«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

سایه‌ شوم نوسان بر گلوی طلای سیاه

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187104
سایه‌ شوم نوسان بر گلوی طلای سیاه

نفت برنت، طلای سیاه جهان، این روزها نه فقط در میدان‌های نبرد، که در تالارهای بورس نیز روزهای پرالتهابی را سپری می‌کند. در حالی که سایه سنگین جنگ علیه ایران بر بازارهای جهانی سنگینی می‌کند، وقوع معاملاتی «غیرعادی و مشکوک» در بازار اختیار معامله، زنگ خطری را برای نهادهای نظارتی به صدا درآورده است. آیا این معاملات، صرفاً شرط‌بندی‌های جسورانه برای کسب سودهای کلان است یا نشانه‌ای از یک دستکاری سیستماتیک برای نوسان‌گیری در بحبوحه بحران‌های ژئوپلیتیک؟

مدتی است که بازار نفت برنت با یک پدیده عجیب مواجه شده است. در حالی که اخبار جنگ، قیمت‌ها را در نوسان‌های شدید قرار داده، برخی معامله‌گران با انجام سفارش‌های کلان در بخش «اختیار فروش» ، بر روی یک سناریوی بسیار خاص شرط‌بندی کرده‌اند: سقوط آزادِ قیمت نفت.

آخرین نمونه از این معاملات، که به تازگی گزارش شده، ابعاد خیره‌کننده‌ای دارد؛ معامله‌ای بر روی ۱۳۴ میلیون بشکه نفت برنت که بازار را در بهت فرو برده است. وقتی حجم یک معامله در این ابعاد، آن هم در شرایطی که کوچکترین خبری از وضعیت خاورمیانه می‌تواند قیمت‌ها را در عرض چند دقیقه تکان دهد، به صورت یک‌جا انجام می‌شود، نمی‌توان آن را صرفاً یک حرکت «معمولی» در بازار سرمایه دانست. این یعنی فرد یا نهادی، با سرمایه‌ای سنگین، روی کاهش حدوداً ۲۰ درصدی قیمت‌ها در زمانی بسیار کوتاه شرط بسته است.

در دنیای معاملات آتی، «اختیار فروش» یعنی کسی حق دارد نفت را در قیمتی مشخص بفروشد، حتی اگر قیمت بازار به شدت سقوط کرده باشد. وقتی خریداری برای ۱۳۴ میلیون بشکه چنین قراردادی می‌بندد، یعنی او به نوعی «اطمینان» از وقوع یک فاجعه یا ریزش تاریخی قیمت رسیده است.

شرط این قمار بزرگ چیست؟ اینکه قیمت قراردادهای آتی ماه جولای تا زمان سررسید (۵ خرداد)، رشدی منفی و نزدیک به ۱۹ درصد داشته باشد. به عبارت ساده‌تر، این بازیگران به دنبال خونی در بازار هستند؛ ریزشی که اگر رخ دهد، سودهای نجومی (در مقیاس بیش از ۱۰۰ میلیون دلار) را روانه حساب‌های آن‌ها می‌کند. اما پرسش اصلی اینجاست چرا اکنون؟ و چرا با این حجم؟

تداوم این معاملات در دوران جنگ، این گمانه را تقویت می‌کند که جریان‌های غیرعادیِ بازار، پیوند مستقیمی با «جنگِ روایت‌ها» دارند. در دنیای امروز، اخبار ژئوپلیتیک به همان اندازه که در میدان نبرد جان می‌گیرند، در بازارهای مالی نیز ثروت جابه‌جا می‌کنند.

مشاهده تکرار این معاملات مشکوک، این پرسش را در ذهن ناظران بی‌طرف ایجاد می‌کند که آیا این سرمایه‌گذاران به اطلاعاتی دسترسی دارند که عموم بازار از آن بی‌خبر است؟ یا شاید هم ما با یک استراتژی جدید برای «سلطه بر نوسان» روبرو هستیم؟ زمانی که نهادهای نظارتی شروع به بررسی دقیق می‌کنند، یعنی «بو‌یی» در کار است؛ بوی دستکاری. وقتی جریانی در بازار تلاش می‌کند با تزریق حجم انبوهی از قراردادهای فروش، جو روانی بازار را مدیریت کند، عملاً در حال استفاده از «قیمت نفت» به عنوان یک اهرم برای رسیدن به اهداف دیگر است.

معمولاً بازار نفت به فاکتورهای واقعی مانند «عرضه و تقاضا» واکنش نشان می‌دهد. اما معاملاتی که اخیراً بلومبرگ به آن اشاره کرده، فراتر از منطق عرضه و تقاضاست. این یک مدل «مهندسیِ فشار» است. خریداران این قراردادها، عملاً با شرط‌بندی روی کاهش قیمت، به دنبال ایجاد جوی هستند که در آن، وحشتِ فروشنده  در بازار نقدی ایجاد شود.

آن‌ها می‌دانند که در شرایط جنگی، معامله‌گران خرد و حتی برخی شرکت‌های بزرگ، در برابر اخبار منفی بسیار حساس و آسیب‌پذیر هستند. وقتی حجم‌های کلانِ فروش روی میز گذاشته می‌شود، ناخودآگاهِ بازار به سمت ریزش حرکت می‌کند. اگر این روند متوقف نشود، ما نه با یک بازار شفاف، که با یک «زمین بازیِ دستکاری‌شده» طرف خواهیم بود که در آن قیمت نفت، نه به دست تولیدکنندگان، بلکه به دست قماربازان بزرگ تعیین می‌شود.

شرایط کنونی بازار نفت، شکنندگیِ عجیبی دارد. اقتصاد جهانی هنوز از تنش‌های دوران پس از جنگ بهبود نیافته و هرگونه نوسانِ مصنوعی در قیمت انرژی، می‌تواند زنجیره‌ای از تورم و بحران‌های مالی را در سراسر دنیا ایجاد کند. اگر این معاملات مشکوک، با هدفِ دامن زدن به بی‌ثباتی در دوران جنگ طراحی شده باشد، باید منتظر واکنش‌های شدیدتری از سوی نهادهای رگولاتوری جهانی باشیم.

در نهایت، این «معامله بزرگ»، صرفاً یک شرط‌بندی برای پول بیشتر نیست؛ بلکه نشانه یک تغییر بزرگ در بازیِ قدرت است. جایی که نفت، تنها یک سوخت نیست؛ بلکه «ابزارِ فشار» است. برای ما که از دور نظاره‌گر هستیم، آنچه در بازار برنت می‌گذرد، تابلویی از یک رویاروییِ سرد است که در آن، ارقامِ روی نمایشگرهای بورس، به اندازه موشک‌هایی که در آسمان پرتاب می‌شوند، قدرت تخریب دارند.

باید دید در روزهای آینده، آیا این «شرط‌بندانِ بی‌باک» به هدف خود می‌رسند و بازار را به تسلیم وادار می‌کنند، یا نهادهای نظارتی می‌توانند پیش از فروپاشی احتمالی، این شبکه معاملاتِ مشکوک را شناسایی و متوقف کنند. تا آن زمان، بازار نفت همچنان روی بشکه‌ای از باروت قرار دارد؛ باروتی که احتمالاً برخی بازیگرانِ ناشناس، فتیله‌ آن را در دست دارند.

 

ارسال نظر