پشت پرده گرانی مسکن؛ وقتی بازار با شایعه و دلالی ملتهب میشود
عبدالجلال ایری ـ عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی
بازار مسکن بار دیگر وارد فاز التهاب شده؛ التهابی که این بار نه فقط از تورم عمومی اقتصاد، بلکه از موج شایعات، سوداگری و نبود شفافیت در بازار مصالح ساختمانی تغذیه میشود. در هفتههای اخیر، افزایش ناگهانی قیمت میلگرد، تیرآهن و برخی کالاهای مرتبط با ساختوساز، بهانهای تازه برای بالا رفتن قیمت مسکن و اجارهبها شده است؛ اتفاقی که بسیاری از فعالان بازار آن را بیشتر ناشی از فضای روانی و فعالیت واسطهها میدانند تا کمبود واقعی کالا.
آنچه امروز در بازار دیده میشود، فاصله معنادار میان واقعیت عرضه و قیمتهای اعلامی است. در حالی که گزارشها از پر بودن انبارها و تداوم تولید حکایت دارند، برخی فروشندگان با استناد به تحولات اخیر و اخبار مرتبط با صنایع فولادی، قیمتها را بهصورت هیجانی افزایش دادهاند. همین مسئله باعث شده بازار از وضعیت طبیعی فاصله بگیرد و نوعی قیمتگذاری مبتنی بر ترس و انتظار تورمی شکل بگیرد.
در اقتصاد ایران، بازار مسکن همواره نسبت به اخبار سیاسی، نوسانات ارزی و تحولات صنایع مادر واکنش سریع نشان داده است. اما مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که نبود نظارت مؤثر، زمینه را برای سوءاستفاده برخی دلالان فراهم میکند. در چنین شرایطی، کوچکترین خبر یا شایعه میتواند به محرکی برای رشد مصنوعی قیمتها تبدیل شود. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان معتقدند افزایش هزینه مصالح بهتنهایی نمیتواند جهشهای سنگین قیمت مسکن را توجیه کند و بخش مهمی از این گرانی ناشی از فضای روانی و سوداگری است.
مسکن امروز به مهمترین دغدغه اقتصادی خانوارها تبدیل شده است. سهم بالای هزینه اجاره و خرید خانه در سبد معیشت مردم، فشار سنگینی به طبقه متوسط و مستأجران وارد کرده؛ فشاری که با هر موج جدید گرانی، شدیدتر میشود. در بسیاری از شهرها، خانوادهها بخش عمده درآمد ماهانه خود را صرف اجارهبها میکنند و همین مسئله قدرت خرید و کیفیت زندگی را بهشدت کاهش داده است.
از سوی دیگر، نبود آمار شفاف و بهروز از وضعیت واقعی بازار نیز به افزایش ابهام دامن زده است. وقتی اطلاعات دقیق درباره میزان تولید، موجودی مصالح یا میانگین واقعی قیمت مسکن منتشر نمیشود، میدان برای شایعهسازی و قیمتسازی بازتر خواهد شد. بازارهایی که در آنها شفافیت ضعیف باشد، معمولاً بیش از هر چیز تحت تأثیر هیجان و واسطهگری قرار میگیرند.
برخی تصمیمات حمایتی اخیر برای مستأجران، از جمله تمدید خودکار قراردادهای اجاره در شرایط بحرانی، اگرچه تا حدی توانسته فشار روانی را کاهش دهد، اما واقعیت این است که این اقدامات بیشتر نقش مُسکن دارند تا درمان ریشهای. بازار مسکن نیازمند سیاستگذاری پایدار، نظارت مؤثر و کنترل جدی سوداگری است؛ در غیر این صورت، هر شوک اقتصادی یا سیاسی میتواند دوباره موج جدیدی از افزایش قیمت ایجاد کند.
تجربه نشان داده هر زمان بازارها بر پایه ترس، شایعه و نبود نظارت حرکت کنند، بیشترین آسیب به مصرفکننده واقعی وارد میشود. در چنین فضایی، سود اصلی نصیب واسطهها و سفتهبازانی میشود که از التهاب بازار برای افزایش قیمتها استفاده میکنند. ادامه این روند نهتنها دسترسی مردم به مسکن را دشوارتر میکند، بلکه شکاف طبقاتی و نارضایتی اجتماعی را نیز افزایش خواهد داد.
بازار مسکن بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، شفافیت و اعتماد است؛ عناصری که بدون نظارت واقعی و مقابله با قیمتسازیهای کاذب، بهسختی به دست خواهند آمد.