جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
سرایت ویروس گرانی به خانههای نقلی
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: در سالهای اخیر، بازار مسکن تهران به نقطهای رسیده که حتی کوچکترین واحدهای آپارتمانی نیز از دسترس اکثر شهروندان خارج شدهاند. موج گرانی که ابتدا واحدهای بزرگ و لوکس را هدف قرار داده بود، حالا به واحدهای متراژ پایین و اقتصادی نیز سرایت کرده و خرید خانه را برای بسیاری از خانوادهها، بهویژه جوانان، به رویایی دستنیافتنی تبدیل کرده است.
دیگر نمیتوان با امید به یک آپارتمان کوچک در محلههای متوسط یا حتی پایینشهر، برنامهریزی برای زندگی مستقل کرد؛ زیرا قیمتها با سرعت سرسامآوری افزایش یافتهاند و درآمدها با این ارقام همخوانی ندارد.
نمونههای اخیر به وضوح این واقعیت تلخ را نشان میدهند. یک واحد آپارتمان ۳۳ متری در محله لشکر با قیمت ۶ میلیارد تومان آگهی شده است. این واحد که در بهترین حالت یک خوابگاه کوچک برای یک نفر یا زوج بدون فرزند محسوب میشود، رقمی معادل بودجه یک خانواده متوسط برای چندین دهه را طلب میکند.
در محله سهروردی، آپارتمان ۴۰ متری با قیمت ۱۲ میلیارد تومان عرضه شده که این رقم حتی برای بسیاری از متخصصان با درآمد بالا نیز شوکهکننده است. همچنین، یک آپارتمان ۵۷ متری در محله خواجه نظامالملک با قیمت ۷.۵ میلیارد تومان قیمتگذاری شده است.
این ارقام نشان میدهد که دیگر متراژ پایین به معنای ارزان بودن نیست؛ گرانی مانند ویروسی به تمام بخشهای بازار نفوذ کرده است.
این وضعیت نتیجه ترکیب چندین عامل است. تحریم، تورم مزمن اقتصاد، کاهش ارزش پول ملی، ورود سرمایههای نقدی به بازار مسکن به عنوان پناهگاه امن و کمبود عرضه مسکن جدید از مهمترین دلایل این بحران هستند.
در حالی که تقاضا برای مسکن به دلیل رشد جمعیت جوان و مهاجرت به تهران همچنان بالاست، ساختوسازهای جدید یا گران هستند یا به دلیل مشکلات تأمین مصالح و مجوزها با تأخیر مواجه میشوند. دلالان و سرمایهگذاران نیز با خرید واحدهای کوچک برای تبدیل به اجاره کوتاهمدت یا فروش مجدد، بازار را ملتهبتر کردهاند.
نتیجه این که حتی آپارتمانهای ۳۰ تا ۶۰ متری که قبلاً گزینهای برای جوانان تازهوارد به بازار کار بودند، حالا به کالای لوکس تبدیل شدهاند.
برای جوانان، این شرایط به معنای غیرممکن شدن یکی از اساسیترین مراحل زندگی است. تشکیل خانواده، ازدواج و استقلال از والدین، که در فرهنگ ایرانی نماد بلوغ اجتماعی محسوب میشود، اکنون با سد محکمی به نام «خانه» مواجه است. بسیاری از زوجهای جوان مجبورند سالها در خانه والدین بمانند یا اجارهنشینی دائمی را بپذیرند.
اجارهبها نیز به تبع فروش، افزایش چشمگیری داشته و بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه را میبلعد. این فشار اقتصادی نه تنها باعث تأخیر در فرزندآوری شده، بلکه افسردگی، کاهش انگیزه کاری و حتی مهاجرت از کشور را در پی داشته است. آمارها نشان میدهد که درصد قابل توجهی از جوانان ۲۵ تا ۴۰ ساله تهرانی، حتی با داشتن شغل نسبتاً خوب، هیچ امیدی به خرید خانه ندارند.
این بحران اجتماعی ابعاد عمیقتری نیز دارد. فاصله طبقاتی در تهران روزبهروز بیشتر میشود. کسانی که سالها پیش خانه خریداری کردهاند، اکنون ثروتمند محسوب میشوند، در حالی که نسل جدید حتی با کار دو شیفت هم نمیتواند به پا شود. این نابرابری میتواند به نارضایتی اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.
شهرداری و دولت بارها از طرحهایی مانند ساخت مسکن مهر، جهش تولید مسکن یا تسهیلات خرید سخن گفتهاند اما در عمل، این برنامهها یا ناکافی بودهاند یا به دلیل تورم، تأثیر واقعی نداشتهاند.
نیاز به بازنگری اساسی در سیاستهای شهری، افزایش عرضه زمینهای دولتی، کنترل قیمت مصالح، مبارزه جدی با دلالی و ارائه تسهیلات واقعی با نرخ سود پایین احساس میشود.
علاوه بر این، باید به سمت مدلهای نوین مسکن مانند اجاره به شرط تملیک، مسکن اجتماعی و توسعه شهرکهای اطراف تهران حرکت کرد. بدون اقدام فوری، تهران به شهری تبدیل خواهد شد که تنها برای ثروتمندان قابل سکونت است و جوانانش یا باید مهاجرت کنند یا در چرخه فقر نسلی گرفتار شوند.
بازار مسکن تهران دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست بلکه به یک بحران ملی تبدیل شده که آینده نسل جوان را تهدید میکند. تا زمانی که خانه برای جوانان این سرزمین رویای دستنیافتنی باقی بماند، نمیتوان از توسعه پایدار، افزایش جمعیت جوان یا ثبات اجتماعی سخن گفت.