جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

مصائب خرید بلیت قطار؛ از اینترنت کُند تا اختلال سیستم و گرانی

رضا پورحسین ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 188791
مصائب خرید بلیت قطار؛ از اینترنت کُند تا اختلال سیستم و گرانی

جهان اقتصاد: در صبح روز ۲۹ تیرماه، هزاران مسافر که منتظر آغاز پیش‌فروش بلیت قطارهای مسافری برای بازه زمانی یکم تا شانزدهم مردادماه بودند، با خبری ناامیدکننده مواجه شدند.

قرار بود فروش بلیت‌ها از همان ساعات اولیه صبح آغاز شود، اما شرکت راه‌آهن و سامانه یکپارچه فروش بلیت اعلام کردند که به دلیل بروز اختلال فنی جدی در سامانه، این فرآیند به تعویق افتاده است.

این خبر نه تنها برای مسافرانی که برنامه سفر خود را بر اساس این تاریخ تنظیم کرده بودند، بلکه برای عموم مردم که سال‌هاست با مشکلات حمل‌ونقل ریلی دست و پنجه نرم می‌کنند، عجیب نبود. آنچه در ظاهر یک تأخیر فنی ساده به نظر می‌رسد، در واقع نمادی از عمق مشکلات ساختاری در مدیریت فروش بلیت قطار است؛ مشکلی که ریشه در ناکارآمدی سیستم، کمبود زیرساخت‌ها و بی‌توجهی به نیازهای واقعی مسافران دارد.

این اختلال فنی، اولین مورد از این دست نیست. بارها در ماه‌های گذشته شاهد چنین تأخیرها و قطعی‌هایی بوده‌ایم. سامانه بلیت که قرار است به عنوان یک پلتفرم یکپارچه عمل کند، در عمل به یک سیستم فرسوده و ناکارآمد تبدیل شده که حتی در ساعات غیرپیک هم با کندی شدید مواجه است.

مردم برای دسترسی به این سامانه باید دقایق زیادی پشت صفحه نمایش گوشی یا کامپیوتر منتظر بمانند، با سرعت اینترنت پایین دست و پنجه نرم کنند و بارها با خطاهای سرور یا عدم به‌روزرسانی موجودی بلیت‌ها روبرو شوند.

در سیستمی که ادعای پیشرفت دیجیتال دارد، انتظار می‌رود خرید بلیت قطار مانند خرید هر کالای معمولی در فروشگاه آنلاین باشد، اما واقعیت این است که تبدیل به یک لاتاری شده؛ لاتاری که در آن شانس و سرعت عمل، نه عدالت و برنامه‌ریزی، تعیین‌کننده دسترسی به بلیت است. بسیاری از خانواده‌ها که برای تعطیلات تابستانی یا سفرهای ضروری برنامه‌ریزی کرده‌اند، مجبور می‌شوند یا بلیت گران‌تر بگیرند یا سفر خود را لغو کنند. این وضعیت، بار روانی و مالی سنگینی بر دوش اقشار متوسط و کم‌درآمد تحمیل می‌کند که قطار را به عنوان گزینه‌ای ارزان‌تر و ایمن‌تر انتخاب می‌کنند.

اما مشکل عمیق‌تر از یک اختلال موقتی است. خدمات قطارهای مسافری در یک سال گذشته چندین بار شاهد افزایش قیمت بوده‌اند. توجیه مسئولان، افزایش هزینه‌ها، نگهداری و نیروی کار است، اما در مقابل این افزایش‌ها، کیفیت خدمات چه تغییری کرده؟ قطارها اغلب با تأخیر حرکت می‌کنند، واگن‌ها فرسوده و فاقد امکانات اولیه مانند تهویه مناسب، صندلی‌های راحت یا حتی سرویس بهداشتی تمیز هستند.

 در فصل تابستان که تقاضا بالا می‌رود، کمبود بلیت بیشتر احساس می‌شود و مسافران در ایستگاه‌ها ساعت‌ها معطل می‌مانند. سرعت قطارها در بسیاری از مسیرها همچنان پایین است و ایمنی هم با وجود حوادث گاه‌به‌گاه، دغدغه‌ای همیشگی باقی مانده است.

مردم برای دریافت این خدمات ضعیف و گران، نه تنها باید با سامانه‌های ناکارآمد بجنگند، بلکه با اینترنت کند و ناپایدار هم کلنجار بروند. در مناطق خارج از تهران، دسترسی به اینترنت پرسرعت محدودتر است و این امر تبعیض آشکاری ایجاد می‌کند؛ کسانی که در شهرهای بزرگ‌تر هستند شانس بیشتری برای گرفتن بلیت دارند، در حالی که روستاییان و ساکنان شهرهای کوچک عملاً از این فرآیند حذف می‌شوند.

این روند پیش‌فروش بلیت، اساساً مشکل‌دار است. پیش‌فروش به معنای ایجاد رقابت ناعادلانه در ساعات اولیه است که منجر به فشار بر مردم می‌شود. به جای آنکه ظرفیت قطارها بر اساس تقاضای واقعی و توزیع عادلانه مدیریت شود، به یک مسابقه سرعت تبدیل شده که در آن ربات‌ها، دلالان و افراد با دسترسی بهتر برنده می‌شوند.

 بلیت‌های چارتری و بازار سیاه هم به این آشفتگی دامن می‌زنند. ضرورت دارد تا سیاست‌گذاران به جای تمرکز بر مدیریت موقت بحران‌ها، به فکر توسعه واقعی حمل‌ونقل ریلی باشند.

سرمایه‌گذاری در ناوگان جدید، افزایش تعداد قطارها، ارتقای سرعت و کیفیت خدمات و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال مدرن می‌تواند بساط این پیش‌فروش‌های لاتاری‌مانند را جمع کند.

 وقتی تعداد قطارها و ظرفیت صندلی‌ها کافی باشد، نیازی به پیش‌فروش محدود و پراسترس نیست. خرید بلیت می‌تواند مانند هر روز عادی، بدون هیجان منفی و صف‌های مجازی انجام شود.

توسعه حمل‌ونقل ریلی نه تنها یک ضرورت اقتصادی است، بلکه جنبه اجتماعی و زیست‌محیطی هم دارد. کاهش وابستگی به خودروهای شخصی، کاهش ترافیک جاده‌ای، کاهش آلودگی هوا و ایجاد اشتغال در صنعت ریلی از فواید آن هستند.

 اما تا زمانی که شیوه مدیریت فعلی ادامه دارد، مردم همچنان قربانی ناکارآمدی‌ها خواهند بود. مسئولان باید شفاف‌سازی کنند که چرا با وجود بودجه‌های تخصیص‌یافته، پیشرفت کند است.

افزایش قیمت بلیت بدون بهبود خدمات، تنها اعتماد عمومی را خدشه‌دار می‌کند. زمان آن رسیده که به جای عذرخواهی‌های تکراری برای اختلالات فنی، برنامه‌ای جامع برای تحول ریلی تدوین شود. مسافران حق دارند خدماتی مطمئن، به‌موقع و مقرون‌به‌صرفه دریافت کنند، نه اینکه هر بار برای یک بلیت ساده، با سیستم‌های فرسوده و اینترنت ضعیف مبارزه کنند.

این تعویق اخیر باید تلنگری باشد برای بازنگری اساسی. اگر بخواهیم حمل‌ونقل ریلی را به عنوان ستون فقرات جابه‌جایی مسافران تقویت کنیم، باید از ریشه مشکلات را حل کنیم.

مردم ایران شایسته خدماتی بهتر هستند؛ خدماتی که در آن پیش‌فروش بلیت به یک فرآیند ساده و عادلانه تبدیل شود، نه یک چالش روزانه پر از ناامیدی. توسعه پایدار ریلی می‌تواند این رویا را به واقعیت بدل کند و بساط لاتاری بلیت را برای همیشه جمع کند.

 

ارسال نظر