«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
وقتی نبض انرژی جهان در تنگهای باریک میتپد
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهمترین نقاط تمرکز سیاست و اقتصاد جهان تبدیل شده است؛ آبراهی باریک اما حیاتی که هرگونه اختلال در آن میتواند بازار انرژی جهان را دستخوش نوسانهای شدید کند. در روزهای اخیر با افزایش تنشها و ادامه بنبست در تلاشها برای بازگشایی کامل این گذرگاه راهبردی، نگرانیها درباره کمبود عرضه نفت و جهش قیمت انرژی در بازارهای جهانی افزایش یافته است.
تنگه هرمز که خلیج فارس را به دریای عمان و سپس آبهای آزاد متصل میکند، یکی از مهمترین شاهراههای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود. بخش قابل توجهی از نفت صادراتی کشورهای حاشیه خلیج فارس هر روز از این مسیر عبور میکند و به همین دلیل هرگونه محدودیت در رفتوآمد کشتیها میتواند تأثیری مستقیم بر بازار جهانی نفت داشته باشد. اکنون با افزایش تهدیدها علیه کشتیها و کاهش تردد نفتکشها، صادرات نفت از منطقه با اختلال جدی مواجه شده و بازار انرژی با نوعی نااطمینانی تازه روبهرو شده است.
در چنین شرایطی، برخی گزارشهای بینالمللی هشدار دادهاند که ادامه این وضعیت میتواند خطر کمبود عرضه نفت را در کوتاهمدت افزایش دهد. کاهش جریان نفت از خلیج فارس به معنای محدود شدن یکی از اصلیترین منابع تأمین انرژی جهان است؛ مسئلهای که میتواند قیمت نفت و سایر حاملهای انرژی را در بازارهای جهانی بالا ببرد و فشار اقتصادی جدیدی بر بسیاری از کشورها وارد کند.
از سوی دیگر، تحولات اخیر نشان میدهد که مسئله تنگه هرمز صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه به شدت با معادلات ژئوپلیتیکی و امنیتی منطقه گره خورده است. در حالی که ایران اعلام کرده است بازگشت کامل عبور و مرور در این آبراه به پایان تنشهای نظامی وابسته است، طرفهای دیگر درگیر نیز تلاش میکنند از ابزارهای سیاسی و اقتصادی برای تغییر شرایط استفاده کنند. همین موضوع باعث شده تنگه هرمز به صحنهای از تقابل فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی تبدیل شود.
در این میان نقش قدرتهای بزرگ جهانی نیز پررنگ است. ایالات متحده از یک سو تلاش کرده با افزایش فشارهای اقتصادی، از جمله تشدید تحریمهای نفتی، ایران را در موقعیت دشوارتری قرار دهد و از سوی دیگر بر باز بودن مسیر کشتیرانی در این آبراه تأکید کرده است. در مقابل، چین که یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی در جهان است و روابط اقتصادی نزدیکی با ایران دارد، خواستار بازگشایی سریع تنگه برای عبور کشتیها شده است. این اختلاف دیدگاهها نشان میدهد که مسئله هرمز تنها یک بحران منطقهای نیست، بلکه به بخشی از رقابت و تعامل میان قدرتهای بزرگ نیز تبدیل شده است.
بازارهای جهانی انرژی نیز به دقت تحولات این منطقه را دنبال میکنند. در شرایطی که جهان هنوز با چالشهای اقتصادی و تورم در بسیاری از کشورها دستوپنجه نرم میکند، هرگونه افزایش شدید قیمت نفت میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. افزایش هزینه انرژی معمولاً به بالا رفتن قیمت حملونقل، تولید و در نهایت کالاهای مصرفی منجر میشود و همین مسئله فشار بیشتری بر اقتصادهای آسیبپذیر وارد میکند.
در عین حال، توقف یا کاهش صادرات نفت از منطقه خلیج فارس تنها بر قیمتها تأثیر نمیگذارد، بلکه میتواند زنجیره تأمین انرژی جهان را نیز دچار اختلال کند. بسیاری از پالایشگاهها در آسیا، اروپا و حتی برخی نقاط دیگر جهان به نفت این منطقه وابسته هستند و هرگونه کاهش عرضه ممکن است آنها را مجبور کند به دنبال منابع جایگزین باشند؛ منابعی که معمولاً گرانتر یا از نظر حملونقل پیچیدهتر هستند.
با این حال، در میان این تنشها نشانههایی نیز از تلاش برای مدیریت بحران دیده میشود. مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که پس از برطرف شدن وضعیت ناامنی، شرایط کشتیرانی در تنگه هرمز میتواند به حالت عادی بازگردد. تأکید بر اجرای سازوکارهای نظارتی و امنیتی در چارچوب حقوق بینالملل نیز نشان میدهد که تهران تلاش دارد ضمن حفظ منافع خود، پیامهایی درباره امکان بازگشت ثبات به این آبراه ارسال کند.
از سوی دیگر، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد برخی نفتکشها با مجوزهای خاص توانستهاند از تنگه عبور کنند. این مسئله میتواند نشانهای از تلاش برای جلوگیری از توقف کامل جریان انرژی در منطقه باشد؛ زیرا بسته شدن کامل این مسیر نه تنها برای کشورهای تولیدکننده نفت، بلکه برای مصرفکنندگان بزرگ نیز پیامدهای اقتصادی سنگینی خواهد داشت.