مسیر آینده را بهسرعت تغییر دهد.
آنچه در معاملات اخیر بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تغییر رفتار معاملهگران است. در هفتههای گذشته، بازار سرمایه ایران از فضای سنگین «فروش از سر ترس» فاصله گرفته و وارد مرحلهای شده که در آن تحلیل دوباره اهمیت یافته است. فعالان بازار، به جای تصمیمهای هیجانی، دوباره به صورتهای مالی، گزارشهای فصلی و چشمانداز صنایع توجه نشان میدهند.
اما این تغییر رفتار به معنای پایان ریسک نیست. در واقع بازار تنها از یک فاز اضطراب شدید خارج شده و هنوز وارد فاز اطمینان نشده است. فاصله میان این دو مرحله، همان نقطهای است که معمولاً بیشترین نوسانها در آن شکل میگیرد.
رشد اخیر شاخص را نمیتوان صرفاً به یک عامل نسبت داد. ترکیبی از متغیرهای روانی و بنیادی در شکلگیری این روند نقش داشتهاند. نخستین عامل، تخلیه فشار فروش ناشی از دوره طولانی رکود و تعطیلیهای ناخواسته بود. بسیاری از سرمایهگذاران که در ماههای گذشته امکان واکنش منطقی به شرایط بازار را نداشتند، بهتدریج رفتار خود را تعدیل کردند.
عامل دوم، بازگشت نسبی نقدینگی حقیقی به بازار است. ورود پول حقیقی در روزهای مثبت، هرچند هنوز شکننده و ناپایدار است، اما نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران دوباره بورس را بهعنوان گزینهای قابل بررسی در نظر گرفتهاند.
عامل سوم نیز به سیاستهای حمایتی بازمیگردد. اقداماتی در جهت بهبود نقدشوندگی، کنترل فشار فروش و مدیریت هیجانات بازار، توانسته در کوتاهمدت نقش ضربهگیر را ایفا کند. هرچند تجربه نشان داده اتکای بلندمدت به حمایتهای دستوری، نمیتواند جایگزین جریان طبیعی عرضه و تقاضا شود.
با وجود رشد اخیر، کارشناسان همچنان نسبت به پایداری روند صعودی محتاط هستند. دلیل این احتیاط را باید در سه متغیر کلیدی جستوجو کرد که آینده بورس را تعیین خواهند کرد.
نخست، جریان ورود پول حقیقی. بازار سرمایه بدون نقدینگی تازه نمیتواند مسیر صعودی پایدار داشته باشد. اگر سرمایهگذاران خرد و حقیقی بار دیگر دچار تردید شوند و به سمت خروج سرمایه حرکت کنند، هر موج صعودی بهسرعت متوقف خواهد شد. در واقع، این گروه بهعنوان دماسنج واقعی اعتماد در بازار عمل میکنند.
دوم، سیاستگذاری اقتصادی و میزان حمایت دولت از ثبات بازار. تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگونه تصمیم ناگهانی در حوزه نرخ بهره، قیمتگذاری دستوری یا تغییرات مقرراتی میتواند به سرعت روند بازار را تغییر دهد. بورس در اقتصاد ایران بیش از آنکه تابع صرف سودآوری شرکتها باشد، تحت تأثیر تصمیمات سیاستگذار حرکت میکند.
سوم، وضعیت ریسکهای سیاسی و منطقهای. بازار سرمایه ایران همواره به شدت به اخبار بیرونی حساس بوده است. کوچکترین تغییر در فضای سیاسی یا افزایش تنشهای منطقهای میتواند موجی از بیاعتمادی ایجاد کند و مسیر ورود نقدینگی را مختل سازد.
فتح دوباره کانال ۴ میلیون واحدی را نمیتوان صرفاً یک دستاورد عددی دانست. این سطح، بیش از آنکه یک مقاومت تکنیکال باشد، یک مرز روانی برای بازار محسوب میشود. عبور از آن نشان داد که بازار هنوز توان واکنش مثبت دارد و کاملاً درگیر رکود فرسایشی نشده است.
اما نکته مهمتر این است که آیا این سطح حفظ خواهد شد یا دوباره به نقطهای برای نوسان و عقبنشینی تبدیل میشود؟ در بازارهای مالی، عبور از یک سطح مقاومتی زمانی معنا پیدا میکند که تثبیت در آن سطح اتفاق بیفتد، نه صرفاً لمس کوتاهمدت آن.
با وجود نشانههای مثبت، نباید فراموش کرد که بورس تهران هنوز از یک دوره طولانی بیاعتمادی عبور میکند. بسیاری از سرمایهگذاران خرد در سالهای گذشته تجربه زیانهای سنگین داشتهاند و همین موضوع باعث شده رفتار آنها همچنان محتاطانه و بعضاً هیجانی باشد.
این بیاعتمادی انباشته باعث میشود حتی در روزهای مثبت، بازار ظرفیت بالایی برای برگشت سریع داشته باشد. در چنین شرایطی، هر خبر منفی میتواند اثر چند برابر بر رفتار معاملهگران بگذارد.
اگر بخواهیم آینده بورس را در قالب چند سناریو ترسیم کنیم، سه مسیر اصلی قابل تصور است.
در سناریوی اول، در صورت تداوم ورود نقدینگی، ثبات نسبی سیاسی و عدم تغییرات ناگهانی در سیاستهای اقتصادی، بازار میتواند وارد یک روند صعودی آهسته اما پایدار شود. در این حالت، رشد شاخص بیشتر مبتنی بر سودآوری شرکتها و گزارشهای واقعی خواهد بود.
در سناریوی دوم، اگر ورود پول متوقف شود اما شرایط سیاسی و اقتصادی نیز بحرانی نشود، بازار وارد فاز نوسانی خواهد شد. در این حالت، شاخص در یک محدوده مشخص بالا و پایین میشود بدون آنکه روند مشخصی شکل بگیرد.
در سناریوی سوم، در صورت تشدید ریسکهای سیاسی یا تغییرات ناگهانی در سیاستهای اقتصادی، بازار میتواند دوباره وارد فاز اصلاحی شود و بخشی از رشد اخیر را از دست بدهد.
بورس تهران امروز در نقطهای ایستاده که میتوان آن را «آغاز یک فرصت مشروط» نامید، نه یک روند قطعی. بازار توانسته از فضای ترس فاصله بگیرد، اما هنوز به مرحله اعتماد کامل نرسیده است. رشد شاخص و فتح کانال ۴ میلیونی، بیشتر از آنکه نشانه یک جهش قدرتمند باشد، بیانگر بازگشت تدریجی امید به بازار است.
در نهایت، آینده بورس نه فقط در تالار معاملات، بلکه در تصمیمات سیاستگذار، تحولات کلان اقتصادی و فضای سیاسی کشور رقم خواهد خورد. اگر این متغیرها در مسیر ثبات حرکت کنند، میتوان انتظار داشت که بازار سرمایه پس از ماهها رکود، وارد دورهای تازه از رشد تدریجی و عقلانی شود؛ رشدی که این بار شاید کمتر هیجانی و بیشتر مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی باشد.