جهان اقتصاد تحلیل می‌کند:

اقتصاد ارزش‌محور؛ وقتی آرمان‌ها به قاعده تبدیل می‌شوند

ساره علائی - پژوهشگر اعتبار اجتماعی

شناسه خبر: 191578
اقتصاد ارزش‌محور؛ وقتی آرمان‌ها به قاعده تبدیل می‌شوند

فرض کنیم دولت با محدودیت منابع روبه‌روست و باید درباره بودجه سال آینده تصمیم بگیرد: سرمایه‌گذاری در منطقه‌ای برخوردار که بازده اقتصادی بالایی دارد، توسعه خدمات درمانی در مناطق محروم یا گسترش زیرساخت‌های حمل‌ونقل. هر سه گزینه می‌توانند به بهبود زندگی مردم کمک کنند، اما منابع برای اجرای هم‌زمان همه آن‌ها کافی نیست. کدام انتخاب عادلانه‌تر است؟ آیا باید منابع را به جایی اختصاص داد که بیشترین بازده اقتصادی را دارد یا به جایی که نیاز فوری‌تری وجود دارد؟ و چه کسی حق دارد درباره اولویت‌ها تصمیم بگیرد؟
پاسخ به این پرسش‌ها فقط به محاسبه هزینه و فایده وابسته نیست. پیش از انتخاب روش تخصیص، باید روشن باشد که منابع عمومی برای چه غایتی در اختیار حکومت قرار گرفته‌اند و مسئولیت حکومت در برابر مردم چیست. در نگاه اسلامی، انسان موجودی صاحب کرامت و اختیار است که در برابر خداوند و دیگر انسان‌ها مسئولیت دارد. جامعه نیز صرفاً مجموعه‌ای از افراد در پی منافع شخصی نیست؛ عرصه‌ای از حقوق متقابل، تکالیف مشترک و مسئولیت در برابر خیر عمومی است. این تلقی از انسان و جامعه، نقطه آغاز طراحی قواعد زندگی جمعی را تغییر می‌دهد.
در چنین نگاهی، منابع عمومی امانت‌اند. امانت‌بودن بودجه به این معناست که تصمیم‌گیرنده مالک منابع نیست و نمی‌تواند صرفاً بر اساس ترجیح شخصی، مصلحت سازمانی یا بیشترین بازده مالی درباره آن‌ها تصمیم بگیرد. او باید توضیح دهد که منابع را برای چه نیازی هزینه کرده، کدام حقوق را در نظر گرفته و چه مسئولیتی را ادا کرده است. بنابراین، معیار تخصیص بودجه نمی‌تواند فقط افزایش مجموع تولید یا کاهش هزینه‌های اقتصادی باشد. این معیارها اهمیت دارند، اما در کنار پرسش‌هایی درباره محرومیت، نیازهای اساسی، توزیع فرصت‌ها و حقوق نسل‌های آینده قرار می‌گیرند.
برای مثال، ممکن است سرمایه‌گذاری در منطقه برخوردار بازده اقتصادی بیشتری داشته باشد؛ اما اگر منطقه‌ای دیگر از خدمات درمانی ضروری محروم باشد، اولویت‌بخشیدن به بازده بالاتر به‌تنهایی تصمیم را عادلانه نمی‌کند. عدالت در اینجا به معنای توزیع یکسان منابع نیست. باید دید هر گروه چه حقی دارد، چه نیازی برآورده نشده و حکومت در برابر این وضعیت چه تکلیفی بر عهده دارد. گاهی رعایت عدالت مستلزم تخصیص بیشتر به گروهی است که از امکانات کمتری برخوردار است. این تصمیم ممکن است در محاسبات کوتاه‌مدت اقتصادی کم‌بازده‌تر به نظر برسد، اما از منظر ادای حق و مسئولیت عمومی توجیه قوی‌تری داشته باشد.
البته این نتیجه به معنای بی‌اعتنایی به کارآمدی نیست. منابع محدودند و اتلاف آن‌ها خود می‌تواند مصداق تضییع امانت باشد. سیاستی که با هزینه‌ای نامتناسب، منابع را مصرف کند یا به نتیجه مورد انتظار نرسد، حتی اگر با نیت حمایت از محرومان طراحی شده باشد، نیازمند بازنگری است. عدالت و کارآمدی باید در نسبت با یکدیگر سنجیده شوند؛ اما کارآمدی به‌تنهایی غایت تصمیم نیست و نمی‌تواند حق گروه‌های کم‌قدرت را از محاسبه حذف کند.
اینجاست که ارزش‌ها به قواعد نهادی نیاز پیدا می‌کنند. عدالت، امانت، مسئولیت‌پذیری، تعالی، آرامش و آزادی مسئولانه تا زمانی که در تصمیم‌های واقعی راهنما نباشند، نمی‌توانند مناسبات جامعه را سامان دهند. نهاد در این بحث به معنای سازمان یا اداره نیست؛ مجموعه قواعد رسمی و غیررسمی و انتظارات پایداری است که رفتار افراد و سازمان‌ها را در زندگی جمعی شکل می‌دهد. وزارتخانه، شورا یا شهرداری سازمان است؛ اما قواعد تخصیص بودجه، شیوه تعیین اولویت‌ها، امکان اعتراض به تصمیم و مسئولیت مقام تصمیم‌گیرنده، بخشی از نظم نهادی‌اند.
تبدیل ارزش‌ها به نهاد، صرفاً نوشتن چند دستورالعمل نیست. باید از هر ارزش پرسید چه حقی ایجاد می‌کند، چه تکلیفی بر عهده چه کسی می‌گذارد و چه رفتاری را مجاز یا نامجاز می‌داند. مسئولیت‌پذیری در بودجه‌ریزی یعنی مقام تصمیم‌گیرنده مشخص باشد، دلایل انتخاب خود را ارائه کند و درباره انحراف از برنامه پاسخ دهد. عدالت یعنی معیارهای تخصیص، نیازهای اساسی و محرومیت مناطق را به رسمیت بشناسند و امکان اعتراض به تصمیم ناعادلانه وجود داشته باشد. امانت‌داری یعنی منابع عمومی از منافع شخصی و گروهی مصون بمانند و مصرف آن‌ها قابل پیگیری باشد.
تعالی نیز معنایی فراتر از افزایش بهره‌وری دستگاه‌ها دارد. در افق اسلامی، رشد انسان و شکوفایی ظرفیت‌های اخلاقی و معنوی بخشی از غایت زندگی اجتماعی است. نهاد عمومی نمی‌تواند این غایت را به نسخه‌ای اجباری برای سبک زندگی مردم تبدیل کند؛ اما می‌تواند زمینه آموزش، رشد علمی، مشارکت اجتماعی، خدمت و پرورش استعدادها را فراهم آورد. آرامش نیز صرفاً نبود اعتراض یا سکوت اجتماعی نیست.

آرامش پایدار از امنیت، اعتماد، پیش‌بینی‌پذیری قواعد و اطمینان مردم به رعایت حقوقشان پدید می‌آید. آزادی مسئولانه هم امکان انتخاب، ابتکار و نقد را به رسمیت می‌شناسد و هم مسئولیت انسان در برابر حقوق دیگران و مصالح عمومی را یادآور می‌شود.
این ارزش‌ها همیشه بدون تعارض کنار هم قرار نمی‌گیرند. ممکن است یک تصمیم، سرعت اجرای پروژه‌ای ضروری را افزایش دهد اما فرصت مشارکت مردم را محدود کند؛ یا تخصیص منابع به یک منطقه، نیازهای منطقه‌ای دیگر را به تعویق بیندازد. در چنین شرایطی، استناد کلی به عدالت یا مصلحت کافی نیست. تصمیم‌گیرنده باید معیارهای خود را آشکار کند، پیامدهای گزینه‌های مختلف را بسنجد، صدای گروه‌های متأثر را بشنود و توضیح دهد چرا یک حق یا نیاز را در آن موقعیت مقدم دانسته است. مشورت در این معنا فقط روشی برای افزایش کارآمدی نیست؛ بخشی از مسئولیت اخلاقی اداره امور مشترک است. بااین‌حال، نظر اکثریت یا توافق گروه‌های حاضر نیز نباید حقوق گروه‌های کم‌صدا و محروم را نادیده بگیرد.
از همین رو، دانش نهادی معاصر می‌تواند در شناخت پیامد قواعد و طراحی سازوکارهای اجرایی کمک کند، اما هیچ الگوی تحلیلی به‌تنهایی معیار نهایی عدالت را تعیین نمی‌کند. فرض منفعت‌طلبی افراد برای توضیح بخشی از رفتارها مفید است و طراحی نهادی باید امکان فرصت‌طلبی و سوءاستفاده را جدی بگیرد؛ اما این فرض، تمام حقیقت انسان نیست. انسان می‌تواند مسئولیت بپذیرد، ایثار کند و برای خیر دیگران از منفعت کوتاه‌مدت خود بگذرد. نهاد مطلوب باید هم در برابر سوءاستفاده مقاوم باشد و هم امکان تعاون، وقف، قرض‌الحسنه و خدمت داوطلبانه را فراهم کند.
وقف و قرض‌الحسنه نمونه‌هایی از نهادهایی‌اند که امانت و تعاون را به سازوکار اجتماعی تبدیل می‌کنند: وقف، منفعت دارایی را از عمر واقف فراتر می‌برد و قرض‌الحسنه، سرمایه را برای گشودن گره دیگری به کار می‌گیرد. اما همین نهادها بدون شفافیت، نظارت مستقل و پاسخ‌گویی درباره مصارف، در معرض انحراف از مقاصد خود قرار می‌گیرند. تعاون و امانت نه جایگزین قاعده‌اند و نه بدون قاعده پایدار می‌مانند.
بااین‌همه، انتساب یک سیاست به عدالت، امانت یا مقاصد شریعت، درستی آن را اثبات نمی‌کند. تشخیص مصداق ارزش‌ها به دانش، شواهد، مشورت و بررسی پیامدها نیاز دارد. ممکن است سیاستی با نیت خیر طراحی شود، اما در عمل به وابستگی، تبعیض یا اتلاف منابع بینجامد. بنابراین، تصمیم‌های عمومی باید امکان ارزیابی و اصلاح داشته باشند. انتشار اطلاعات بودجه، نظارت نهادهای مستقل، امکان دادخواهی و نقد رسانه‌ها و جامعه مدنی، ابزارهایی برای صیانت از امانت عمومی‌اند؛ همان‌طور که سنجش نتایج باید در کنار شاخص‌های عددی، تجربه مردم و آثار واقعی سیاست را نیز ببیند.
جامعه ارزش‌محور با تکرار نام ارزش‌ها ساخته نمی‌شود. ارزش‌ها زمانی در زندگی جمعی ریشه می‌دوانند که به حقوق و تکالیف روشن، قواعد عادلانه و مسئولیت‌های قابل پیگیری تبدیل شوند؛ قواعدی که هم رفتار مردم را سامان دهند و هم قدرت را به رعایت امانت مقید کنند. در این مسیر، فضیلت اخلاقی و نظم نهادی مکمل یکدیگرند: قاعده بدون فضیلت ممکن است به تشریفات اداری تبدیل شود و فضیلت بدون قاعده، در برابر قدرت و منفعت آسیب‌پذیر بماند. پیشرفت ارزش‌محور از پیوند این دو پدید می‌آید؛ جایی که انسان هم موضوع حمایت و رشد است و هم صاحب اختیار و مسئولیت، و منابع و قدرت عمومی نه امتیازی برای صاحبان منصب، بلکه امانتی برای تحقق عدالت و خیر جامعه‌اند.

ارسال نظر