جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

زنگ خطر برای تولید؛ آیا وقت بازسازی واقعی محیط کسب‌وکار فرا نرسیده است؟

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 186920
زنگ خطر برای تولید؛ آیا وقت بازسازی واقعی محیط کسب‌وکار فرا نرسیده است؟

وقتی کارخانه‌ها با ظرفیت نیمه‌فعال کار می‌کنند، کارآفرینان از آینده نامطمئن می‌گویند و سرمایه‌ها به جای ورود به خطوط تولید، در انتظار ثبات می‌مانند، یک پیام روشن در دل اقتصاد شنیده می‌شود: مشکل فقط کمبود منابع نیست؛ مسئله اصلی، کیفیت محیط کسب‌وکار است. اگر قرار است تولید جان بگیرد، باید زمین بازی را اصلاح کرد، نه اینکه صرفاً از بازیکنان انتظار معجزه داشت.

 

بهبود محیط کسب‌وکار، شعاری تکراری اما همچنان محقق‌نشده در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه است. در حالی که تولید به عنوان موتور اشتغال، ارزش‌افزوده و رشد پایدار شناخته می‌شود، موانع ساختاری در فضای کسب‌وکار باعث شده‌اند بسیاری از بنگاه‌ها به جای تمرکز بر نوآوری و توسعه بازار، انرژی خود را صرف عبور از پیچ‌وخم‌های اداری و نوسانات سیاستی کنند.

یکی از نخستین چالش‌های تولید، تعدد مجوزها و فرآیندهای اداری زمان‌بر است. در بسیاری از موارد، کارآفرین برای راه‌اندازی یا توسعه فعالیت خود ناچار است از نهادهای مختلف مجوز دریافت کند؛ فرآیندی که گاه ماه‌ها طول می‌کشد. این تأخیر نه‌تنها هزینه مستقیم ایجاد می‌کند، بلکه ریسک سرمایه‌گذاری را نیز افزایش می‌دهد.

راهکار، حذف نظارت نیست، بلکه مقررات‌زدایی هوشمند است؛ یعنی بازنگری در مقررات، حذف قوانین متداخل، دیجیتالی‌سازی فرآیندها و ایجاد «پنجره واحد واقعی» که همه خدمات را در یک مسیر شفاف و قابل رهگیری ارائه دهد. هر روز کاهش در زمان صدور مجوز، معادل افزایش انگیزه سرمایه‌گذاری است.

تولیدکننده بیش از هر چیز به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد. نوسانات شدید در نرخ ارز، تغییرات ناگهانی در تعرفه‌ها یا سیاست‌های تجاری، و اصلاحات دفعی در مقررات مالیاتی، فضای برنامه‌ریزی را مختل می‌کند. یک بنگاه تولیدی معمولاً برای چند سال آینده برنامه سرمایه‌گذاری تنظیم می‌کند؛ اما اگر قواعد بازی دائماً تغییر کند، این برنامه‌ریزی عملاً بی‌معنا می‌شود.

اقتصادهایی که توانسته‌اند جهش تولید را تجربه کنند، معمولاً از یک ویژگی مشترک برخوردار بوده‌اند: چارچوب‌های سیاستی پایدار و قابل پیش‌بینی. اعلام نقشه راه میان‌مدت، پایبندی به قوانین مصوب و پرهیز از تصمیمات ناگهانی، می‌تواند فضای اطمینان را به بازار بازگرداند.

هیچ خط تولیدی بدون سرمایه در گردش پایدار دوام نمی‌آورد. محدودیت‌های اعتباری، نرخ‌های بهره بالا و فرآیندهای پیچیده دریافت تسهیلات، بنگاه‌های کوچک و متوسط را در تنگنا قرار می‌دهد. این بنگاه‌ها که سهم قابل توجهی از اشتغال را بر عهده دارند، بیش از دیگران از کمبود منابع مالی آسیب می‌بینند.

تأمین مالی هدفمند، نه تنها تولید را تقویت می‌کند، بلکه به کاهش سفته‌بازی و هدایت سرمایه به بخش‌های واقعی اقتصاد کمک می‌کند.

کیفیت زیرساخت‌ها ارتباط مستقیمی با بهره‌وری دارد. قطعی انرژی، ضعف در شبکه حمل‌ونقل، یا محدودیت‌های زیرساخت دیجیتال، هزینه تولید را افزایش می‌دهد و توان رقابت را کاهش می‌دهد. در اقتصاد جهانی‌شده، رقابت تنها بر سر قیمت نیست؛ بر سر سرعت، کیفیت و قابلیت اطمینان نیز هست.

سرمایه‌گذاری در انرژی پایدار، توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل کارآمد و تقویت زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، در واقع سرمایه‌گذاری بر آینده تولید است. هر ساعت توقف خط تولید به دلیل ضعف زیرساخت، هزینه‌ای فراتر از تصور بر اقتصاد تحمیل می‌کند.

ابهام در قوانین، تفسیرهای متفاوت از مقررات و نبود دسترسی برابر به اطلاعات، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی در فضای کسب‌وکار می‌شود. شفافیت در فرآیندهای مالیاتی، گمرکی و نظارتی می‌تواند هزینه‌های مبادله را کاهش دهد.

ایجاد سامانه‌های شفاف اطلاع‌رسانی، انتشار عمومی دستورالعمل‌ها و پاسخ‌گویی نظام‌مند نهادها، به فعالان اقتصادی این اطمینان را می‌دهد که قواعد برای همه یکسان اجرا می‌شود. این اعتماد، سرمایه‌ای نامرئی اما حیاتی برای رشد تولید است.

بهبود محیط کسب‌وکار تنها به مقررات و سرمایه محدود نمی‌شود. نیروی کار ماهر و آموزش‌دیده، یکی از ارکان اصلی رقابت‌پذیری است. سرمایه‌گذاری در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، پیوند دانشگاه و صنعت، و ارتقای مهارت‌های مدیریتی، می‌تواند بهره‌وری بنگاه‌ها را افزایش دهد.

افزایش بهره‌وری به معنای تولید بیشتر با منابع کمتر است؛ مسیری که در بلندمدت موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش قدرت رقابت می‌شود.

تولید فرآیندی زمان‌بر و نیازمند صبر راهبردی است. نتایج اصلاحات محیط کسب‌وکار ممکن است در کوتاه‌مدت به‌طور کامل نمایان نشود، اما در بلندمدت اثرات عمیق و پایدار بر رشد اقتصادی خواهد داشت. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که به صورت مستمر و هماهنگ بر بهبود فضای کسب‌وکار تمرکز کرده‌اند، توانسته‌اند سرمایه داخلی و خارجی را جذب و جایگاه رقابتی خود را ارتقا دهند.

اگر تولید را موتور حرکت اقتصاد بدانیم، محیط کسب‌وکار همان جاده‌ای است که این موتور بر آن حرکت می‌کند. حتی قدرتمندترین موتور نیز در جاده‌ای پر از مانع و ناهموار، به مقصد نمی‌رسد. اصلاح مقررات، ثبات سیاستی، تأمین مالی کارآمد، زیرساخت قوی، شفافیت و سرمایه انسانی توانمند، اجزای یک پازل واحد هستند.

بهبود محیط کسب‌وکار نه یک پروژه کوتاه‌مدت، بلکه یک فرآیند مستمر و هماهنگ است. هر گام در جهت کاهش عدم‌اطمینان و افزایش شفافیت، پیام روشنی به فعالان اقتصادی می‌دهد: سرمایه‌گذاری می‌تواند منطقی، قابل پیش‌بینی و سودآور باشد. در چنین فضایی، تولید نه با فشار و دستور، بلکه با انگیزه و اعتماد رشد خواهد کرد.

ارسال نظر