«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

نفت، میان سایه تنش و نفسِ بازار

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189000
نفت، میان سایه تنش و نفسِ بازار

بازار جهانی نفت در روزهای اخیر بار دیگر نشان داد که قیمت این کالای استراتژیک، بیش از آنکه صرفاً تابع عرضه و تقاضای فیزیکی باشد، به شدت از انتظارات، ریسک‌های ژئوپلیتیکی و روان‌شناسی معامله‌گران اثر می‌پذیرد. تازه‌ترین موج کاهش قیمت نفت برنت و وست‌تگزاس اینترمدیت، پس از آن رقم خورد که امیدها به کاهش تنش‌های خاورمیانه تقویت شد؛ امیدی که دست‌کم در کوتاه‌مدت، بخشی از «حق بیمه ریسک» را از قیمت‌ها زدود و باعث شد بازار از فاز هیجان به سمت احتیاط بازگردد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، بهای نفت برنت با افت ۱.۳ درصدی به ۸۷ دلار و ۲۴ سنت در هر بشکه رسید و نفت خام وست‌تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با ۱.۲ درصد کاهش، در سطح ۸۱ دلار و ۶۱ سنت معامله شد. این اعداد، در ظاهر تنها نوسانی روزانه در بازار جهانی انرژی‌اند؛ اما در عمق خود حامل پیامی مهم هستند: بازار نفت هنوز در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد و هر تغییر در معادلات امنیتی منطقه، می‌تواند ظرف چند ساعت جهت قیمت‌ها را دگرگون کند.

آنچه این کاهش قیمت را برجسته‌تر می‌کند، شدت افت روز قبل است؛ جایی که دو شاخص اصلی نفتی بیش از ۹ درصد سقوط کردند. چنین ریزشی در بازار نفت، آن هم در مقطعی که معامله‌گران همچنان به تحولات خاورمیانه چشم دوخته‌اند، نشان می‌دهد که بخشی از افزایش‌های پیشین نه بر مبنای کمبود واقعی عرضه، بلکه بر پایه نگرانی از اختلال احتمالی در مسیرهای انتقال انرژی شکل گرفته بود. به بیان دیگر، بازار پیش از آنکه نفت از دست برود، از ترسِ از دست رفتن آن قیمت را بالا برده بود.

همین منطق باعث شد با فروکش‌کردن نسبی تنش‌ها، قیمت‌ها نیز به سرعت عقب‌نشینی کنند. در هفته گذشته، نفت برنت برای مدتی کوتاه از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده بود؛ سطحی که در صورت تداوم، می‌توانست پیامدهای تورمی گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی داشته باشد. اما توقف عملیات تجاوزکارانه آمریکا و کاهش فشار روانی ناشی از آن، مسیر حرکت بازار را تغییر داد. این واکنش سریع و تند نشان می‌دهد که بازار نفت، بیش از هر زمان دیگر، به خبر حساس است و هر نشانه‌ای از کاهش یا افزایش تنش، بلافاصله در قیمت‌ها بازتاب می‌یابد.

از منظر تحلیلی، افت اخیر نفت را باید در چارچوب «کاهش حق بیمه ژئوپلیتیکی» تفسیر کرد. وقتی احتمال گسترش درگیری‌ها پایین می‌آید، بخشی از قیمت که به عنوان پوشش ریسک وارد بازار شده بود، تخلیه می‌شود. این همان بخشی است که معمولاً در زمان‌های بحران دیده می‌شود اما در زمان آرامش، به‌سرعت از قیمت‌ها حذف می‌گردد. بانک کامن‌ولث استرالیا نیز با اشاره به همین موضوع اعلام کرده که افت اخیر نشان‌دهنده کاهش نگرانی‌ها نسبت به تشدید فوری تنش میان آمریکا و ایران است، هرچند خطرات برای تأمین انرژی جهانی همچنان بالا باقی مانده است. این نکته بسیار مهم است، زیرا بازار نفت معمولاً نه فقط به رخدادهای بالفعل، بلکه به احتمال رخدادهای آتی هم واکنش نشان می‌دهد.

در چنین فضایی، بازار در حال ارسال یک پیام دوگانه است. از یک سو، معامله‌گران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که مسیر خروج از بحران ممکن است باز شده باشد؛ از سوی دیگر، شکنندگی این مسیر هنوز بر کسی پوشیده نیست. اگرچه کاهش فشارهای فوری باعث آرامش نسبی شده، اما هرگونه شکست در روند دیپلماتیک یا بروز حادثه‌ای جدید در منطقه، می‌تواند به‌سرعت فضای فعلی را برهم بزند. بنابراین، افت قیمت نفت را نباید نشانه پایان ریسک دانست؛ بلکه باید آن را وقفه‌ای موقت در میان یک پرونده باز ارزیابی کرد.

نکته دیگر، اثر هم‌زمان تحولات خارج از خاورمیانه بر بازار نفت است. ازسرگیری بارگیری نفت در پایانه اصلی صادرات نفت قزاقستان، که پیش‌تر به دلیل حملات پهپادی اوکراین متوقف شده بود، بخشی از نگرانی‌ها درباره عرضه کوتاه‌مدت را کاهش داد. بازار نفت در ماه‌های اخیر به‌خوبی نشان داده که از چند جبهه تحت فشار است: از شرق اروپا تا خلیج فارس، هر اختلالی در زیرساخت‌های انرژی می‌تواند توازن شکننده بازار را برهم بزند. از این رو، بازگشت بخشی از عرضه قزاقستان نیز در نرم‌تر شدن فضای قیمتی بی‌تأثیر نبوده است.

با این همه، نباید فراموش کرد که کاهش اخیر قیمت‌ها لزوماً به معنای آرامش پایدار نیست. واقعیت این است که نفت هنوز در بستری از نااطمینانی معامله می‌شود؛ بستری که در آن سیاست، امنیت، حمل‌ونقل دریایی، صادرات، بیمه، ذخیره‌سازی و حتی انتظارات تورمی کشورها در هم تنیده‌اند. هرچقدر هم که بازار در کوتاه‌مدت از خبرهای مثبت استقبال کند، ریشه‌های بی‌ثباتی همچنان زیر پوست آن باقی مانده است. بنابراین ممکن است قیمت‌ها در مقاطعی عقب‌نشینی کنند، اما دامنه نوسان بالا و جهش‌های ناگهانی همچنان بخشی از واقعیت بازار باقی خواهد ماند.

از زاویه اقتصاد کلان نیز این تحولات اهمیت ویژه‌ای دارد. کاهش قیمت نفت، اگر پایدار بماند، می‌تواند تا حدی فشار تورمی بر اقتصادهای واردکننده انرژی را کاهش دهد. اما برای تولیدکنندگان، به‌ویژه آن دسته از کشورهایی که بودجه خود را بر پایه نفت گران تنظیم کرده‌اند، چنین افتی زنگ هشدار است. در جهانی که رشد اقتصادی هنوز با احتیاط حرکت می‌کند و بانک‌های مرکزی درگیر مهار تورم‌اند، نوسان نفت می‌تواند به‌راحتی معادلات سیاست پولی، تجارت خارجی و حتی بودجه‌ریزی دولت‌ها را تغییر دهد.

در عین حال، نباید از نقش بازارهای آتی و رفتار معامله‌گران مالی غافل شد. بخش مهمی از نوسان‌های اخیر، نتیجه موقعیت‌گیری سرمایه‌گذاران در برابر اخبار بوده است. معامله‌گران در چنین شرایطی معمولاً به‌جای آنکه منتظر تحقق کامل یک رویداد بمانند، پیشاپیش بر مبنای احتمال‌ها واکنش نشان می‌دهند. همین امر موجب می‌شود که بازار نفت گاه بیش از اندازه سقوط کند و گاه بیش از اندازه جهش یابد. به زبان ساده، نفت فقط کالای فیزیکی نیست؛ آیینه‌ای است از ترس‌ها، امیدها و محاسبات سیاسی جهان.

در مجموع، آنچه امروز در بازار نفت رخ می‌دهد، نه یک کاهش ساده قیمتی، بلکه بازتابی از تغییر موقت در ارزیابی ریسک جهانی است. آرامش فعلی اگرچه به بازار نفس داده، اما هنوز به معنای رفع تهدید نیست. خاورمیانه همچنان کانون اصلی حساسیت انرژی باقی مانده و هر تحول جدید می‌تواند ورق را برگرداند. از این رو، معامله‌گران، سیاست‌گذاران و مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی باید این پیام را جدی بگیرند که نفت همچنان در مدار نااطمینانی می‌چرخد؛ فقط شدت این نااطمینانی، فعلاً کمی فروکش کرده است.

ارسال نظر