اقتصاد در مقیاس یک فروشگاه
از پشت صندوق فروش تا اتاق مدیریت
اکبر علیزاده اعتمادی ـ پژوهشگر مسائل اجتماعی
آیا دادههای فروشگاهی میتوانند تصویر ملموستری از تورم ارائه دهند؟
تورم معمولاً در قالب یک عدد منتشر میشود؛ عددی که بر اساس شاخص قیمت مصرفکننده محاسبه و توسط نهادهای آماری اعلام میشود. اما در دل اقتصاد واقعی، میلیونها تراکنش خرید و هزاران هزینه عملیاتی هر روز در حال ثبت شدن است. شبکههای بزرگ خردهفروشی، جایی که روزانه میلیونها فاکتور فروش صادر میشود، شاید یکی از ملموسترین نقاطی باشند که میتوان نبض تغییرات قیمت و هزینه در اقتصاد را در آن مشاهده کرد.
تورم در آینه آمار رسمی
در ایران شاخص قیمت مصرفکننده بهعنوان مهمترین معیار سنجش تورم توسط مرکز آمار ایران منتشر میشود و در کنار آن بانک مرکزی نیز آمارهای تورمی خود را ارائه میکند. این شاخص بر اساس سبدی از کالاها و خدمات مصرفی خانوار و با استفاده از روشهای آماری استاندارد محاسبه میشود. قیمت صدها قلم کالا و خدمت در نقاط مختلف کشور جمعآوری شده و با وزنهای مشخص در شاخص نهایی ترکیب میشوند.
اقتصاد واقعی کجا دیده میشود؟
با وجود دقت روشهای آماری، برای بسیاری از مردم تورم چیزی است که در خریدهای روزمره احساس میشود. افزایش قیمت کالاهای مصرفی، تغییر هزینه خدمات و رشد هزینههای زندگی همان چیزی است که تجربة روزمرة خانوارها از تورم را شکل میدهد. اینجاست که دادههای واقعی بازار میتوانند به فهم ملموستر این پدیده کمک کنند.
پشت صندوق فروشگاه چه میگذرد؟
در شبکههای بزرگ خردهفروشی، روزانه میلیونها فاکتور فروش ثبت میشود. هر بار که کالایی از صندوق فروشگاه عبور میکند، اطلاعات دقیقی از قیمت، زمان خرید، مقدار فروش و نوع کالا در سیستم ثبت میشود. این دادهها تصویری زنده از رفتار قیمتها در بازار خردهفروشی ایجاد میکنند؛ تصویری که بهصورت لحظهای و در مقیاسی بسیار بزرگ شکل میگیرد.
از کالای نماینده تا داده واقعی
در روشهای سنتیِ سنجش تورم، معمولاً تعدادی کالا بهعنوان «نماینده» انتخاب میشوند تا تغییرات قیمت آنها نشانهای از روند کلی قیمتها باشد. اما در دادههای فروشگاهی، دیگر با چند کالای نماینده روبهرو نیستیم؛ بلکه هزاران قلم کالای واقعی با قیمتهای واقعی در میلیونها تراکنش ثبت میشوند. این تنوع گسترده کالاها میتواند تصویر دقیقتری از تغییرات قیمت در بازار مصرف ارائه دهد.
اقتصاد در مقیاس کوچک
یک فروشگاه زنجیرهای تنها محل فروش کالا نیست؛ بلکه در عمل مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی را در خود جای داده است. تأمین کالا، انبارداری، حملونقل، مدیریت فروشگاهها، هزینههای کارکنان، ارتباط با تامینکنندگان و خدمات مشتریان همگی بخشی از این شبکه اقتصادی هستند. به همین دلیل میتوان یک فروشگاه بزرگ را نوعی «اقتصاد در مقیاس کوچک» دانست.
هزینههایی که کمتر دیده میشوند
در کنار فروش کالا، شبکههای خردهفروشی با مجموعهای از هزینههای درونسازمانی نیز روبهرو هستند. آموزش کارکنان یکی از این بخشهاست؛ دورههای آموزشی، توسعه مهارتهای شغلی و برنامههای منابع انسانی هزینههایی دارند که بهطور مستمر در حسابهای شرکت ثبت میشود.
از مسکن تا بهداشت و درمان کارکنان
بسیاری از شرکتهای بزرگ برای کارکنان خود خدمات رفاهی و بیمههای درمانی فراهم میکنند. هزینههای مرتبط با بهداشت و درمان، مزایای رفاهی و حتی تأمین یا اجاره فضاهای کاری و فروشگاهی، آب، برق و گاز همگی بخشی از ساختار هزینهای این سازمانها هستند؛ هزینههایی که بهطور مستقیم تحت تاثیر تحولات اقتصادی قرار دارند.
ارتباطات؛ ستون پنهان شبکه خردهفروشی
مدیریت صدها یا هزاران فروشگاه بدون زیرساخت ارتباطی ممکن نیست. ارتباط میان ستاد مرکزی، انبارها، فروشگاهها و شبکه توزیع نیازمند سامانههای فناوری اطلاعات، شبکههای ارتباطی و سیستمهای فروش پیشرفته است. هزینههای ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز در همین ساختار ثبت و قابل رصد است.
ردپای دوازده گروه تورمی در یک سازمان
اگر به ساختار هزینه و فعالیت یک شبکه خردهفروشی نگاه کنیم، ردپای بسیاری از گروههای اصلی تورم را میتوان در آن دید؛ از خوراکیها و آشامیدنیها، و از کالاهای مصرفی گرفته تا خدمات رفاهی، به همین دلیل حسابهای عملیاتی چنین سازمانهایی، چه در بخش فروش و چه در بخش هزینه، میتوانند تصویری فشرده از گردش هزینهها در اقتصاد ارائه دهند.
لزوم یک گزارش مکمل از دادههای فروشگاهی
برای آنکه این ظرفیت بهطور عملی مورد استفاده قرار گیرد، میتوان در کنار گزارش ماهانه تورم که بهطور رسمی توسط مرکز آمار منتشر میشود و گزارشهایی که بانک مرکزی ارائه میدهد، نوعی گزارش مکمل نیز بر اساس دادههای فروشگاهی نیز منتشر کرد. گزارشی که بر پایه اطلاعات واقعی فروش و هزینه در شبکههای خردهفروشی شکل بگیرد و روند تغییر قیمتها و هزینهها را از زاویه بازار مصرف نشان دهد.
ترکیب روشهای سنتی و دادههای نوین
چنین گزارشی نه جایگزین آمار رسمی خواهد بود و نه رقیب آن؛ بلکه میتواند مکملی برای روشهای موجود باشد. در واقع این رویکرد به معنای ترکیب دو شیوه جمعآوری داده است: روشهای سنتی آماری که سالها مبنای سنجش تورم بودهاند و دادههای بزرگ دیجیتال که از دل فعالیتهای اقتصادی واقعی استخراج میشوند.
دادههای بزرگ و آینده پایش قیمتها
در بسیاری از کشورهای جهان، نهادهای آماری در سالهای اخیر به سمت استفاده از «دادههای بزرگ» حرکت کردهاند. دادههای صندوقهای فروشگاهی، خریدهای آنلاین و سامانههای دیجیتال میتوانند مکمل روشهای سنتی جمعآوری قیمت باشند و سرعت و دقت پایش بازار را افزایش دهند.
پلی میان آمار و تجربه مردم
شاخصهای رسمی تورم همچنان مبنای اصلی تحلیلهای اقتصادی هستند. اما در کنار آن، دادههای واقعی بازار نیز میتوانند به درک بهتر آنچه در زندگی روزمره مردم رخ میدهد کمک کنند. شاید نگاه به اقتصاد از درون یک شبکه خردهفروشی، پلی باشد میان گزارشهای آماری و تجربهای که مردم هر روز در سبد خرید خود احساس میکنند. در نهایت هدف از چنین رویکردی نزدیکتر کردن زبان آمار به تجربه روزمره مردم است. وقتی میلیونها فاکتور فروش و هزاران داده هزینهای در شبکههای خردهفروشی ثبت میشود، استفاده تحلیلی از این اطلاعات میتواند تصویر ملموستری از تحولات قیمتها ارائه دهد؛ تصویری که در کنار آمارهای رسمی، فهم عمومی از تورم را شفافتر و عینیتر کند.