«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
نفت روی موج بحران؛ وقتی هرمز تنگ میشود، بازار جهانی میلرزد
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
بازار جهانی نفت بار دیگر نشان داد که تا چه اندازه به تحولات ژئوپلیتیکی حساس است. در روزهای اخیر و همزمان با تشدید تنشها در منطقه و اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز، قیمت نفت با جهشی تازه روبهرو شد؛ جهشی که نه تنها بازار انرژی، بلکه اقتصاد جهانی را نیز در وضعیت انتظار و نگرانی قرار داده است. افزایش بهای نفت در چنین شرایطی یادآور واقعیتی قدیمی است: امنیت انرژی همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای ثبات اقتصاد جهانی محسوب میشود.
در معاملات روز جمعه، نفت برنت با بیش از یک دلار افزایش به حدود ۱۱۱ دلار در هر بشکه رسید و نفت وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز از مرز ۱۰۵ دلار عبور کرد. هرچند این افزایش در نگاه نخست ممکن است محدود به نظر برسد، اما در بستر تحولات چند ماه اخیر معنای متفاوتی پیدا میکند؛ چراکه بازار نفت طی چهار ماه گذشته روندی صعودی را تجربه کرده و قیمتها در مقاطعی به بالاترین سطح خود در چند سال اخیر رسیدهاند.
نکته مهم اینجاست که افزایش اخیر تنها یک نوسان کوتاهمدت نیست، بلکه نتیجه زنجیرهای از عوامل سیاسی و اقتصادی است که در نهایت عرضه جهانی نفت را تحت فشار قرار دادهاند. از زمان تشدید تنشها در منطقه و اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز، بازار انرژی با شوکی جدی مواجه شده است. تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان محسوب میشود؛ مسیری که حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکند. بنابراین هرگونه محدودیت یا اختلال در این مسیر، به سرعت در قیمتهای جهانی بازتاب پیدا میکند.
افزایش قابل توجه قیمت نفت از اواخر زمستان و اوایل بهار نیز تا حد زیادی به همین مسئله بازمیگردد. در مقطعی از ماه مارس، قیمت نفت برنت رشدی نزدیک به ۵۰ درصد را تجربه کرد؛ افزایشی که نشان میدهد بازار انرژی در برابر تهدیدهای ژئوپلیتیکی تا چه اندازه واکنشپذیر است. در واقع، بازار نفت همواره به آینده نگاه میکند و حتی احتمال کاهش عرضه نیز میتواند قیمتها را بالا ببرد.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین نگرانیهای اقتصاد جهانی، تداوم محدودیت در عرضه نفت است. اگر مسیرهای اصلی انتقال انرژی با اختلال روبهرو شوند یا تولیدکنندگان نتوانند به سرعت کمبود عرضه را جبران کنند، قیمتها ممکن است وارد مرحلهای از جهشهای شدیدتر شوند. تجربه بحرانهای انرژی در دهههای گذشته نشان داده که چنین شوکهایی میتواند موج تازهای از تورم جهانی را به همراه داشته باشد.
افزایش قیمت نفت تنها یک خبر برای بازار انرژی نیست؛ این اتفاق زنجیرهای از پیامدها را در سایر بخشهای اقتصاد نیز به دنبال دارد. افزایش بهای نفت معمولاً به معنای بالا رفتن هزینه حملونقل، رشد قیمت سوخت و در نهایت افزایش هزینه تولید در بسیاری از صنایع است. در نتیجه، فشار تورمی میتواند در اقتصادهای مختلف تشدید شود و قدرت خرید مصرفکنندگان کاهش یابد.
در همین حال، برخی دولتها تلاش میکنند با افزایش تولید یا آزادسازی ذخایر استراتژیک، از شدت بحران بکاهند. ایالات متحده نیز اعلام کرده که در حال بررسی راهکارهایی برای افزایش تولید نفت است. هدف از چنین اقداماتی ایجاد تعادل در بازار و جلوگیری از جهشهای شدید قیمت است. با این حال، افزایش تولید در کوتاهمدت همیشه آسان نیست. صنعت نفت به سرمایهگذاری، زمان و زیرساختهای گسترده نیاز دارد و حتی اگر تصمیمات جدیدی اتخاذ شود، ممکن است ماهها طول بکشد تا اثر واقعی آن در بازار دیده شود.
از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت میتواند فرصتهایی نیز برای برخی تولیدکنندگان ایجاد کند. کشورهایی که صادرات نفت بخش مهمی از اقتصاد آنها را تشکیل میدهد، معمولاً از افزایش قیمتها منتفع میشوند و درآمدهای ارزی آنها افزایش مییابد. با این حال، این مزیت نیز همواره پایدار نیست؛ زیرا افزایش شدید قیمت نفت میتواند به کاهش تقاضای جهانی و در نهایت افت دوباره قیمتها منجر شود.
در کنار مسائل عرضه، رفتار بازارهای مالی نیز نقش مهمی در تعیین قیمت نفت دارد. معاملهگران در بازارهای آتی نفت معمولاً بر اساس پیشبینیهای خود از آینده اقتصاد جهانی و تحولات سیاسی تصمیمگیری میکنند. در دورههایی که نگرانی از کاهش عرضه یا افزایش تنشهای سیاسی وجود دارد، سرمایهگذاران تمایل بیشتری به خرید قراردادهای نفتی پیدا میکنند و همین موضوع میتواند قیمتها را بیشتر بالا ببرد.
اما پرسش مهم این است که آیا روند صعودی قیمت نفت ادامه خواهد داشت یا نه. پاسخ به این پرسش تا حد زیادی به تحولات منطقهای و وضعیت عبور نفت از تنگه هرمز بستگی دارد. اگر مسیرهای صادرات انرژی به حالت عادی بازگردند و عرضه جهانی تثبیت شود، احتمال دارد بازار به تدریج آرام بگیرد. اما در صورت ادامه اختلالها یا تشدید تنشها، بازار نفت ممکن است با موج تازهای از افزایش قیمت مواجه شود.
از سوی دیگر، تقاضای جهانی نیز عامل تعیینکنندهای در این معادله است. اگر اقتصادهای بزرگ جهان با رکود یا کاهش رشد اقتصادی روبهرو شوند، مصرف انرژی نیز کاهش مییابد و فشار صعودی بر قیمت نفت کمتر میشود. اما در شرایطی که اقتصاد جهانی همچنان به انرژی فسیلی وابسته است، هرگونه کاهش عرضه میتواند اثر فوری و قابل توجهی بر قیمتها بگذارد.
واقعیت این است که بازار نفت همچنان یکی از حساسترین بازارهای جهانی به شمار میرود؛ بازاری که سیاست، اقتصاد و امنیت در آن به هم گره خوردهاند. تحولات اخیر بار دیگر نشان داد که مسیرهای انتقال انرژی، به ویژه گذرگاههایی مانند تنگه هرمز، نقشی حیاتی در ثبات بازار جهانی دارند. کوچکترین اختلال در این مسیرها میتواند تعادل عرضه و تقاضا را برهم بزند و موجی از نوسان را در سراسر اقتصاد جهانی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، بسیاری از کشورها تلاش میکنند وابستگی خود به مسیرهای محدود انرژی را کاهش دهند و به دنبال تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی باشند. سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه خطوط انتقال جدید و افزایش ذخایر استراتژیک از جمله راهکارهایی است که در سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، تا زمانی که نفت یکی از مهمترین منابع انرژی جهان باقی بماند، بازار آن همچنان تحت تأثیر تحولات سیاسی و امنیتی قرار خواهد داشت. افزایش اخیر قیمت نفت نیز نمونهای از همین واقعیت است؛ واقعیتی که نشان میدهد امنیت مسیرهای انرژی نه تنها برای کشورهای تولیدکننده، بلکه برای کل اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد.