جهان اقتصاد بررسی میکند؛ بازار ارز آماده انفجار؛ دلار و انتظارات تورمی همزمان به حرکت درآمدند
گزارش یک راضیه احمدوند
بازار ارز ایران بار دیگر در شرایطی بحرانی قرار گرفته است. پس از ماهها آرامش نسبی که ناشی از تثبیت مصنوعی نرخها توسط بانک مرکزی بود، حالا فشارهای ارزی با شدت بیشتری بازگشتهاند. موج دوم افزایش قیمت دلار و سایر ارزهای خارجی، این سؤال را پیش میکشد که آیا اقتصاد ایران آماده یک «رفتارشکنی» جدید در بازار ارز است؟ تحلیلگران بر این باورند که ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی، انتظارات تورمی و محدودیتهای سیاست پولی، شرایط را به گونهای رقم زده که هرگونه کنترل مصنوعی کوتاهمدت میتواند شکست بخورد و نوسانات دوباره سر باز کند.
تثبیت نرخ ارز در ماههای گذشته با هدف مهار تورم و کاهش نوسانات شدید بازار انجام شد. بانک مرکزی با مدیریت منابع ارزی، کنترل اسکناس و تنظیم عرضه و تقاضا، توانست قیمتها را برای مدتی ثابت نگه دارد و موجهای سفتهبازانه را محدود کند. اما تجربه نشان داده است که تثبیت مصنوعی تنها راهحل کوتاهمدت است. با افزایش تقاضای واقعی و انتظارات تورمی، بازگشت موجهای صعودی اجتنابناپذیر خواهد بود.
مهمترین عامل این موج دوم، فشارهای ناشی از کسری بودجه و افزایش نقدینگی است. کسری بودجه به معنای تقاضای بالاتر برای ارز جهت تأمین واردات کالاهای واسطهای و مصرفی است. در کنار آن، رشد واردات کالاهای لوکس و مواد اولیه تولید، بار اضافی بر عرضه محدود ارز وارد میکند. فعالان بازار اکنون با دیدن هرگونه تغییر کوچک در سیاستهای ارزی یا تورمی، به سرعت به خرید ارز روی میآورند و این رفتار سفتهبازانه، حلقهای معیوب ایجاد کرده که قیمتها را بالاتر میبرد.
انتظارات تورمی، عامل تعیینکننده دیگر است. وقتی فعالان اقتصادی باور کنند که ارزش ریال کاهش خواهد یافت، تقاضای احتیاطی برای دلار و سایر ارزها به شدت افزایش مییابد. این موج تقاضا، حتی اگر بانک مرکزی بتواند برای مدتی نرخها را تثبیت کند، دیر یا زود خود را نشان میدهد و موجب افزایش ناگهانی نرخها میشود. دادههای میدانی نشان میدهد بخش قابل توجهی از تقاضا جنبه احتیاطی و سفتهبازانه دارد و همین موضوع، سناریوی رفتارشکنی بازار را محتملتر میکند.
بازار ارز ایران همچنین به عوامل خارجی بسیار حساس است. ریسکهای ژئوپولیتیکی، تحریمها، نوسانات قیمت نفت و محدودیتهای بانکی بینالمللی، همه فشار بیشتری به عرضه ارز وارد میکنند. هر تنش سیاسی یا اقتصادی با شرکای تجاری میتواند دسترسی ایران به منابع ارزی را محدود کند و موج دوم فشار ارزی را تشدید نماید. از سوی دیگر، بهبود روابط بینالمللی و افزایش صادرات نفت و غیرنفتی ممکن است بخشی از این فشارها را کاهش دهد، اما اثر آن بلندمدت است و نمیتواند نوسانات کوتاهمدت را مهار کند.
سؤال اصلی اینجاست که بانک مرکزی تا چه حد میتواند این موج دوم فشار ارزی را کنترل کند. تجربه گذشته نشان میدهد تزریق منابع ارزی، کنترل اسکناس و مدیریت بازار رسمی میتواند نوسانات کوتاهمدت را کاهش دهد، اما تثبیت مصنوعی نرخ بدون اصلاحات بنیادی، راهحل پایداری نیست. موفقیت بانک مرکزی در این مسیر، نیازمند سه اقدام همزمان است: افزایش ذخایر ارزی و مدیریت هوشمندانه عرضه، اصلاحات ساختاری در سیاستهای مالی و بودجهای، و مدیریت انتظارات بازار با شفافیت سیاستهای پولی و ارزی. هرگونه مداخله بدون این اصلاحات، صرفاً جلو افزایش نرخ را برای چند هفته میگیرد و موج دوم فشار ارزی دیر یا زود بازخواهد گشت.
اقتصاد ایران اکنون در آستانه رفتارشکنی بازار ارز است. تثبیت مصنوعی نرخها، فشارهای داخلی و خارجی و انتظارات تورمی، ترکیبی خطرناک ایجاد کرده است. افزایش ناگهانی قیمت دلار نه تنها تورم را تشدید میکند، بلکه قدرت خرید خانوارها را کاهش میدهد و تصمیمات سرمایهگذاری و تجاری فعالان اقتصادی را به تعویق میاندازد. موج دوم فشار ارزی، هزینه واردات کالاهای واسطهای و مواد اولیه تولید را بالا برده و قیمت تمامشده محصولات داخلی را افزایش میدهد. در عین حال، قراردادهای صادراتی پرریسکتر شده و سرمایهگذاری خارجی محدود میشود.
کارشناسان اقتصادی برای مقابله با این موج دوم، توصیه میکنند که سیاستهای کوتاهمدت و بلندمدت به صورت هماهنگ اجرا شوند. در کوتاهمدت، افزایش عرضه ارز از منابع صادراتی، مداخلات هدفمند و شفاف بانک مرکزی و اطلاعرسانی روشن به فعالان اقتصادی برای مدیریت انتظارات ضروری است. در بلندمدت، اصلاحات ساختاری سیاستهای مالی و بودجهای، کنترل نقدینگی، ایجاد بازارهای آتی و ابزارهای پوشش ریسک، توسعه زیرساختهای بانکی و افزایش دسترسی صادرکنندگان به منابع ارزی، راهکارهای اساسی هستند.
آنچه بازار ارز ایران را اکنون حساس کرده، این است که هرگونه بیتوجهی به انتظارات فعالان اقتصادی و عدم شفافیت سیاستهای ارزی، میتواند شرایط را به انفجار نزدیک کند. تثبیت مصنوعی نرخها، تنها جلو موجهای صعودی را به تأخیر میاندازد و دیر یا زود بازار خود را بازیابی خواهد کرد. از این رو، سیاستگذاران اقتصادی در وضعیت دشواری قرار دارند: یا اصلاحات ساختاری و مدیریت هوشمندانه را پیش ببرند یا شاهد رفتارشکنی دوباره بازار ارز و تبعات سنگین آن باشند.
شواهد نشان میدهد که اقتصاد ایران در گذار از دوره تثبیت مصنوعی به مرحلهای قرار گرفته که رفتار طبیعی بازار ارز میتواند خود را نشان دهد. ترکیب مداخلات هوشمند بانک مرکزی، اصلاحات ساختاری و مدیریت انتظارات، تنها راه مهار موج دوم فشار ارزی است و میتواند مسیر پایدارتری برای اقتصاد ایران ایجاد نماید. اگر این اقدامات به موقع و درست اجرا نشوند، بازار ارز آماده انفجاری است که پیامدهای آن فراتر از نوسانات قیمت، بر کل اقتصاد اثر خواهد گذاشت