«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

بازگشت ریسک ژئوپولیتیک به موتور قیمت‌های نفت

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 186765
بازگشت ریسک ژئوپولیتیک به موتور قیمت‌های نفت

بازار جهانی نفت بار دیگر نشان داده است که هنوز بیش از هر عامل دیگری، به تحولات ژئوپولیتیکی حساس است. عبور قیمت نفت برنت از ۱۰۶ دلار در هر بشکه، تنها یک نوسان معمول در بازار انرژی نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از بازگشت نگرانی‌های بزرگ به یکی از حیاتی‌ترین بازارهای جهان است؛ بازاری که هر تکانه در آن، بلافاصله به تورم، تجارت، حمل‌ونقل، تولید و حتی سیاست‌های پولی اقتصادهای بزرگ سرایت می‌کند.

 

رشد اخیر قیمت نفت در شرایطی رقم خورده که بازارها پیش از این نیز با سطحی از نااطمینانی مواجه بودند، اما اکنون اظهارات تازه درباره آینده مبهم مذاکرات با ایران و تشدید برداشت‌ها از احتمال تداوم تنش در خاورمیانه، این نااطمینانی را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. برای معامله‌گران، مسئله فقط یک خبر سیاسی نیست؛ موضوع اصلی این است که هر نشانه‌ای از محدودتر شدن عرضه نفت در منطقه‌ای که همچنان یکی از اصلی‌ترین منابع تأمین انرژی جهان به‌شمار می‌رود، می‌تواند تعادل شکننده بازار را بر هم بزند.

 

اهمیت ماجرا از آنجا بیشتر می‌شود که بازار نفت در ماه‌های اخیر با نوعی فشردگی سمت عرضه روبه‌رو بوده است. در چنین شرایطی، حتی یک شوک روانی یا سیاسی هم می‌تواند قیمت‌ها را با سرعت بالا جابه‌جا کند. وقتی ظرفیت مازاد تولید محدود باشد و ذخایر جهانی نیز در مسیر کاهش قرار گرفته باشند، بازار نه‌تنها به رخدادهای واقعی، بلکه به احتمال وقوع بحران نیز واکنش شدید نشان می‌دهد. به همین دلیل است که نفت با کوچک‌ترین نشانه از تشدید ریسک منطقه‌ای، دوباره در مدار صعود قرار می‌گیرد.

 

آنچه این افزایش قیمت را از برخی جهش‌های مقطعی گذشته متمایز می‌کند، هم‌زمانی آن با هشدارها درباره سطح ذخایر جهانی نفت است. وقتی ذخایر کشورهای صنعتی به محدوده‌ای نزدیک می‌شود که دیگر نقش ضربه‌گیر مؤثر را به‌خوبی ایفا نمی‌کند، بازار احساس می‌کند حاشیه امن گذشته در حال از بین رفتن است. در چنین وضعی، ابزار سنتی دولت‌ها برای مداخله و آرام‌سازی بازار، یعنی آزادسازی ذخایر راهبردی، دیگر همان اثرگذاری سابق را ندارد. این کاهش قدرت مانور، به‌طور طبیعی انتظارات افزایشی را در بازار تقویت می‌کند.

 

از منظر اقتصادی، نفت ۱۰۶ دلاری صرفاً یک عدد نیست؛ این سطح قیمتی می‌تواند بار دیگر کابوس تورم انرژی را برای اقتصاد جهانی زنده کند. هنوز بسیاری از کشورها به‌طور کامل از موج‌های تورمی سال‌های گذشته فاصله نگرفته‌اند و بانک‌های مرکزی نیز با احتیاط فراوان در حال تنظیم سیاست‌های پولی خود هستند. در چنین فضایی، افزایش قیمت نفت به‌معنای رشد هزینه حمل‌ونقل، افزایش بهای مواد اولیه، فشار بر صنایع انرژی‌بر و در نهایت انتقال موج جدیدی از تورم به سبد مصرف خانوارهاست. این مسئله به‌ویژه برای اقتصادهایی که واردکننده خالص انرژی هستند، می‌تواند به یک چالش فوری تبدیل شود.

 

افزایش بهای نفت همچنین معادلات رشد اقتصادی را پیچیده‌تر می‌کند. هرچه هزینه انرژی بالاتر برود، توان مصرف‌کنندگان برای خرج کردن در سایر بخش‌ها کاهش می‌یابد و حاشیه سود بسیاری از بنگاه‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. اگر این روند تداوم یابد، احتمال دارد اقتصاد جهانی در وضعیتی قرار گیرد که هم‌زمان با تورم بالاتر، با رشد ضعیف‌تر نیز روبه‌رو شود؛ وضعیتی که برای سیاست‌گذاران پولی، یکی از دشوارترین سناریوهای ممکن است. به بیان ساده، نفت گران می‌تواند دوباره انتخاب میان کنترل تورم و حمایت از رشد را برای بانک‌های مرکزی سخت‌تر کند.

 

در بُعد سیاسی نیز جهش قیمت نفت همیشه فراتر از بازار انرژی معنا پیدا می‌کند. نفت همچنان یک کالای استراتژیک است و هر افزایش معنادار قیمت آن، سطح جدیدی از حساسیت را در روابط بین‌الملل ایجاد می‌کند. اگر قیمت‌ها برای مدتی طولانی در سطوح بالا باقی بماند، فشار بر دولت‌های مصرف‌کننده برای یافتن منابع جایگزین، افزایش تولید یا حتی مداخله سیاسی و اقتصادی بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر، کشورهای صادرکننده نیز در چنین شرایطی با فرصت‌ها و تهدیدهای تازه‌ای مواجه می‌شوند؛ فرصت از محل درآمد بیشتر و تهدید از جهت افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی.

 

یکی از مهم‌ترین نکات در تحلیل وضعیت فعلی بازار نفت، نقش «ریسک انتظاری» است. هنوز لزوماً اختلال گسترده و ملموسی در عرضه رخ نداده، اما بازار در حال قیمت‌گذاری بر مبنای احتمال وقوع آن است. این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد قیمت نفت فقط بازتاب عرضه و تقاضای فعلی نیست، بلکه آیینه‌ای از ترس‌ها، گمانه‌زنی‌ها و سناریوهای محتمل آینده نیز هست. وقتی معامله‌گران تصور می‌کنند مسیرهای صادرات، ظرفیت تولید یا امنیت منطقه‌ای ممکن است با اختلال روبه‌رو شود، پیش از آنکه بحران به‌طور کامل رخ دهد، قیمت‌ها واکنش نشان می‌دهند.

 

در این میان، مطرح شدن سناریوهایی مانند عبور نفت از ۱۵۰ دلار، شاید در نگاه اول اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما در بازار نفت هیچ سناریویی را نمی‌توان کاملاً دور از ذهن دانست؛ به‌ویژه زمانی که چند عامل پرریسک به‌طور هم‌زمان فعال باشند. اگر تنش‌های منطقه‌ای تشدید شود، امکان جبران سریع کمبود عرضه وجود نداشته باشد و ذخایر نیز در سطحی پایین باقی بماند، بازار می‌تواند وارد فاز جهش‌های شدیدتر شود. به همین دلیل، معامله‌گران اکنون بیش از آنکه به سطح فعلی قیمت نگاه کنند، در حال رصد افق پیش‌رو هستند.

 

برای اقتصاد ایران نیز تحولات بازار جهانی نفت از چند زاویه اهمیت دارد. از یک سو، افزایش قیمت جهانی نفت در ظاهر می‌تواند خبر مثبتی برای درآمدهای نفتی باشد، اما از سوی دیگر، اگر این رشد قیمت ناشی از تشدید تنش‌های ژئوپولیتیکی و محدودیت‌های بیشتر در مناسبات بین‌المللی باشد، بهره‌برداری از این فرصت چندان ساده نخواهد بود. در واقع، قیمت بالاتر نفت لزوماً به‌معنای انتفاع بیشتر نیست، مگر آنکه امکان فروش پایدار، انتقال درآمد و مدیریت ریسک‌های سیاسی نیز فراهم باشد.

 

در مجموع، بازار نفت دوباره وارد مرحله‌ای شده که در آن سیاست، امنیت و اقتصاد به‌طور فشرده در هم تنیده‌اند. نفت ۱۰۶ دلاری شاید فعلاً نقطه هشدار باشد، نه اوج بحران؛ اما همین سطح قیمتی هم برای یادآوری 脆ندگی تعادل بازار جهانی انرژی کافی است. اگر فضای سیاسی آرام نشود و چشم‌انداز عرضه شفاف‌تر نگردد، بازار می‌تواند به‌سرعت وارد کانال‌های بالاتری شود. در چنین شرایطی، جهان بار دیگر با این واقعیت قدیمی روبه‌رو خواهد شد که نفت، هنوز هم نبضی است که با هر لرزش ژئوپولیتیکی، کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ارسال نظر