تابآوری تولید؛ مسیر تداوم تولید و تجارت باید ساخته شود
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
در اقتصادی که با ناترازی انرژی، نوسان نرخ ارز، محدودیتهای تجاری، دشواری تأمین مواد اولیه و بیثباتی سیاستها روبهروست، ادامه تولید دیگر فقط به توان کارخانهها و بنگاهها وابسته نیست؛ بلکه به کیفیت مسیری بستگی دارد که مواد اولیه را به خطوط تولید، محصولات را به بازار و درآمد حاصل از فروش را دوباره به چرخه سرمایهگذاری بازمیگرداند. تابآوری اقتصادی زمانی شکل میگیرد که بحران نتواند این مسیر را متوقف کند. به همین دلیل، باید به جای مدیریت روزمره کمبودها، زیرساخت تداوم تولید و تجارت را ساخت. تولید نباید با هر شوکی متوقف شود تولید در شرایط عادی نیز به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از تأمین مواد اولیه و انرژی گرفته تا نیروی انسانی، سرمایه در گردش، حملونقل و دسترسی به بازار فروش. حال اگر یکی از این حلقهها دچار اختلال شود، اثر آن بهسرعت در سایر بخشها نمایان خواهد شد. قطع برق میتواند برنامه تولید را برهم بزند، تأخیر در تخصیص ارز ممکن است تأمین مواد اولیه را متوقف کند و تغییر ناگهانی مقررات صادراتی میتواند بازار فروش یک تولیدکننده را از بین ببرد. بنابراین تابآوری تولید به معنای مقاومسازی تکتک کارخانهها نیست؛ بلکه باید کل زنجیره تولید و تجارت در برابر اختلالها آمادگی داشته باشد. از مدیریت بحران به پیشگیری از توقف یکی از ضعفهای رایج در مواجهه با بحرانهای اقتصادی، واکنش پس از وقوع مشکل است. زمانی که مواد اولیه به کارخانه نمیرسد، تازه موضوع تأمین ارز مطرح میشود؛ وقتی محدودیت انرژی اعمال میشود، بنگاه به دنبال راه جایگزین میگردد و هنگامی که بازار صادراتی از دست میرود، جستوجو برای مشتری جدید آغاز میشود. این شیوه، هزینه بحران را افزایش میدهد. بنگاههای تولیدی باید برای سناریوهای مختلف برنامه داشته باشند؛ از اختلال در تأمین انرژی و مواد اولیه گرفته تا محدودیتهای حملونقل و تغییرات تقاضا. داشتن تأمینکنندگان جایگزین، ذخایر راهبردی مواد اولیه، برنامه نگهداری تجهیزات و مسیرهای متنوع فروش میتواند احتمال توقف فعالیت را کاهش دهد. البته ایجاد ذخایر و ظرفیتهای جایگزین باید متناسب با ماهیت هر صنعت و هزینههای اقتصادی آن باشد؛ چراکه انبار کردن بیش از اندازه مواد اولیه نیز میتواند سرمایه بنگاه را قفل کند. سرمایه در گردش؛ سوخت تداوم تولید یکی از مهمترین عوامل توقف تولید، کمبود نقدینگی است. ممکن است یک کارخانه از نظر فنی ظرفیت تولید داشته باشد، نیروی انسانی و تجهیزات آن آماده باشند، اما به دلیل نداشتن سرمایه در گردش نتواند مواد اولیه خریداری کند یا هزینههای جاری خود را بپردازد. در چنین شرایطی، تأمین مالی تولید باید از نگاه کوتاهمدت فاصله بگیرد. تسهیلات بانکی، اعتبار زنجیرهای، ابزارهای تأمین مالی و قراردادهای بلندمدت میان تولیدکنندگان و خریداران میتوانند جریان نقدینگی را قابل پیشبینیتر کنند. نکته مهم آن است که منابع مالی به سمت حفظ ظرفیت تولید و افزایش بهرهوری هدایت شوند، نه صرفاً جبران زیانهای گذشته. حمایت مالی زمانی اثربخش است که به ادامه فعالیت اقتصادی و بازگشت سرمایه به چرخه تولید منجر شود. تجارت؛ حلقهای که نباید از تولید جدا شود تولید بدون بازار فروش پایدار نمیتواند ادامه پیدا کند. بنگاهی که محصول خود را تولید میکند اما برای صادرات، نقلوانتقال پول یا حملونقل با محدودیتهای پیشبینینشده روبهروست، نمیتواند برنامه روشنی برای توسعه فعالیت خود داشته باشد. به همین دلیل، تابآوری تولید باید با تابآوری تجارت همراه شود. تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، توسعه مسیرهای حملونقل، کاهش وابستگی به چند مشتری محدود و ایجاد سازوکارهای مطمئن برای دریافت درآمد صادراتی از جمله اقداماتی است که میتواند ریسک تجارت را کاهش دهد. در داخل نیز باید ارتباط میان تولیدکننده مواد اولیه، واحدهای صنعتی، شبکه توزیع و مصرفکننده تقویت شود. هرچه زنجیره تأمین کوتاهتر، شفافتر و قابل پیشبینیتر باشد، احتمال انتقال شوکها به بخشهای دیگر کمتر خواهد شد. انرژی؛ آزمون جدی تابآوری بنگاهها ناترازی انرژی از جمله عواملی است که برنامه تولید بسیاری از صنایع را تحت تأثیر قرار میدهد. تولیدکنندهای که از زمان و میزان محدودیت انرژی اطلاع دقیقی ندارد، نمیتواند برای سفارشها، تأمین مواد اولیه و تحویل محصول برنامهریزی کند. راهحل، صرفاً افزایش سهمیه انرژی نیست.
بهینهسازی مصرف، نوسازی تجهیزات، بازیابی انرژی، توسعه نیروگاههای اختصاصی و استفاده از منابع تجدیدپذیر باید به بخشی از برنامه بنگاهها تبدیل شود. در کنار این اقدامات، سیاستگذار نیز باید زمانبندی و سازوکار محدودیتها را شفاف اعلام کند تا صنایع بتوانند برای مدیریت تولید تصمیم بگیرند.
پیشبینیپذیری در تأمین انرژی، خود نوعی حمایت از تولید است. ثبات مقررات؛ شرط سرمایهگذاری بلندمدت هیچ بنگاهی نمیتواند در فضایی که قواعد اقتصادی دائماً تغییر میکنند، برای آینده برنامهریزی کند. تغییرات ناگهانی در مقررات ارزی، مالیاتی، صادراتی و تجاری، هزینه تصمیمگیری را افزایش میدهد و انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد. تولید به سیاستهایی نیاز دارد که قابل پیشبینی باشند. اگر قرار است مقررات تغییر کند، باید زمان کافی برای تطبیق بنگاهها در نظر گرفته شود. همچنین تصمیمهای مرتبط با تولید و تجارت باید با مشارکت تشکلهای صنعتی و فعالان اقتصادی اتخاذ شوند. حمایت واقعی از تولید، فقط پرداخت تسهیلات یا اعلام بستههای حمایتی نیست؛ گاهی مهمترین حمایت، پرهیز از تصمیمهایی است که برنامه بنگاه را در میانه مسیر برهم میزند. تابآوری با همکاری زنجیره تولید شکل میگیرد مسئولیت تداوم تولید را نمیتوان فقط بر دوش یک کارخانه گذاشت. بانکها، دستگاههای اجرایی، تأمینکنندگان انرژی، شرکتهای حملونقل، گمرک، شبکه توزیع و سیاستگذاران تجاری همگی در این مسیر نقش دارند. برای مثال، اگر یک تولیدکننده مواد اولیه را بهموقع تأمین کند اما حملونقل با اختلال مواجه شود، برنامه تولید همچنان آسیب میبیند. اگر محصول تولید شود اما امکان صادرات یا دریافت پول آن وجود نداشته باشد، چرخه سرمایه در گردش مختل خواهد شد. بنابراین لازم است برای صنایع مهم، نقشه تداوم کسبوکار و زنجیره تأمین تدوین شود؛ نقشهای که نقاط آسیبپذیر را مشخص کند، مسئولیت هر بخش را روشن سازد و برای شرایط اضطراری راهکار جایگزین داشته باشد. مسیر تداوم تولید و تجارت باید ساخته شود تابآوری اقتصادی با بخشنامه و شعار ایجاد نمیشود. این مفهوم به سرمایهگذاری در زیرساخت، اصلاح شیوه تأمین مالی، ثبات سیاستگذاری، تنوعبخشی به تجارت و افزایش بهرهوری نیاز دارد. در کوتاهمدت باید نقاطی که احتمال توقف تولید در آنها بیشتر است شناسایی و برای تأمین انرژی، مواد اولیه و حملونقل آنها راهکار جایگزین طراحی شود. در میانمدت، نوسازی تجهیزات، توسعه ابزارهای مالی و تقویت زنجیره تأمین باید در اولویت قرار گیرد. در بلندمدت نیز اقتصاد به تنوع بیشتر در بازارهای صادراتی، فناوریهای تولید و منابع تأمین نیاز دارد. هدف تابآوری این نیست که بنگاهها بحران را تحمل کنند؛ هدف این است که بحران نتواند تولید و تجارت را متوقف کند. اقتصادی که برای هر اختلال، مسیر جایگزین دارد، کمتر آسیب میبیند و سریعتر به شرایط عادی بازمیگردد. تداوم تولید نیز زمانی تضمین میشود که از تأمین مواد اولیه تا فروش محصول، همه حلقهها در یک برنامه منسجم دیده شوند. مسیر تداوم تولید و تجارت باید ساخته شود؛ مسیری که نه فقط در روزهای آرام، بلکه در دشوارترین شرایط اقتصادی نیز باز بماند.