«جهان اقتصاد» از آینده انرژی در خاورمیانه گزارش می دهد طلای سیاه در سایه خورشید
گلناز پرتوی مهر
خاورمیانه، قلب تپنده انرژی جهان، در آستانه یکی از عمیقترین دگرگونیهای تاریخ خود ایستاده است. منطقهای که دههها با «طلای سیاه» تعریف میشد، امروز آرامآرام زیر نور خورشید، وزش باد و سرمایهگذاریهای سبز، در حال بازتعریف هویت انرژی خود است. رقابت سنتی نفت و گاز حالا با ورود جدی انرژیهای تجدیدپذیر وارد مرحلهای تازه شده؛ مرحلهای که پیامدهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و راهبردی آن بهویژه برای ایران، سرنوشتساز خواهد بود.
در یک دهه گذشته، عربستان سعودی و امارات متحده عربی ـ دو بازیگر کلیدی انرژی منطقه ـ پیام روشنی به بازارهای جهانی ارسال کردهاند: «دوران اتکای مطلق به نفت رو به پایان است.»
طرح «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان تنها یک برنامه اقتصادی نیست؛ نقشه راه خروج تدریجی از اقتصاد تکمحصولی نفتی است. سرمایهگذاری دهها میلیارد دلاری ریاض در پروژههای عظیم خورشیدی مانند «نیوم»، توسعه هیدروژن سبز و جذب شرکتهای بینالمللی انرژی پاک، نشان میدهد عربستان قصد دارد در عصر پسافسیلی هم بازیگر اول بماند.
امارات نیز با تکیه بر شرکت «مصدر» و میزبانی آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر (IRENA)، خود را بهعنوان هاب انرژی پاک منطقه معرفی کرده است. نیروگاه خورشیدی «محمد بن راشد» در دبی، یکی از بزرگترین پروژههای خورشیدی جهان، نماد این تغییر مسیر است. پیام مشترک ابوظبی و ریاض روشن است: تنوعبخشی به سبد انرژی برای حفظ قدرت ژئوپلیتیکی.
با وجود این چرخش سبز، نفت و گاز بههیچوجه از معادلات انرژی خاورمیانه حذف نخواهند شد. واقعیت آن است که جهان دستکم تا چند دهه آینده همچنان به سوختهای فسیلی وابسته خواهد بود؛ اما نقش آنها تغییر میکند.
کشورهای عربی میکوشند با کاهش هزینه تولید، حفظ سهم بازار و سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی، از نفت و گاز بهعنوان سکوی پرتاب مالی برای ورود به اقتصاد سبز استفاده کنند. به بیان دیگر، نفت دیگر «هدف» نیست؛ «ابزار» است.
ایران؛ بازیگری در تقاطع فرصت و تهدید
در این میان، جایگاه ایران در معادلات جدید انرژی منطقه پیچیده و چندلایه است. ایران از یک سو، دارنده دومین ذخایر گاز طبیعی و چهارمین ذخایر نفت جهان است؛ و از سوی دیگر، با چالشهای مزمن تحریم، کمبود سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها روبهروست.
در حوزه گاز، تغییر مسیر جهانی به سمت کاهش مصرف زغالسنگ و استفاده از گاز بهعنوان «سوخت انتقالی»، فرصتی طلایی برای ایران بود؛ فرصتی که به دلیل محدودیتهای سیاسی و اقتصادی، بخش مهمی از آن از دست رفت. همزمان، رقبای منطقهای مانند قطر، با توسعه LNG و قراردادهای بلندمدت، جای پای خود را در بازارهای جهانی محکم کردند.
ایران از نظر جغرافیایی یکی از مستعدترین کشورهای جهان برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است:
تابش خورشیدی بالا، دالانهای بادی گسترده و ظرفیت بالقوه تولید هیدروژن سبز. با این حال، سهم انرژیهای نو در سبد انرژی ایران همچنان ناچیز است. نبود چارچوبهای پایدار سرمایهگذاری، قیمتگذاری یارانهای انرژی و اولویتدادن کوتاهمدت به سوختهای فسیلی، باعث شده ایران از رقابت منطقهای عقب بماند.
در شرایطی که عربستان و امارات انرژی پاک را به ابزار قدرت نرم و جذب سرمایه خارجی تبدیل کردهاند، تعلل ایران میتواند به معنای از دست دادن نقشآفرینی در نظم جدید انرژی خاورمیانه باشد.
با این حال، بازی برای ایران تمام نشده است. تمرکز بر توسعه گاز بهعنوان سوخت انتقالی، اصلاح ساختار یارانه انرژی، جذب سرمایه منطقهای و آسیایی، و ورود هدفمند به پروژههای خورشیدی و بادی، میتواند ایران را دوباره به بازی بازگرداند.
همچنین همکاریهای منطقهای در حوزه برق، هیدروژن و شبکههای انرژی، فرصتی برای کاهش تنش و افزایش همگرایی اقتصادی فراهم میکند