«جهان اقتصاد» از بازار پرریسک بازار نفت گزارش می دهد
هرمز در مکث، نفت در تب
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
بازار جهانی نفت این روزها بیش از هر زمان دیگری به یک حقیقت قدیمی برگشته است: در اقتصاد انرژی، جغرافیا هنوز حرف آخر را میزند. هرگاه تنش در یکی از گلوگاههای اصلی انتقال انرژی بالا میگیرد، قیمتها نه فقط به دادههای رسمی عرضه و تقاضا، بلکه به «ترس از آینده» واکنش نشان میدهند. افزایش قیمت نفت در معاملات اخیر و قرار گرفتن آن در مسیر ثبت رشد هفتگی، دقیقا از همین جنس است؛ واکنشی به اختلال در عبور و مرور نفتکشها از تنگه هرمز و احیای این نگرانی که هرگونه ناامنی در این مسیر، میتواند تعادل شکننده بازار را بر هم بزند.
در پایان معاملات روز جمعه، بهای نفت برنت با افزایش اندک اما معنادار به حدود ۷۶.۵ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام آمریکا نیز در محدوده ۷۲ دلار معامله شد. شاید این میزان رشد در ظاهر چندان بزرگ به نظر نرسد، اما وقتی در کنار افزایش حدود ۶ درصدی برنت و ۵ درصدی شاخص نفت آمریکا از ابتدای هفته قرار میگیرد، روشن میشود که بازار در حال قیمتگذاری روی یک ریسک ژئوپلیتیکی تازه است. این افزایش، بیش از آنکه محصول کمبود بالفعل نفت باشد، ناشی از نگرانی نسبت به مختل شدن جریان عرضه در یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جهان است.
تنگه هرمز برای بازار نفت فقط یک آبراه عادی نیست؛ نبض انتقال انرژی در مقیاس جهانی است. پیش از بحران اخیر، حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکرد. به همین دلیل، هر نشانهای از کند شدن یا توقف تردد در این منطقه، مستقیما به افزایش پرمیوم ریسک در بازار منجر میشود. به بیان سادهتر، معاملهگران در چنین شرایطی فقط نفت موجود را نمیخرند؛ آنها «احتمال کمبود» را نیز پیشخور میکنند. همین مسئله است که باعث میشود حتی پیش از وقوع کمبود واقعی، قیمتها رو به بالا حرکت کنند.
آنچه در روزهای گذشته رخ داد، از منظر روانی برای بازار بسیار مهم بود. دادههای رهگیری کشتیها نشان داد که تردد نفتکشها در هرمز به شکل محسوسی کاهش یافته و حتی در مقاطعی به نزدیکی سکون رسیده است. این اتفاق، یک پیام روشن برای بازار داشت: خطر فقط در سطح درگیری سیاسی یا نظامی باقی نمانده، بلکه به حوزه عملیات تجاری و حملونقل نیز سرایت کرده است. وقتی مالکان کشتی، شرکتهای بیمه و بازیگران لجستیکی در محاسبات خود به این نتیجه برسند که هزینه عبور از یک مسیر بالا رفته، نتیجه مستقیم آن یا کاهش تردد است یا افزایش قابل توجه هزینه حمل. در هر دو حالت، بازار نفت با فشار صعودی روبهرو میشود.
البته واکنش بازار تا این لحظه نشان میدهد که فعالان انرژی هنوز به سناریوی انسداد کامل و طولانیمدت هرمز نرسیدهاند. اگر چنین انتظاری شکل گرفته بود، قیمتها باید جهشی به مراتب شدیدتر را تجربه میکردند. بنابراین، آنچه اکنون در قیمتها دیده میشود، نه یک شوک تمامعیار، بلکه نوعی «اضافه شدن حق بیمه نااطمینانی» است. به عبارت دیگر، بازار میان دو تصویر متضاد در نوسان است: از یک سو، بیم اختلال بیشتر در عرضه و از سوی دیگر، امید به آنکه تنشها در نهایت از مسیر دیپلماتیک مهار شود و عبور و مرور در این آبراه به وضعیت عادی بازگردد.
همین دوگانگی، رفتار محتاطانه قیمتها را توضیح میدهد. نفت در حال بالا رفتن است، اما با شتابی کنترلشده. معاملهگران میدانند که هر ساعت اختلال در هرمز میتواند به تشدید نگرانیها بینجامد، اما در عین حال چشم به تحولات سیاسی دوختهاند تا ببینند آیا مسیر کاهش تنش باز میشود یا نه. به همین دلیل، بازار در شرایط فعلی نه کاملا هیجانی است و نه آرام؛ بلکه در وضعیتی معلق قرار دارد که در آن هر خبر تازه میتواند جهت حرکت را تغییر دهد.
نکته مهم دیگر، تاثیر این وضعیت بر ساختار عرضه جهانی نفت است. حتی اگر بخشی از صادرات منطقه از مسیرهای جایگزین انجام شود، ظرفیت این مسیرها محدود است و نمیتواند در کوتاهمدت جایگزین کامل هرمز باشد. کاهش جریان نفت از سطح معمول به سطوح پایینتر، حتی اگر به معنی قطع کامل عرضه نباشد، برای بازاری که به طور طبیعی نسبت به ریسک حساس است، علامتی هشداردهنده محسوب میشود. بازار انرژی، بازاری نیست که تنها با واقعیتهای امروز تنظیم شود؛ انتظارات فردا نیز در آن قیمت میگیرد.
افزون بر این، نباید از اثرات جانبی چنین تنشی غافل شد. هر افزایش در قیمت نفت، به سرعت بر بازار فرآوردهها، هزینه حملونقل، نرخ بیمه و انتظارات تورمی اثر میگذارد. در اقتصادی که هنوز از فشار تورم جهانی، سیاستهای انقباضی و نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی فاصله نگرفته، رشد بهای انرژی میتواند پیامدهایی فراتر از بازار نفت داشته باشد. اگر این روند ادامه پیدا کند، نه تنها واردکنندگان بزرگ انرژی در آسیا و اروپا زیر فشار بیشتری قرار میگیرند، بلکه بانکهای مرکزی نیز بار دیگر با این پرسش روبهرو میشوند که چگونه میان کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی توازن برقرار کنند.
در این میان، آنچه بیش از همه برای بازار تعیینکننده خواهد بود، مدتزمان اختلال و دامنه آن است. اگر محدودیت تردد در هرمز کوتاهمدت باشد و نشانههای روشنی از بازگشت امنیت دریانوردی مخابره شود، بخشی از رشد اخیر قیمتها میتواند تخلیه شود. اما اگر تردد کشتیها همچنان پایین بماند و نااطمینانی درباره امنیت مسیر ادامه پیدا کند، بازار ناگزیر ریسک بیشتری را در قیمتها لحاظ خواهد کرد. در آن صورت، نفت میتواند وارد فاز جدیدی از نوسانهای شدید شود؛ نوسانهایی که نه فقط به موجودی انبارها یا تصمیمهای اوپک، بلکه به اخبار لحظهای امنیتی و نظامی وابسته خواهد بود.
واقعیت این است که بازار جهانی نفت در آستانه یک بازتعریف موقت از اولویتهای خود قرار گرفته است. در هفتههای گذشته شاید تمرکز اصلی بر مازاد یا کسری عرضه، رشد اقتصاد جهانی و سیاست تولیدکنندگان بزرگ بود، اما اکنون امنیت مسیرهای انتقال دوباره به متغیر اول تبدیل شده است. این جابهجایی در کانون توجه، نشان میدهد که در بازار انرژی، هنوز هم یک گلوگاه جغرافیایی میتواند از دهها گزارش اقتصادی اثرگذارتر باشد.
در مجموع، رشد هفتگی قیمت نفت را باید نتیجه بازگشت «ریسک ژئوپلیتیک» به متن بازار دانست؛ ریسکی که فعلا در سطح هشدار قرار دارد، اما هنوز به بحران تمامعیار نرسیده است. تنگه هرمز بار دیگر ثابت کرده که فقط یک مسیر آبی نیست، بلکه یکی از حساسترین نقاط تعادل اقتصاد جهانی است. تا زمانی که ابهام درباره امنیت عبور نفتکشها ادامه داشته باشد، بازار نفت نیز در وضعیت تبدار باقی خواهد ماند؛ تب ملایمی که اگر مهار نشود، میتواند به یک جهش پرهزینه برای اقتصاد جهانی تبدیل شود.