«جهان اقتصاد» از بازی شطرنج سیاه در اقیانوس آرام گزارش می دهد
پوستاندازی طلای سیاه!
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
برای بیش از نیمقرن، نبض تپنده اقتصاد جهان با امواج خلیجفارس و ضربان نفتکشهایی که باریکهی حیاتی «تنگه هرمز» را میشکافتند، تنظیم میشد. هرگونه تنش، مانور نظامی یا تبادل آتش در این آبراه راهبردی، بلافاصله در تالارهای بورس نیویورک، لندن و توکیو در قالب جهشهای ناگهانی قیمت طلای سیاه و شاخصهای تورمی بازتاب مییافت. با این حال، زنجیره رخدادهای نظامی اخیر، تهدید خطوط کشتیرانی، افزایش سرسامآور نرخ بیمه و اجاره نفتکشها و سایه سنگین محاصرههای دریایی، یک دگرگونی بنیادین در ادراک ریسک نزد مصرفکنندگان بزرگ به وجود آورده است.
واقعیت آن است که امنیت انرژی دیگر یک مفهوم انتزاعی یا قابل معامله با چند دلار تخفیف تجاری نیست. غرب و حتی غولهای نوظهور صنعتی شرق نظیر چین و هند، به این جمعبندی راهبردی رسیدهاند که اتکای بیشازحد به یک جغرافیای پرریسک و بحرانخیز، بهمثابه گذاشتن تمامی تخممرغها در یک سبد شکننده است. پیامد این دکترین جدید، آغاز یک کوچ بزرگ و تدریجی از آبهای پرتلاطم خاورمیانه به سمت هابهای آرامتر و قابلپیشبینیتر انرژی در نیمکره غربی است.
در کانون این نقشه جدید، نامی آشنا اما برای سالها به حاشیه راندهشده خودنمایی میکند: ونزوئلا. سرزمینی با بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت خام سنگین جهان که بیش از یک دهه زیر آوار تحریمها، ناکارآمدی زیرساختی و انزوای بینالمللی مدفون شده بود. اما منطق سرمایه و نیاز سیریناپذیر بازار جهانی، قواعد بازی را بازتعریف کرده است.
جریان سرمایهگذاری بینالمللی و غولهای انرژی، با حمایت ضمنی و آشکار کاخ سفید، هجوم بیسابقهای را به سمت میادین نفتی کمربند «اورینوکو» آغاز کردهاند. این بازگشت تنها یک توافق مقطعی نفتی نیست، بلکه نوعی ادغام ساختاری اقتصاد نفت ونزوئلا در مدار منافع مصرفکنندگان غربی است. تحلیل روندهای توسعه میادین نشان میدهد که ونزوئلا در یک افق میانمدت و کمتر از یک دهه، پتانسیل جهش خیرهکننده در ظرفیت تولید روزانه را داراست. ورود نفت سنگین و فراوان کاراکاس به پالایشگاههای پیچیده آمریکا و آسیا نهتنها جایگزین بشکههای تحریمی یا پرریسک خلیجفارس خواهد شد، بلکه توازن قدرت در دبیرخانه اوپک را نیز دچار زلزلهای سهمگین میکند.
کشورهای خریدار نفت در مواجهه با ناامنیهای ترانزیتی و ریسکهای سیستماتیک منطقه خلیجفارس، یک نقشه دومرحلهای و گازانبری را به اجرا گذاشتهاند:
تنوعبخشی به مبادی ورودی (Supply Diversification): آمریکا با تکیه بر جهش تاریخی تولید شیل و تسلط بیرقیب بر بازار صادرات گاز مایع (LNG)، سهم سنتی روسیه و خاورمیانه را در اروپا تسخیر کرده و اکنون نگاه خود را به بازار روبهرشد جنوبشرق آسیا دوخته است. در این پازل، ونزوئلا و میادین فراساحلی گویان و برزیل، سپری مطمئن در برابر شوکهای ژئوپلیتیک خاورمیانه میسازند.
شتاببخشی به سبد جایگزین: مصرفکنندگان با فعالسازی ظرفیتهای بازنشسته (نظیر هستهای و زغالسنگهای پیشرفته در شرایط اضطرار) و تسهیل مسیر تجدیدپذیرها، در حال کاهش سهم نفت خام در سبد انرژی پایه خود هستند.
این راهبرد دوگانه پیام روشنی دارد: دنیای پس از بحرانهای ژئوپلیتیک اخیر، حاضر به تحمل نفت سهرقمی و قیمتهای هیجانی ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلاری نیست. هرچند وقوع جنگ تمامعیار میتواند در مقاطعی قیمتها را موقتاً شعلهور سازد، اما ساختار بازار به سرعت با تزریق منابع جدید و مهار تقاضا، قیمت تعادلی را به کانال آرامشبخش ۶۵ تا ۷۵ دلار بازمیگرداند.
تولیدکنندگان سنتی خاورمیانه نیز دستبسته ننشستهاند. پیام خطر دریافت شده و رفتارهای بازیگران منطقه حاکی از یک دگرگونی در معماری لجستیک انرژی است. کشورهایی با دسترسی ژئوپلیتیک مناسبتر، توسعه خطوط لوله انتقال نفت به بنادر خارج از تنگه هرمز را با سرعتی مضاعف دنبال میکنند تا مسیرهای ترانزیتی دریای سرخ و دریای عمان را فعال نگه دارند. حتی کشورهایی که به لحاظ جغرافیایی در بنبست هرمز قرار دارند، به دنبال تعریف پروژههای مشترک اتصال لولهای از خاک همسایگان هستند.
با این حال، بزرگترین چالش این کشورها در حوزه مالی و درآمدهای ارزی است. اقتصادهایی که درصد بالایی از بودجه سالانه خود را بر دلارهای نفتی استوار کردهاند، در یک دوراهی استراتژیک قرار دارند: کاهش تولید برای حفظ قیمت یا افزایش تولید برای حفظ سهم بازار؟
تأخیر اجباری در برخی کلانپروژههای توسعهای و عدم قطعیت در تقاضای بلندمدت، نشان میدهد که عصر مدیریت یکطرفه بازار توسط تولیدکنندگان خلیجفارس به پایان رسیده است. اگر آنها برای دفاع از قیمت دست به انقباض تولید بزنند، بشکههای ونزوئلا، برزیل و شیلآمریکا به سرعت خلاء بازار را پر کرده و پس گرفتن این سهم در آینده تقریباً غیرممکن خواهد بود.
بزرگترین بازنده این دگرگونی ژئوپلیتیک، ساختارهایی هستند که به دلایل تحریمی، فرسودگی ناوگان یا بنبستهای بانکی، از فرآیند گردش آزاد تجارت نفت حذف شدهاند. وقتی صادرات نفتی کشوری در اثر ترکیب تحریم و ناامنی دریایی به سطوح شکننده افت میکند، هزینه احیای مجدد این بازار در حضور رقبای تازه نفس صدچندان خواهد بود. هزینههای بالای بیمه، افزایش کرایه حمل و بنبست مبادلات پولی، سود حاشیهای فروش نفت را برای بازیگران منزوی میبلعد.
بازار نفت در حال تجربه یکی از عمیقترین پوستاندازیهای تاریخ مدرن است. کاهش وزن ژئوپلیتیکی خلیجفارس شاید در کوتاهمدت به شکل ریزش آنی مصرف ظاهر نشود، اما روند سرمایهگذاریها و جریانهای لجستیکی جهانی نشان میدهد که مرکز ثقل انرژی جهان به سمت یک توازن چندقطبی و غیرمتمرکز در حرکت است. احیای ونزوئلا صرفاً بازگشت یک بازیگر نفتی نیست؛ بلکه شلیک آغازین به سلطه انحصاری خاورمیانه بر شریانهای حیاتی انرژی جهان است. برای کشورهایی که اقتصادشان به بشکههای نفت گره خورده، پیام این دگرگونی کاملاً روشن است: یا باید مدلهای تعاملی و زیرساختهای صادراتی خود را با نظم جدید منطبق سازند، یا در غبار هجوم رقبای تازهنفس کارائیب و آمریکا محو شوند.