جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
پاتک گرانی حمل و نقل به معیشت مردم
رضا پورحسین - روزنامه نگار
جهان اقتصاد: در جدیدترین اظهار نظرات در مورد گرانی حمل و نقل، نوده فراهانی با اشاره به مشکلات تأمین مواد اولیه تأکید کرد که با وجود محدودیتهای موجود در حوزه خلیج فارس، مسیرهای دیگری برای واردات کالا همچنان در دسترس است اما بهرهگیری از این مسیرها بهطور محسوسی هزینه انتقال را افزایش داده است.
وی توضیح داد که پیش از این، یک کشتی میتوانست حدود ۸۰ هزار تن بار را جابهجا کند اما اکنون انتقال کالا از مسیرهای جایگزین، از جمله حملونقل ریلی و سایر روشهای لجستیکی، زمان و هزینه بیشتری میطلبد و در نهایت بر قیمت تمامشده کالا تأثیر میگذارد.
این تغییرات ساختاری در زنجیره تأمین، نه تنها فرآیند واردات را پیچیدهتر کرده، بلکه فشار اقتصادی قابلتوجهی بر تولیدکنندگان و مصرفکنندگان وارد آورده است. محدودیتهای دریایی و مشکلات دسترسی به مسیرهای سنتی، فعالان اقتصادی را ناگزیر ساخته تا به گزینههایی روی آورند که از نظر زمانی طولانیتر و از نظر مالی پرهزینهتر هستند.
در چنین شرایطی، هزینههای اضافی ناشی از تغییر مسیر، بهطور مستقیم در قیمت نهایی محصولات منعکس میشود و این امر به افزایش سطح عمومی قیمتها منجر شده است.
تحریم و محاصره اقتصادی نیز نقش مهمی در تشدید این وضعیت ایفا کرده و موجب افزایش قیمت کالاها شده است.
این محدودیتها، علاوه بر ایجاد موانع در تأمین مواد اولیه، دسترسی به بازارهای جهانی را دشوارتر ساخته و هزینههای مبادله را بالا برده است.
در نتیجه، فشار بیشتری به سبد معیشت مردم وارد شده و خانوارها ناچارند بخش بیشتری از درآمد خود را صرف خرید کالاهای اساسی کنند.
افزایش قیمتها نه تنها قدرت خرید را کاهش داده، بلکه بر کیفیت زندگی اقشار مختلف جامعه نیز اثر منفی گذاشته است. تولیدکنندگان داخلی که برای ادامه فعالیت خود به مواد اولیه وارداتی وابسته هستند، با چالشهای جدی روبهرو شدهاند. تأخیر در تحویل کالا، افزایش هزینه حملونقل و نوسانات نرخ ارز، همگی عواملی هستند که بر قیمت تمامشده محصولات تأثیر میگذارند و این افزایش هزینه در نهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
در حوزه خلیج فارس، محدودیتهای موجود باعث شده است که مسیرهای سنتی کشتیرانی با مشکلات جدی مواجه شوند. کشتیهای بزرگ که پیشتر حجم قابلتوجهی از کالا را با هزینه نسبتاً مناسب جابهجا میکردند، اکنون با موانعی روبهرو هستند که استفاده از آنها را غیرممکن یا بسیار پرهزینه ساخته است.
در مقابل، مسیرهای جایگزین مانند حملونقل ریلی، جادهای یا ترکیبی از روشهای مختلف لجستیکی، اگرچه امکان تداوم واردات را فراهم کردهاند، اما زمان بیشتری میطلبند و هزینههای عملیاتی بالاتری دارند.
این موضوع بهویژه برای کالاهای حجیم و مواد اولیهای که نیاز به انتقال در مقیاس وسیع دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
هر روز تأخیر در رسیدن مواد اولیه، میتواند خط تولید را متوقف کند یا ظرفیت آن را کاهش دهد و این امر به نوبه خود بر عرضه کالا در بازار داخلی اثر میگذارد.
علاوه بر هزینههای مستقیم حملونقل، هزینههای جانبی مانند بیمه، انبارداری موقت، هزینههای گمرکی مضاعف و ریسکهای ناشی از تغییر مسیر نیز به بار مالی اضافه شده است.
این هزینهها در مجموع باعث شدهاند که قیمت تمامشده کالاها بهطور قابلتوجهی افزایش یابد. از سوی دیگر، تحریمها و محاصرههای اقتصادی، دسترسی به تأمینکنندگان معتبر بینالمللی را محدود کرده و برخی شرکتها را مجبور ساخته تا با واسطهها یا از طریق مسیرهای غیرمستقیم اقدام به واردات کنند.
چنین فرآیندی نه تنها شفافیت را کاهش میدهد، بلکه احتمال افزایش هزینهها و تأخیرهای بیشتر را نیز بالا میبرد. در نتیجه، بازار داخلی با کمبود نسبی برخی کالاها یا افزایش قیمت آنها مواجه شده و این وضعیت فشار مضاعفی بر معیشت مردم وارد کرده است.
تأثیر این شرایط بر سبد خانوارها بهویژه در مورد کالاهای ضروری و مواد غذایی مشهود است. افزایش قیمت مواد اولیه صنعتی نیز به مرور به کالاهای مصرفی منتقل میشود و تورم را تشدید میکند.
خانوارهایی که درآمد ثابتی دارند، بیش از دیگران از این افزایش قیمتها آسیب میبینند و ناچارند الگوی مصرف خود را تغییر دهند یا از برخی نیازهای ضروری چشمپوشی کنند. این فشار اقتصادی میتواند پیامدهای اجتماعی گستردهتری نیز به همراه داشته باشد، از جمله کاهش رفاه عمومی و افزایش نارضایتیهای معیشتی.
در مجموع، ترکیبی از محدودیتهای جغرافیایی و لجستیکی در حوزه خلیج فارس و آثار تحریم و محاصره، زنجیره تأمین را با چالشهای جدی روبهرو ساخته است.
مسیرهای جایگزین اگرچه امکان تداوم واردات را حفظ کردهاند، اما هزینه و زمان بیشتری را تحمیل میکنند و این هزینهها در نهایت به قیمت کالاها افزوده میشود.
افزایش قیمتها نیز مستقیماً بر زندگی روزمره مردم اثر گذاشته و فشار بیشتری به معیشت آنان وارد کرده است. تداوم این وضعیت نیازمند تدابیری برای کاهش هزینههای لجستیکی، کردن مسیرهای تأمین و مدیریت بهتر آثار تحریمهاست تا بتوان از شدت فشار اقتصادی بر تولیدکنندگان و مصرفکنندگان کاست. بدون چنین اقداماتی، چالشهای فعلی میتواند به مشکلات عمیقتری در حوزه تولید و معیشت منجر شود و ثبات اقتصادی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.