جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

رویافروشی در ایستگاه معدن

رضا پورحسین ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 186763
رویافروشی در ایستگاه معدن

جهان اقتصاد: در سال‌های اخیر، شعار معدن به جای نفت بارها از زبان مدیران دولتی، فعالان اقتصادی و کارشناسان حوزه صنعت مطرح شده است. این عبارت به سرعت در محافل رسانه‌ای و جلسات کارشناسی تکرار شد و به نمادی از تلاش برای تنوع‌بخشی به اقتصاد ایران تبدیل شد.

هدف اصلی این شعار، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و برجسته کردن پتانسیل‌های معدنی کشور عنوان می شود. ایران با ذخایر متنوع معدنی شامل مس، آهن، طلا، سنگ‌آهن، سرب، روی و مواد معدنی غیرفلزی، یکی از کشورهای غنی از نظر منابع زیرزمینی به شمار می‌رود.

بنابراین، طبیعی است که برخی مدیران به دنبال بهره‌برداری حداکثری از این بخش برای تأمین ارز خارجی باشند. اما باید با دقت به این نکته توجه کرد که این شعار هرگز به معنای جایگزینی کامل معدن با نفت نیست و اساساً چنین جایگزینی ممکن نیست. نفت به عنوان یک منبع انرژی استراتژیک، نقش منحصربه‌فردی در اقتصاد جهانی دارد که معادن نمی‌توانند آن را پر کنند.

شعار معدن به جای نفت بیشتر تأکید دارد بر این واقعیت که بخش معدن می‌تواند تا حدودی به جای نفت برای کشور ارزآوری ایجاد کند، نه اینکه جایگزین آن شود که این گزاره نیز با هزار اما و اگر مواجه است.

ایران با بیش از پنج هزار معدن فعال و ذخایر اثبات‌شده متنوع، پتانسیل بالایی برای تولید و صادرات مواد معدنی دارد. اگر زنجیره ارزش در این حوزه کامل شود، از استخراج خام تا فرآوری و تولید محصولات نهایی، می‌توان به درآمدهای قابل توجه رسید. برای مثال، توسعه صنایع پایین‌دستی مانند فولاد، آلومینیوم، مس‌کاری و حتی فناوری‌های مرتبط با باتری و مواد پیشرفته، می‌تواند ارزش افزوده بالایی ایجاد کند.

در شرایطی که تحریم‌ها صادرات نفت را محدود کرده، برخی تحلیل‌گران به این فکر افتاده‌اند که معدن راه نجاتی برای اقتصاد باشد. اما این دیدگاه سطحی است و مشکلات عمیق‌تری را نادیده می‌گیرد.

یکی از باورهای رایج در این میان، این است که در صورت محاصره یا اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت با چالش‌های جدی مواجه می‌شود و این اتفاق می‌تواند فرصتی طلایی برای صادرات مواد معدنی ایجاد کند.

طرفداران این نظر معتقدند که مواد معدنی را می‌توان از مسیرهای زمینی یا بنادر دیگر صادر کرد و تحریم‌ها تأثیر کمتری بر آنها خواهد داشت. اما این باور از پایه اشتباه است. همان موانعی که پیش روی صادرات نفت قرار دارد، به طور مشخص و حتی شدیدتر، بر سر راه صادرات مواد معدنی نیز وجود دارد.

تحریم‌های بانکی، محدودیت‌های حمل‌ونقل دریایی، بیمه کشتی‌ها، دسترسی به بازارهای هدف و حتی مسائل فنی مانند استانداردهای زیست‌محیطی صادراتی، همه و همه بر مواد معدنی نیز اعمال می‌شود. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که فروش سنگ‌آهن، مس یا کنسانتره معدنی نیز تحت تأثیر همان تحریم‌ها قرار گرفته و خریداران خارجی به دلیل ریسک‌های سیاسی، اغلب با احتیاط عمل می‌کنند.

بنابراین، محاصره تنگه هرمز نه تنها نفت، بلکه زنجیره لجستیک کلی صادرات کشور را مختل خواهد کرد و معدن نمی‌تواند به عنوان پناهگاه عمل کند.

علاوه بر این، تکیه بیش از حد به فروش خام مواد معدنی، همان آسیب‌هایی را به بار می‌آورد که وابستگی به نفت ایجاد کرده است. وقتی صحبت از مضرات تکیه به فروش نفت می‌شود، منظور اقتصاد رانتی، عدم توسعه صنایع دانش‌بنیان، آسیب به بخش تولید داخلی و نوسانات ارزی است.

این مقوله دقیقاً برای مواد معدنی نیز صادق است. اگر سیاست‌گذاران به فکر استخراج حداکثری و صادرات خام باشند، بدون سرمایه‌گذاری در فرآوری و فناوری، دوباره به دام اقتصاد تک‌محصولی و خام‌فروشی خواهیم افتاد.

تفاوت اصلی معدن با نفت در این است که استخراج معادن آثار مخرب مستقیم و بلندمدت بر محیط زیست دارد. معدن‌کاری، به ویژه استخراج روباز، منجر به تخریب جنگل‌ها، آلودگی آب‌های زیرزمینی، فرسایش خاک، گرد و غبار و حتی تغییر اقلیم محلی می‌شود. در مناطق معدنی ایران مانند کرمان، یزد، آذربایجان و خراسان، گزارش‌های متعددی از خشک شدن چشمه‌ها، کاهش پوشش گیاهی و مهاجرت اجباری جوامع محلی به دلیل فعالیت‌های معدنی وجود دارد. اگر بیش از اندازه به صنعت معدن تکیه کنیم، چیزی جز ویرانی محیط زیست نصیب کشور نخواهد شد.

محیط زیست ایران همواره با چالش‌های جدی مانند خشکسالی، بیابان‌زایی و کمبود آب مواجه است. توسعه بی‌رویه معادن بدون استانداردهای زیست‌محیطی، این بحران‌ها را تشدید خواهد کرد.

هزینه‌های اجتماعی و اکولوژیک چنین سیاستی در بلندمدت، بسیار بیشتر از درآمدهای کوتاه‌مدت ارزی خواهد بود. برای مثال، آلودگی ناشی از معادن فلزی می‌تواند سلامت عمومی را تهدید کند و کشاورزی و گردشگری را نابود سازد. بنابراین، شعار «معدن به جای نفت» باید با احتیاط و در چارچوب توسعه پایدار پیگیری شود. به جای تمرکز صرف بر حجم استخراج، باید بر ایجاد زنجیره ارزش، فناوری‌های پاک، بازیافت و حفاظت از اکوسیستم تأکید کرد.

 

ارسال نظر