«جهان اقتصاد» از آرامش قبل از طوفان بازار جهانی نفت گزارش می دهد

بازار نفت در سکوتی ناپایدار!

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 186825
بازار نفت در سکوتی ناپایدار!

بازار جهانی نفت در مقطعی ایستاده که رفتار آن بیش از هر زمان دیگری گمراه‌کننده است. در حالی که یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان همچنان بسته است و تنش‌های ژئوپلیتیکی در خلیج فارس به اوج خود رسیده، قیمت‌ها نه‌تنها جهش انفجاری نداشته‌اند بلکه در محدوده‌ای نسبتاً آرام نوسان می‌کنند. این وضعیت، اگر صرفاً با نگاه به نمودارها قضاوت شود، می‌تواند نشانه‌ای از سازگاری بازار با بحران تلقی شود. اما بررسی عمیق‌تر نشان می‌دهد آنچه امروز دیده می‌شود، تعادل نیست؛ بلکه مکثی کوتاه در آستانه بحرانی گسترده‌تر است.

بسته ماندن تنگه هرمز به‌طور سنتی یکی از خطوط قرمز بازار نفت محسوب می‌شود. تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند که هرگونه اختلال در این مسیر، حتی در حد تهدید لفظی، واکنش‌های شدید قیمتی ایجاد می‌کند. اکنون اما شرایط متفاوت به نظر می‌رسد. دلیل این تفاوت را باید نه در بی‌اثر شدن اهمیت هرمز، بلکه در مجموعه‌ای از عوامل موقت جست‌وجو کرد که همچون وزنه‌هایی مصنوعی، فشار بازار را برای مدتی مهار کرده‌اند. بازار نفت در واقع با اتکا به این عوامل نفس می‌کشد، نه با تکیه بر یک ساختار پایدار عرضه و تقاضا.

کاهش خرید نفت از سوی چین یکی از مهم‌ترین عناصر این آرامش ظاهری است. افت فعالیت صنعتی و احتیاط اقتصادی پکن باعث شده بخش قابل توجهی از تقاضای بالقوه از بازار کنار برود. اما این کاهش، یک تصمیم راهبردی بلندمدت نیست؛ بلکه واکنشی موقتی به شرایط اقتصادی داخلی است. تجربه نشان داده هر زمان نشانه‌ای از بازگشت رشد در اقتصاد چین ظاهر شود، تقاضای نفت نیز با سرعت بالا می‌رود. در چنین حالتی، بازاری که اکنون به سختی خود را متعادل نگه داشته، با فشاری ناگهانی مواجه خواهد شد.

در سوی دیگر، افزایش صادرات نفت آمریکا به‌عنوان یک ضربه‌گیر عمل کرده است. آمریکا با استفاده از ظرفیت‌های مازاد و ذخایر خود، بخشی از خلأ عرضه را پوشش داده و اجازه نداده کمبود نفت به‌سرعت در قیمت‌ها منعکس شود. اما این وضعیت نیز محدودیت‌های جدی دارد. ذخایر استراتژیک منبعی پایان‌پذیر هستند و افزایش صادرات نمی‌تواند برای مدت طولانی بدون هزینه ادامه یابد. هر بشکه‌ای که امروز از ذخایر آزاد می‌شود، به معنای کاهش حاشیه امنیت فرداست؛ موضوعی که بازار دیر یا زود نسبت به آن واکنش نشان خواهد داد.

هم‌زمان با این تحولات، بازار وارد دوره‌ای از کاهش فصلی تقاضا شده است. این عامل نیز به‌طور طبیعی به آرام شدن فضای بازار کمک کرده، اما این آرامش در آستانه تغییر است. با نزدیک شدن به فصل تابستان، مصرف جهانی نفت به‌ویژه در بخش حمل‌ونقل و تولید برق افزایش خواهد یافت. زمانی که این موج تقاضا با ادامه بسته بودن هرمز تلاقی کند، تعادلی که امروز دیده می‌شود به‌سرعت فرو خواهد ریخت. بازار نفت ذاتاً بازاری پیش‌نگر است و زمانی که اطمینان از کفایت عرضه از بین برود، واکنش‌ها می‌تواند ناگهانی و شدید باشد.

آنچه وضعیت فعلی را خطرناک‌تر می‌کند، خطای تحلیلی رایجی است که ممکن است شکل بگیرد: این تصور که بازار خود را با شرایط جدید تطبیق داده و وارد مرحله‌ای از تعادل تازه شده است. چنین برداشتی می‌تواند سیاست‌گذاران و مصرف‌کنندگان بزرگ را دچار غفلت کند. در واقع، بازار نفت اکنون نه بر پایه عرضه پایدار، بلکه بر اساس استفاده هم‌زمان از ذخایر، تعویق تقاضا و افزایش موقت تولید برخی کشورها سرپا مانده است. این وضعیت بیش از آنکه شبیه تعادل باشد، شبیه قرض گرفتن از آینده است.

ادامه بسته ماندن تنگه هرمز، حتی اگر بدون تشدید درگیری نظامی باشد، به‌تنهایی برای وارد کردن بازار به فاز پرریسک کافی است. هر روزی که این مسیر بسته می‌ماند، بخشی از انعطاف‌پذیری بازار از بین می‌رود. هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود، بیمه‌ها گران‌تر می‌شوند و معامله‌گران محتاط‌تر عمل می‌کنند. این تغییرات ممکن است در قیمت لحظه‌ای نفت به‌سرعت دیده نشوند، اما در لایه‌های زیرین بازار انباشته می‌شوند و در زمان مناسب خود را نشان می‌دهند.

بازار نفت در چنین شرایطی معمولاً با تأخیر واکنش نشان می‌دهد، اما زمانی که واکنش آغاز شود، سرعت آن بالا خواهد بود. تاریخ بازار انرژی بارها نشان داده که دوره‌های آرامش پیش از شوک، دقیقاً زمانی شکل می‌گیرند که بازار هنوز به‌طور کامل پیامدهای بحران را درک نکرده است. امروز نیز نشانه‌هایی وجود دارد که فعالان بازار بیش از حد به ابزارهای کوتاه‌مدت دل بسته‌اند و از ریسک‌های انباشته‌شده غافل مانده‌اند.

در سطح کلان‌تر، تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد. افزایش ناگهانی قیمت نفت، در صورت وقوع، فشار تورمی تازه‌ای به اقتصادهای واردکننده تحمیل خواهد کرد؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از کشورها هنوز از تبعات بحران‌های پیشین رها نشده‌اند. صنایع انرژی‌بر، حمل‌ونقل و حتی بازارهای مالی به‌شدت به واکنش بازار نفت حساس‌اند و هر شوک قیمتی می‌تواند زنجیره‌ای از نوسانات را فعال کند.

در نهایت، آنچه امروز در بازار نفت دیده می‌شود، بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، علامتی از تعلیق است؛ تعلیقی که در آن نیروهای متضاد برای مدتی یکدیگر را خنثی کرده‌اند. اما این وضعیت نمی‌تواند پایدار بماند. یا باید مسیرهای حیاتی انرژی دوباره باز شوند و اطمینان به بازار بازگردد، یا بازار ناگزیر وارد مرحله‌ای خواهد شد که در آن قیمت‌ها واقعیت کمبود عرضه را منعکس کنند.

آرامش فعلی بازار نفت، سکوتی است که نباید آن را با امنیت اشتباه گرفت. این سکوت، بیشتر شبیه مکثی کوتاه پیش از تغییر فاز است؛ تغییری که اگر رخ دهد، می‌تواند قواعد بازی را نه‌تنها در بازار انرژی، بلکه در اقتصاد جهانی بازنویسی کند.

ارسال نظر