جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

اقتصاد ضایعات؛ ثروتی که هر روز دور ریخته می‌شود

راضیه احمدوند - روزنامه نگار

شناسه خبر: 191615
اقتصاد ضایعات؛ ثروتی که هر روز دور ریخته می‌شود


  
در شرایطی که تولیدکنندگان برای تأمین مواد اولیه، سرمایه در گردش و کاهش هزینه‌های تولید با چالش‌های متعددی روبه‌رو هستند، بخش بزرگی از منابع اقتصادی کشور در قالب ضایعات، پسماندهای صنعتی و مواد قابل بازیافت از چرخه تولید خارج می‌شود. آنچه امروز به‌عنوان زباله یا ضایعات شناخته می‌شود، می‌تواند به منبعی برای تولید، اشتغال و درآمد تبدیل شود؛ به شرط آنکه اقتصاد بازیافت از فعالیتی پراکنده و کم‌اثر به یک زنجیره صنعتی و سودآور تبدیل شود.  ضایعات؛ هزینه‌ای که می‌تواند درآمد شود  در نگاه سنتی، ضایعات پایان مسیر تولید است؛ موادی که پس از مصرف یا طی فرایند ساخت، ارزش اقتصادی خود را از دست داده‌اند. اما در اقتصاد مدرن، بسیاری از همین مواد دوباره به‌عنوان نهاده تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند.  فلزات، پلاستیک، کاغذ، شیشه، لاستیک، پسماندهای الکترونیکی و حتی بخشی از پسماندهای کشاورزی، ظرفیت تبدیل شدن به مواد اولیه جدید را دارند. بازیابی این منابع می‌تواند نیاز به مواد خام را کاهش دهد، هزینه تولید را کنترل کند و فشار بر منابع طبیعی را کمتر سازد.  با این حال، ارزش اقتصادی ضایعات زمانی آشکار می‌شود که جمع‌آوری، تفکیک، فرآوری و فروش آنها در قالب یک زنجیره منسجم انجام شود. بدون این زنجیره، مواد قابل استفاده نیز ممکن است به پسماندی بی‌ارزش تبدیل شوند.  چرا اقتصاد ضایعات شکل نگرفته است؟  یکی از موانع اصلی، پراکندگی فعالیت‌های جمع‌آوری و بازیافت است. در بسیاری از موارد، مواد قابل بازیافت پیش از رسیدن به واحدهای صنعتی، به‌درستی تفکیک نمی‌شوند یا کیفیت خود را از دست می‌دهند. در نتیجه، هزینه فرآوری افزایش پیدا می‌کند و امکان استفاده صنعتی از آنها کاهش می‌یابد.  از سوی دیگر، نبود شبکه پایدار تأمین مواد بازیافتی باعث می‌شود کارخانه‌ها نتوانند با اطمینان روی این منابع حساب کنند. واحد صنعتی برای سرمایه‌گذاری در تجهیزات بازیافت به حجم مشخصی از مواد اولیه، کیفیت قابل قبول و بازار فروش مطمئن نیاز دارد.  مشکل دیگر، رقابت نابرابر مواد اولیه بازیافتی با مواد خام است. اگر قیمت مواد اولیه نو به‌واسطه سیاست‌های حمایتی یا شرایط بازار پایین نگه داشته شود، ممکن است سرمایه‌گذاری در بازیافت توجیه اقتصادی خود را از دست بدهد.  بنابراین توسعه اقتصاد ضایعات فقط به فرهنگ تفکیک زباله وابسته نیست؛ به سیاست صنعتی، نظام قیمت‌گذاری و ایجاد بازار برای مواد بازیافتی نیز نیاز دارد.  بازیافت باید از حاشیه به متن صنعت بیاید  یکی از راهکارهای مهم، پیوند دادن واحدهای بازیافت با صنایع مصرف‌کننده مواد اولیه است. کارخانه‌های فولاد، آلومینیوم، پلاستیک، کاغذ و شیشه می‌توانند بخشی از نیاز خود را از طریق مواد بازیافتی تأمین کنند؛ البته به شرط آنکه کیفیت و استانداردهای فنی این مواد تضمین شود.  برای تحقق این هدف، قراردادهای بلندمدت میان جمع‌آورندگان، واحدهای فرآوری و صنایع مصرف‌کننده باید توسعه پیدا کند. چنین قراردادهایی به فعالان بازیافت اطمینان می‌دهد که برای محصولات خود بازار دارند و به کارخانه‌ها نیز امکان برنامه‌ریزی برای تأمین مواد اولیه را می‌دهد.  همچنین ایجاد شهرک‌ها و مراکز تخصصی بازیافت در نزدیکی قطب‌های صنعتی می‌تواند هزینه حمل‌ونقل را کاهش دهد و امکان استفاده مجدد از پسماندهای یک صنعت در صنعت دیگر را فراهم کند.  سرمایه‌گذاری در بازیافت؛ فرصتی برای تولید و اشتغال  اقتصاد ضایعات ظرفیت ایجاد کسب‌وکارهای متنوعی دارد؛ از جمع‌آوری و تفکیک تا طراحی ماشین‌آلات، فرآوری مواد و تولید محصولات جدید.  این حوزه می‌تواند زمینه فعالیت شرکت‌های دانش‌بنیان و بنگاه‌های کوچک و متوسط را نیز فراهم کند. توسعه فناوری‌های جداسازی، بازیابی مواد ارزشمند از تجهیزات الکترونیکی و تبدیل پسماندهای صنعتی به مواد اولیه جدید، فرصت‌هایی هستند که می‌توانند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند.  اما سرمایه‌گذاری در این حوزه بدون دسترسی به منابع مالی و فناوری امکان‌پذیر نیست. تسهیلات هدفمند، مشوق‌های سرمایه‌گذاری و حمایت از خرید تجهیزات تخصصی می‌توانند ورود بخش خصوصی را تسهیل کنند.  نکته مهم آن است که حمایت‌ها باید به ایجاد ظرفیت واقعی بازیافت و تولید محصول استاندارد منجر شوند، نه صرفاً افزایش تعداد واحدهای ثبت‌شده در این حوزه.  دولت؛ از جمع‌آوری زباله تا تنظیم بازار بازیافت  نقش دولت در اقتصاد ضایعات نباید به مدیریت پسماند شهری محدود شود. سیاست‌گذار باید زمینه شکل‌گیری بازاری شفاف و رقابتی برای مواد بازیافتی را فراهم کند.  تدوین استانداردهای کیفی، شفاف‌سازی جریان مواد قابل بازیافت، ایجاد سامانه‌های معاملاتی و تعیین مسئولیت تولیدکنندگان در قبال پسماند محصولاتشان، از اقداماتی است که می‌تواند این بازار را سامان دهد.

همچنین باید میان سیاست‌های محیط‌زیستی و سیاست‌های صنعتی هماهنگی ایجاد شود. اگر واحد بازیافت با هزینه‌های سنگین مجوز، تأمین انرژی و حمل‌ونقل روبه‌رو باشد، حتی برخورداری از مواد اولیه رایگان نیز لزوماً آن را به یک فعالیت اقتصادی سودآور تبدیل نمی‌کند.  اقتصاد چرخشی؛ فراتر از بازیافت  بازیافت تنها یکی از حلقه‌های اقتصاد چرخشی است. در این الگو، هدف آن است که محصولات و مواد تا حد امکان در چرخه اقتصادی باقی بمانند.  طراحی کالاهای بادوام، تعمیرپذیری محصولات، استفاده مجدد از قطعات، کاهش دورریز در خطوط تولید و بازگرداندن مواد مصرف‌شده به چرخه تولید، همگی بخشی از این رویکرد هستند.  برای مثال، اگر یک تولیدکننده از ابتدا محصولی طراحی کند که قطعات آن قابل تعویض و تعمیر باشند، هم هزینه مصرف‌کننده کاهش می‌یابد و هم مواد و قطعات کمتری به پسماند تبدیل می‌شوند.  این تغییر نگاه می‌تواند اقتصاد ضایعات را از یک فعالیت وابسته به جمع‌آوری زباله به بخشی اثرگذار در ساختار تولید کشور تبدیل کند.  ثروتی که نباید دور ریخته شود  اقتصاد ضایعات فقط موضوعی زیست‌محیطی نیست؛ مسئله‌ای اقتصادی و صنعتی است. در شرایطی که تأمین مواد اولیه و کاهش هزینه تولید برای بنگاه‌ها اهمیت فزاینده‌ای دارد، نادیده گرفتن ظرفیت مواد قابل بازیافت به معنای کنار گذاشتن بخشی از منابع بالقوه اقتصاد است.  برای استفاده از این ظرفیت، باید زنجیره‌ای شکل بگیرد که در آن جمع‌آوری‌کننده، واحد فرآوری، سرمایه‌گذار و کارخانه مصرف‌کننده به یکدیگر متصل باشند. دولت نیز به جای تصدی‌گری مستقیم، باید استانداردها، زیرساخت و مشوق‌های لازم را فراهم کند.  ضایعات زمانی به ثروت تبدیل می‌شوند که برای بازگشت آنها به چرخه تولید، بازار و مدل اقتصادی مشخصی وجود داشته باشد.  اقتصادی که هنوز بخشی از مواد اولیه موردنیاز خود را در قالب پسماند دور می‌ریزد، پیش از جست‌وجوی منابع تازه باید ظرفیت منابع موجود را دوباره ببیند.

ارسال نظر