جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

هشدار زلزله به بافت فرسوده تهران

رضا پورحسین ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 186823
هشدار زلزله به بافت فرسوده تهران

جهان اقتصاد: زلزله هفته پیش تهران، که با بزرگی ۴.۶ ریشتر در نزدیکی پردیس رخ داد و لرزش آن در بخش‌های گسترده‌ای از پایتخت احساس شد، بیش از یک رویداد طبیعی ساده بود.

 این زمین‌لرزه، هرچند خسارت جانی و مالی به همراه نداشت اما زنگ خطری جدی و بیدارباش محکمی برای همه مسئولان و شهروندان به شمار می‌رود. تهران، شهری با جمعیت بیش از ۱۰ میلیون نفر و هزاران ساختمان فرسوده، در کمربند زلزله‌خیز قرار دارد و کارشناسان بارها هشدار داده‌اند که یک زلزله بزرگ می‌تواند فاجعه‌ای بی‌سابقه به بار آورد.

این لرزش اخیر، بار دیگر توجه‌ها را به سمت معضل اصلی شهر یعنی ساختمان‌های ناایمن و بافت فرسوده معطوف کرد. بافت‌هایی که سال‌هاست به جان پایتخت افتاده‌اند و هر لحظه ممکن است در برابر یک لرزش قوی‌تر، هزاران خانواده را زیر آوار دفن کنند.

تهران پر است از خانه‌های قدیمی با سازه‌های ضعیف، ستون‌های فرسوده، آجرهای بدون ملات مناسب و سقف‌هایی که در برابر کوچک‌ترین تکانی مقاومت ندارند. آمارها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از ساختمان‌های شهر، به ویژه در مناطق جنوبی، شرقی و مرکزی، در دسته ناایمن قرار می‌گیرند.

بافت فرسوده نه تنها از نظر ساختمانی مشکل‌ساز است، بلکه از منظر اجتماعی و اقتصادی هم بار سنگینی بر دوش شهر تحمیل کرده. کوچه‌های تنگ، عدم دسترسی مناسب خودروهای امدادی، تراکم بالای جمعیت و نبود فضای سبز کافی، همه و همه شرایط را برای یک فاجعه آماده کرده‌اند.

زلزله هفته پیش، اگرچه کوتاه بود اما به خوبی نشان داد که اگر همین لرزش مقداری بیشتر بود، چه بر سر این شهر می‌آمد. مردم در خیابان‌ها جمع شدند، بسیاری شب را بیرون از خانه گذراندند و ترس از تکرار لرزش‌های بعدی، آرامش را از همه سلب کرد. این دقیقاً همان هشداری است که نباید نادیده گرفته شود.

اما واقعیت تلخ این است که بازسازی و مقاوم‌سازی این بافت‌ها با مشکلات عمیق اقتصادی گره خورده است. تحریم‌های طولانی‌مدت، فشارهای اقتصادی، تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید مردم، دست بسیاری از مالکان را بسته است.

خانواده‌هایی که در واحدهای فرسوده زندگی می‌کنند، اغلب درآمد کافی برای بازسازی یا حتی تعمیرات اساسی ندارند. هزینه مصالح ساختمانی، دستمزد کارگران و مجوزهای لازم، برای یک شهروند عادی به رقمی نجومی تبدیل شده و از سوی دیگر، دولت نیز به دلیل همین تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی، منابع کافی برای اجرای طرح‌های مقاوم‌سازی در اختیار ندارد.

بودجه‌های عمرانی محدود شده، پروژه‌های کلان عمرانی با تأخیر مواجه هستند و تخصیص اعتبار برای بافت فرسوده همیشه در اولویت‌های آخر قرار می‌گیرد. این چرخه معیوب، شهر را در وضعیت بلاتکلیفی نگه داشته: مردم نمی‌توانند، دولت هم به تنهایی نمی‌تواند.

در چنین شرایطی، چاره‌اندیشی باید واقع‌بینانه و عملی باشد. به جای طرح‌های پرهزینه و بلندپروازانه که عملاً اجرایی نمی‌شوند، باید به سمت برنامه‌های کم‌هزینه‌تر، هوشمندانه و مشارکتی حرکت کرد. تمرکز بر آموزش شهروندی، ترغیب به مقاوم‌سازی تدریجی، استفاده از فناوری‌های نوین و مواد جایگزین ارزان‌تر، و مهم‌تر از همه، مشارکت مستقیم مردم در فرآیندها می‌تواند راهگشا باشد.

 اما نقش کلیدی در این میان بر عهده شهرداری تهران است. شهرداری به عنوان نهاد اصلی مدیریت شهری، باید با صرفه‌جویی جدی در هزینه‌های غیرضروری خود، منابع را به سمت بافت‌های فرسوده هدایت کند.

بودجه‌های هنگفتی که گاهی صرف پروژه‌های نمایشی، تبلیغات یا هزینه‌های جاری غیربهینه می‌شود، می‌تواند بازنگری شود.

 کنترل قراردادهای پرزرق‌وبرق، بهینه‌سازی نیروی انسانی و تمرکز بر درآمدهای پایدار و شفاف، می‌تواند میلیون‌ها تومان را آزاد کند تا صرف ایمن‌سازی ساختمان‌ها شود.

شهرداری می‌تواند با ایجاد صندوق‌های حمایتی محلی، ارائه تسهیلات کم‌بهره، تخفیف در عوارض نوسازی و مشارکت با بخش خصوصی و تعاونی‌های مردمی، بار بازسازی را تقسیم کند. طرح‌های محله‌محور که در آن ساکنان خودشان در تصمیم‌گیری و اجرا نقش داشته باشند، نه تنها هزینه‌ها را کاهش می‌دهد بلکه حس مالکیت و مسئولیت را در مردم تقویت می‌کند.

همچنین، استفاده از مصالح محلی، فناوری‌های سبک‌سازی سازه و استانداردهای مقاوم‌سازی ساده اما مؤثر، می‌تواند بدون نیاز به بودجه‌های کلان، ایمنی را بالا ببرد.

 همکاری با مهندسان داوطلب، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی برای ارائه خدمات رایگان مشاوره فنی هم راهکار دیگری است که بار مالی را کم می‌کند.

علاوه بر این، باید به سمت سیاست‌های تشویقی قوی‌تر رفت. مثلاً برای ساختمان‌هایی که زودتر مقاوم‌سازی شوند، مشوق‌های ملکی مانند افزایش تراکم محدود یا تخفیفات مالیاتی در نظر گرفته شود. از سوی دیگر، نظارت دقیق‌تر بر ساخت‌وسازهای جدید ضروری است تا تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری شود.

زلزله هفته پیش نشان داد که حتی لرزش‌های متوسط هم می‌توانند وحشت ایجاد کنند؛ حالا تصور کنید زلزله‌ای با بزرگی ۷ ریشتر چه می‌کند. تهران روی گسل‌های فعال قرار دارد و کارشناسان بارها از احتمال وقوع زلزله بزرگ سخن گفته‌اند. وقت آن رسیده که به جای واکنش پس از حادثه، اقدام پیشگیرانه کنیم.

 این زلزله باید به فرصتی برای اتحاد و هم‌افزایی تبدیل شود. دولت، شهرداری، مردم و بخش خصوصی باید دست در دست هم بگذارند. مردم با آگاهی و مطالبه‌گری، مسئولان با صرفه‌جویی و اولویت‌بندی درست.

 اگر امروز اقدام جدی نکنیم، فردا ممکن است دیر باشد. زلزله هفته پیش هشداری بود؛ هشداری برای اینکه تهران را از خطر نابودی نجات دهیم. بافت فرسوده نه تنها یک مشکل فنی است، بلکه مسئله‌ای انسانی، اجتماعی و ملی به شمار می‌رود. با رویکردهای کم‌هزینه اما هوشمند، می‌توانیم گام‌های مؤثری برداریم و آینده‌ای امن‌تر برای پایتخت بسازیم.

 

ارسال نظر