جهان اقتصاد بررسی میکند؛
«مهر» از راه میرسد؛ جیب خانوادهها را دریابید
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
با نزدیک شدن به بازگشایی مدارس، بازار لوازمالتحریر و پوشاک دانشآموزی وارد روزهای پرتقاضای خود میشود؛ روزهایی که یک افزایش قیمت کوچک در هر قلم، در مجموع میتواند هزینه سنگینی روی دست خانوادهها بگذارد. حالا سؤال اصلی این است که آیا قرار است دولت بعد از موج گرانی وارد بازار شود یا پیش از آن برای مهار قیمتها و تأمین کافی کالا چارهاندیشی خواهد کرد؟
بازار مدرسه هر سال قابل پیشبینی است. زمان آغاز آن مشخص است، اقلام مورد نیاز خانوادهها مشخصاند و حتی میتوان میزان تقریبی تقاضا را نیز برآورد کرد. بنابراین افزایش ناگهانی تقاضا نباید بهانهای برای غافلگیر شدن بازار و جهش قیمتها باشد.
با این حال، تجربه نشان داده است که در روزهای منتهی به بازگشایی مدارس، قیمت برخی کالاها تحت تأثیر افزایش تقاضا قرار میگیرد. دفتر، مداد، خودکار، کیف، کفش و لباس مدرسه هر کدام به تنهایی شاید هزینه بزرگی نباشند، اما وقتی همه آنها باید در یک بازه کوتاه خریداری شوند، مجموع هزینه میتواند برای یک خانوار قابل توجه باشد.
این فشار برای خانوادههایی که چند دانشآموز دارند، طبیعتاً بیشتر است. از سوی دیگر، نباید تمام افزایش قیمتها را به گرانفروشی نسبت داد. تولیدکننده با افزایش هزینه مواد اولیه، پارچه، دستمزد، حملونقل و سایر هزینهها مواجه است و طبیعی است که این افزایشها بخشی از قیمت نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.
مسئله اصلی آنجاست که میان افزایش واقعی هزینه تولید و افزایش غیرمنطقی قیمت تفاوت گذاشته شود.
دولت و دستگاههای نظارتی باید پیش از آغاز خریدهای گسترده، وضعیت بازار را بررسی کنند و مشخص شود هر کالا با چه هزینهای تولید یا وارد شده و چه میزان افزایش قیمت برای آن منطقی است.
در بازار پوشاک نیز نظارت صرفاً نباید روی قیمت متمرکز باشد. کیفیت لباس، پارچه، دوخت و دوام آن نیز اهمیت دارد. خانوادهای که برای لباس فرم هزینه میکند، باید در برابر مبلغ پرداختی کالایی متناسب دریافت کند.
از سوی دیگر، تولیدکننده داخلی نیز نباید قربانی سیاستهای عجولانه شود. اگر قرار است قیمتها کنترل شود، باید همزمان هزینههای تولید نیز مورد توجه قرار گیرد. فشار بیش از حد بر تولیدکننده ممکن است در کوتاهمدت قیمت را پایین نگه دارد، اما در بلندمدت میتواند انگیزه تولید را کاهش دهد.
راهکار مناسب، ایجاد تعادل است. یکی از راههای کاهش فشار بر خانوادهها، تقویت عرضه مستقیم و کاهش تعداد واسطههاست. هرچه کالا مسیر کوتاهتری از تولیدکننده تا مصرفکننده طی کند، امکان کاهش هزینههای اضافی بیشتر میشود.
نمایشگاههای عرضه مستقیم، فروشهای مناسبتی و بازارهای موقت نیز در صورت نظارت دقیق میتوانند بخشی از نیاز خانوادهها را با هزینه پایینتر تأمین کنند.
در مورد لوازمالتحریر نیز بهتر است خرید به سمت اقلام ضروری هدایت شود. قرار نیست آغاز سال تحصیلی به مسابقه خرید تبدیل شود. مدارس نیز میتوانند با پرهیز از تحمیل اقلام غیرضروری، بخشی از هزینه خانوادهها را کاهش دهند.
نکته مهم دیگر، زمان ورود دولت به بازار است. اگر نظارت زمانی آغاز شود که قیمتها افزایش پیدا کرده و خرید خانوادهها نیز شروع شده است، قدرت سیاستگذار برای کنترل بازار کاهش پیدا میکند. تنظیم بازار باید از قبل انجام شود؛ موجودی انبارها، میزان تولید، نیاز بازار و قیمتها باید پیش از اوج تقاضا بررسی شوند.
در کنار آن، برخورد با احتکار و ایجاد کمبود مصنوعی نیز ضروری است. کالایی که به اندازه کافی در بازار وجود دارد، نباید صرفاً به دلیل افزایش تقاضای فصلی با قیمت غیرمنطقی عرضه شود.
از طرف دیگر، شفافیت قیمت میتواند نقش مهمی در آرام کردن بازار داشته باشد. خانواده باید بداند قیمت منطقی یک کالا چقدر است و تفاوت قیمت فروشگاهها ناشی از چه عواملی است.
در شرایط فعلی اقتصاد، حتی افزایشهای به ظاهر کوچک نیز برای خانوار اهمیت دارد. وقتی هزینههای مسکن، خوراک، درمان و حملونقل بخش بزرگی از درآمد خانواده را مصرف میکند، هزینههای بازگشایی مدارس نیز میتواند فشار مضاعفی ایجاد کند.
به همین دلیل، مدیریت بازار مدرسه فقط یک اقدام صنفی نیست؛ بخشی از سیاست حمایت از قدرت خرید خانوار است.
دولت البته نمیتواند قیمت همه کالاها را به صورت دستوری تعیین کند و چنین رویکردی ممکن است در نهایت به تولید آسیب بزند. اما میتواند با کاهش هزینههای زنجیره تأمین، جلوگیری از کمبود، نظارت بر توزیع و حمایت هدفمند از خانوارهای کمدرآمد، اجازه ندهد فصل مدارس به موج جدیدی از فشار اقتصادی تبدیل شود.
راهکار دیگر میتواند توسعه فروش اقساطی یا طرحهای حمایتی برای خانوادههای کمدرآمد باشد؛ البته به شرطی که این طرحها به افزایش مصنوعی قیمت منجر نشوند.
در نهایت، آغاز سال تحصیلی یک اتفاق ناگهانی نیست که دولت برای مدیریت آن غافلگیر شده باشد. زمان آن از ماهها قبل مشخص است و اقلام مورد نیاز نیز کاملاً قابل پیشبینیاند.
بنابراین مطالبه اصلی از دولت روشن است: قبل از آنکه بازار مهرماه داغ شود، برای آن برنامه داشته باشید.
قرار نیست خانوادهها در فاصله چند هفته مجبور شوند تمام هزینههای مدرسه را با قیمتهایی نامشخص پرداخت کنند. بازار لوازمالتحریر و پوشاک دانشآموزی باید پیش از افزایش تقاضا رصد شود، تولید و عرضه آن تضمین شود و با تخلفات احتمالی برخورد شود.
اگر قرار است حمایت از معیشت خانوار جدی باشد، فصل بازگشایی مدارس یکی از نخستین آزمونهای آن است؛ آزمونی که نتیجهاش مستقیم روی سفره و جیب خانوادهها دیده میشود.