جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
نسیم تفاهم به بازار مسکن میرسد
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: تفاهم میان ایران و آمریکا میتواند نقطه عطفی در اقتصاد کشور باشد و زنجیرهای از تغییرات مثبت را به دنبال داشته باشد. وقتی تنشها کاهش یابد و مسیر گفتوگو و توافق باز شود، نخستین اثر ملموس آن در بازار ارز ظاهر میشود. کاهش ریسک سیاسی و ژئوپلیتیک، سرمایهگذاران خارجی و داخلی را دلگرم میکند و تقاضای احتیاطی برای دلار و سایر ارزهای خارجی کم میشود.
با رفع بخشی از تحریمها، صادرات نفت و محصولات پتروشیمی افزایش مییابد، ورود ارز به کشور بیشتر میگردد و عرضه در بازار ارز تقویت میشود. در نتیجه، نرخ ارز به تدریج تعدیل شده و به سطوح منطقیتری نزدیک میشود. این کاهش ارزش دلار نه تنها تورم وارداتی را مهار میکند، بلکه انتظارات تورمی را نیز پایین میآورد و ثبات بیشتری به اقتصاد میبخشد.
با ارزان شدن ارز، هزینه واردات مصالح ساختمانی به طور مستقیم کاهش پیدا میکند. ایران بخش قابل توجهی از سیمان، آهنآلات، کاشی، تجهیزات فنی و حتی برخی مواد اولیه را از طریق واردات تأمین میکند یا قیمت داخلی آنها تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارد. وقتی دلار گران نباشد، قیمت فولاد، پروفیل، شیشه، رنگ و سایر مصالح به شکل محسوسی پایین میآید. پیمانکاران و انبوهسازان میتوانند با هزینه کمتر پروژههای خود را پیش ببرند. این کاهش هزینهها، حاشیه سود ساختوساز را افزایش میدهد و انگیزه سرمایهگذاری در بخش مسکن را تقویت میکند. کارخانههای داخلی نیز با دسترسی بهتر به مواد اولیه و فناوریهای جدید، تولید خود را افزایش میدهند و رقابت سالمتری شکل میگیرد که در نهایت به نفع مصرفکننده تمام میشود.
در چنین فضایی، امید به بازار بیشتر میشود. یکی از بزرگترین مشکلات اقتصاد ایران، نااطمینانی و انتظارات منفی بوده است. وقتی خبر توافق و تفاهم میان دو کشور منتشر میشود، جو روانی بازار تغییر میکند. سرمایهگذاران به جای نگهداری نقدینگی یا خرید داراییهای غیرمولد، به سمت فعالیتهای تولیدی و سرمایهگذاری بلندمدت حرکت میکنند. بورس، بازار طلا، سکه و سایر داراییها واکنش مثبتی نشان میدهند اما مهمتر از همه، بخش واقعی اقتصاد جان میگیرد.
مردم عادی نیز با دیدن کاهش تورم و ثبات ارز، قدرت خرید خود را بازیابی میکنند و تمایل به مصرف و سرمایهگذاری بیشتر میشود. این افزایش امید، مانند اکسیژنی است که به بدنه اقتصاد دمیده میشود و چرخه رکود را میشکند.
یکی از حوزههایی که بیشترین تأثیر را میپذیرد، بازار مسکن است. با کاهش قیمت مصالح، هزینه تمامشده ساخت مسکن جدید پایین میآید. در نتیجه، عرضه واحدهای مسکونی افزایش مییابد. از سوی دیگر، کاهش نرخ ارز و تورم، قدرت خرید متقاضیان را کمی بهبود میبخشد. قیمت خانهها ممکن است در کوتاهمدت به مقدار کمی کاهش یابد، اما این کاهش نه تنها زیان نیست، بلکه فرصتی برای رونق محسوب میشود. وقتی قیمتها بیش از حد حبابی نباشند، تعداد معاملات افزایش پیدا میکند. خریداران واقعی که سالها منتظر بودهاند، وارد بازار میشوند و فروشندگان نیز با اطمینان بیشتری عرضه میکنند.
این تحرک، نقدینگی را در بازار مسکن به گردش درمیآورد و زنجیرهای از مشاغل مرتبط مانند حملونقل، دکوراسیون، مبلمان و خدمات پس از فروش را فعال میسازد.
رونق بازار مسکن به نوبه خود بر سایر بخشها اثرگذار است. صنعت سیمان، آهن، کاشی و سرامیک، شرکتهای تأسیساتی و هزاران کسبوکار کوچک و متوسط که وابسته به ساختوساز هستند، سفارشهای بیشتری دریافت میکنند. اشتغال در این حوزهها افزایش مییابد، درآمد خانوارها بیشتر میشود و مصرف کلی اقتصاد بالا میرود. دولت نیز از محل مالیاتهای مستقیم و غیرمستقیم درآمد بیشتری کسب میکند که میتواند صرف زیرساختها، خدمات اجتماعی و حمایت از تولید شود. این چرخه مثبت، رشد اقتصادی پایدارتری را رقم میزند و از وابستگی صرف به درآمدهای نفتی میکاهد.
البته باید واقعبین بود. تفاهم ایران و آمریکا به تنهایی همه مشکلات را حل نمیکند، اما بستر مناسبی برای اصلاحات داخلی فراهم میآورد. اگر این فرصت با مدیریت صحیح، شفافیت بیشتر، مبارزه با فساد و حمایت از بخش خصوصی همراه شود، آثار آن عمیقتر و ماندگارتر خواهد بود. کاهش قیمت ارز باید با کنترل نقدینگی و اصلاحات بانکی مدیریت شود تا تورم دوباره برنگردد. ارزان شدن مصالح نیز باید به کاهش واقعی قیمت تمامشده مسکن منجر شود و نه صرفاً افزایش حاشیه سود
. افزایش امید در بازار هم نیازمند اقدامات عملی برای بهبود فضای کسبوکار و تضمین حقوق سرمایهگذاران است.
تصور کنید کشوری که سالها تحت فشار تحریم و تنش بوده، با یک توافق منطقی به سمت ثبات حرکت کند. ارز ارزانتر، مصالح ارزان، امید بیشتر، معاملات مسکن بیشتر و رونقی که از ساختمانسازی به سایر صنایع سرایت کند. این سناریو نه یک رویای دور، بلکه نتیجه طبیعی کاهش ریسک سیاسی و بازگشت اعتماد است. هر قدر این تفاهم پایدارتر و جامعتر باشد، دستاوردهای اقتصادی آن نیز گستردهتر خواهد شد.
مردم ایران شایسته زندگی با آرامش اقتصادی بیشتری هستند و چنین توافقی میتواند گامی مهم در این مسیر باشد. با مدیریت هوشمند این فرصت، میتوان به آیندهای روشنتر امیدوار بود که در آن رشد، اشتغال و رفاه، کلمات کلیدی روزمره باشند.