پشت‌پرده التهاب بازار خودرو؛ آیا کمبود فولاد فقط یک بهانه است؟

روح‌اله عباسپور ـ عضوکمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی

شناسه خبر: 186917
پشت‌پرده التهاب بازار خودرو؛ آیا کمبود فولاد فقط یک بهانه است؟

بازار خودرو ایران سال‌هاست با چرخه‌ای تکراری از افزایش قیمت، کاهش عرضه و طرح ادعاهای مختلف درباره کمبود مواد اولیه مواجه است. یکی از مهم‌ترین استدلال‌هایی که خودروسازان طی سال‌های اخیر برای توجیه افزایش قیمت محصولات خود مطرح کرده‌اند، رشد هزینه تولید و کمبود ورق فولادی بوده است؛ ماده اولیه‌ای که نقش کلیدی در تولید خودرو دارد. با این حال، اظهارات اخیر درباره باقی ماندن بخشی از عرضه ورق فولاد در بورس کالا، پرسش‌های تازه‌ای را درباره واقعیت این ادعاها مطرح کرده است.

اگر ورق فولادی به میزان کافی در بورس کالا عرضه شده اما بخشی از آن بدون مشتری باقی مانده، این موضوع نشان می‌دهد مسئله اصلی شاید نه کمبود مواد اولیه، بلکه اختلافات قیمتی، انتظارات تورمی یا حتی تلاش برای مدیریت بازار از مسیر محدودسازی عرضه باشد. در واقع، زمانی که یک تولیدکننده از کمبود مواد اولیه سخن می‌گوید اما در عمل از خرید عرضه موجود خودداری می‌کند، طبیعی است که شائبه‌هایی درباره اهداف پشت پرده این رفتار شکل بگیرد.

بازار خودرو ایران در سال‌های گذشته بارها نشان داده که از سازوکارهای شفاف و رقابتی فاصله دارد. قیمت‌گذاری دستوری، محدودیت عرضه، قرعه‌کشی و شکاف سنگین میان قیمت کارخانه و بازار آزاد، فضایی ایجاد کرده که در آن هرگونه اختلال در زنجیره تأمین می‌تواند به سرعت به افزایش قیمت‌ها منجر شود. در چنین شرایطی، ادعای کمبود فولاد نیز می‌تواند به ابزاری برای فشار بر سیاست‌گذار یا زمینه‌سازی برای افزایش قیمت تبدیل شود.

از سوی دیگر، بورس کالا دقیقاً با هدف شفاف‌سازی معاملات و جلوگیری از رانت طراحی شده است. وقتی مواد اولیه در بستر شفاف بورس عرضه می‌شود، امکان رصد میزان عرضه، تقاضا و قیمت‌ها فراهم خواهد بود. به همین دلیل، هرگونه تلاش برای کاهش عرضه در بورس یا انتقال معاملات به مسیرهای غیرشفاف، می‌تواند زمینه ایجاد رانت و کاهش شفافیت را فراهم کند.

موضوع فقط به صنعت خودرو محدود نمی‌شود. اگر صنایع دیگر نیز خواهان کاهش عرضه فولاد در بورس باشند، این مسئله می‌تواند نشانه‌ای از مقاومت برخی بازیگران اقتصادی در برابر شفافیت باشد. بخشی از سود در اقتصاد غیرشفاف، دقیقاً از همین تفاوت قیمت‌ها، محدودیت عرضه و دسترسی‌های خاص ایجاد می‌شود. در چنین فضایی، شفاف شدن معاملات ممکن است منافع برخی بازیگران را تهدید کند.

نکته مهم دیگر، تأثیر این وضعیت بر مصرف‌کننده نهایی است. در نهایت، هرگونه التهاب در بازار مواد اولیه یا افزایش قیمت خودرو، مستقیماً به مردم منتقل می‌شود. مصرف‌کننده‌ای که طی سال‌های اخیر با افت قدرت خرید مواجه بوده، بیش از همه هزینه ناکارآمدی‌ها و بی‌نظمی‌های بازار را پرداخت کرده است. به همین دلیل، ورود نهادهای نظارتی به این موضوع می‌تواند از منظر دفاع از حقوق مصرف‌کننده نیز اهمیت داشته باشد.

واقعیت این است که صنعت خودرو ایران بیش از هر چیز به شفافیت، رقابت و اصلاح ساختار نیاز دارد. تا زمانی که قیمت‌گذاری، تأمین مواد اولیه و نظام عرضه خودرو در فضایی غیررقابتی و پرابهام انجام شود، بازار همچنان مستعد التهاب و افزایش قیمت خواهد بود. اگر قرار است ادعای کمبود فولاد مبنای تصمیمات اقتصادی و افزایش قیمت‌ها باشد، این ادعا باید در یک فرآیند شفاف و قابل راستی‌آزمایی بررسی شود؛ در غیر این صورت، افکار عمومی این پرسش را مطرح خواهد کرد که آیا مشکل واقعاً کمبود فولاد است یا وجود منافعی که از تداوم بی‌ثباتی در بازار خودرو سود می‌برند؟

ارسال نظر