بازخوانی «جهان اقتصاد» از تجربه بحران‌های منطقه‌ای و واکنش سرمایه‌گذاران:

پناهگاه‌های کم‌ریسک سرمایه در سناریوهای بحران

آمنه قدیم‌پرست ـ روزنامه‌نگار

شناسه خبر: 186376
پناهگاه‌های کم‌ریسک سرمایه در سناریوهای بحران

ادبیات اقتصادی می‌گوید در دوره‌های تنش و بی‌ثباتی، بخشی از سرمایه‌گذاران به‌جای دارایی‌های وابسته به زیرساخت‌های مالی، به سمت گزینه‌های فیزیکی و بادوام می‌روند. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده که برخی ابزارها در برابر شوک‌های بیرونی مقاومت بیشتری دارند. این گزارش وضعیت چهار گروه از این دارایی‌ها را بررسی می‌کند.

وقتی سناریوی درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا به‌عنوان یک احتمال مورد بحث در افکار عمومی مطرح شد، نخستین پرسشی که در ذهن بسیاری از شهروندان از بازاری تا تهرانی شکل گرفت این است که در شرایط بی‌ثباتی، سرمایه‌ اندکش را چگونه مدیریت کند. تجربه‌ سال‌های اخیر از تحریم‌های شدید تا نوسانات پرشتاب بازارها نشان داده که در دوره‌های بحران، برخی دارایی‌هایی که عموماً کم‌ریسک تلقی می‌شدند ممکن است با فشار بیشتری روبه‌رو شوند.

در چنین دوره‌هایی معمولاً در ادبیات اقتصادی، دارایی‌های فیزیکیِ با نقدشوندگیِ مناسب و کالاهای بادوام به‌عنوان گزینه‌های کم‌ریسک‌تر مطرح می‌شوند. واقعیت این است که در دوره‌های تنش و نااطمینانی، بخشی از فعالان بازار ترجیح می‌دهند به‌سمت ابزارهایی حرکت کنند که ملموس‌ترند و به زیرساخت‌های فناوری یا مالی وابستگی کمتری دارند.

در میان این دارایی‌ها، طلا معمولاً یکی از گزینه‌هایی است که در بسیاری از بحران‌ها مورد توجه قرار گرفته است؛ چراکه هم در برابر تورم سنگین مقاوم است و هم در صورت ایجاد اختلال در سامانه‌های مالی، امکان معامله‌ رو‌در‌رو دارد. تجربه‌ برخی تنش‌های منطقه‌ای نشان داده که بازار طلا در ساعات و روزهای نخستِ اتفاقات بزرگ معمولاً با نوسانات شدید مواجه می‌شود. البته خریدِ هیجانی در چنین مقاطع کوتاه‌مدت می‌تواند پرریسک باشد و معمولاً کارشناسان بر دیدگاه‌های بلندمدت یا خریدِ تدریجی تأکید می‌کنند.

گزینه‌ دیگری که گاهی مورد توجه قرار می‌گیرد اما کمتر درباره آن صحبت می‌شود، زمین و مسکن در شهرهای کوچک و میانی است. تجربه‌ کشورهایی که با جنگ یا مهاجرت داخلی ناشی از ناامنی مواجه بوده‌اند، نشان می‌دهد که جابه‌جاییِ جمعیت ممکن است بر تقاضای برخی مناطق اثر بگذارد. با این‌حال، این نوع دارایی نقدشوندگیِ کمی دارد و فقط برای سرمایه‌هایی مناسب است که نیاز فوری به وجه نقد ندارند.

سومین ابزار، ارزهای فیزیکیِ معتبر مانند دلار یا درهم است. معمولاً در شرایطِ اختلالِ زیرساخت‌های مالی، اسکناس فیزیکی نسبت به ابزارهای وابسته به شبکه‌های بانکی، کاربردپذیرتر می‌شود. در برخی بحران‌ها مشاهده شده که تفاوت نرخ آزاد و رسمی افزایش می‌یابد هرچند این مسئله به عوامل متعدد بستگی دارد و نمی‌توان درباره آن حکم قطعی صادر کرد.

در چنین شرایطی، توصیه می‌شود شهروندان سراغ دارایی‌های دیجیتالِ دارای ریسک عملیاتی بالا نروند؛ زیرا در سناریوهایی که محدودیت اینترنت رخ می‌دهد، دسترسی به کیف‌پول‌های دیجیتال ممکن است غیرممکن شود و نگهداری آنها با دشواری مواجه شود.

چهارمین گزینه، که بسیاری از خانواده‌ها حتی بدون نگاه سرمایه‌گذاری هم به آن توجه می‌کنند، کالاهای اساسیِ بادوام است. برخی از این کالاها در دوره‌های بحران با رشد قیمتی مواجه شده‌اند و نگهداری مقدارِ معقول و غیرِاحتکاری آنها می‌تواند از منظر مدیریتِ ریسک خانوار منطقی باشد. البته خرید بیش از نیاز یا رفتارهای منجر به کمبودِ مصنوعیِ کالا هم غیراخلاقی است و هم از منظر قانونی تبعات دارد.

برخی ترکیب‌ها مانند طلا، ارز فیزیکی، کالاهای اساسیِ بادوام و درصد محدودی از بازار مسکن، در ادبیات مدیریتِ ریسکِ بحران به‌عنوان گزینه‌های محافظه‌کارانه مطرح می‌شوند اما مهم‌ترین اصل این است که تصمیم‌ها در اوج هیجان گرفته نشود. معمولاً بازارها در ابتدای بحران‌ها شوک اولیه را تجربه می‌کنند و سپس وارد یک دوره‌ تعدیل می‌شوند.

در نهایت هدف از مدیریتِ سرمایه در شرایط پرریسک، حفظ دارایی است نه سودجویی از فشار بر دیگران. احتکار و گران‌فروشیِ کالاهای اساسی نه اخلاقی است و نه قانونی. تجربه نشان داده که بازار سرمایه و اقتصاد کشورها پس از عبور از تنش‌ها به‌تدریج به مسیر خود بازمی‌گردند، اما اعتمادی که در روزهای سخت آسیب ببیند، بازسازی‌اش سال‌ها زمان می‌برد.

ارسال نظر