گزارش «جهان اقتصاد» از اینکه چرا نفتِ عربستان دیگر در آسیا خریدار ندارد
تله طلای سیاه!
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
بازار نفت این روزها به مثابه یک بازی شطرنجِ پرخطر است؛ بازیای که در آن مهرهها با چنان سرعتی جابهجا میشوند که حتی بازیگران کهنهکار را نیز غافلگیر کردهاند. در حالی که تصور میشد با انسداد تنگه هرمز، عربستان با تکیه بر خط لوله استراتژیک «شرق-غرب» میتواند به سادگی نبض بازار انرژی آسیا را در دست بگیرد، اما واقعیت میدانی حکایت دیگری دارد. صادرات نفت عربستان به کمترین سطح تاریخی خود رسیده و این بار، مشکل نه از مسیرهای مسدود شده، که از «قیمتگذاری» و تغییرِ اشتهایِ مشتریانِ همیشگی است.
عربستان زیرساخت لازم برای دور زدن تنگه هرمز را دارد؛ خط لولهای که نفت را از میادین شرقی به ساحل دریای سرخ میرساند تا در ینبع بارگیری شود. این یک مزیت ژئوپلیتیک بزرگ است. اما سوالی که در بازارهای مالی مطرح میشود این است: چه فایده که بتوان نفت را به دریای سرخ رساند، اگر در مقصد نهایی کسی حاضر نباشد بهای گزافِ آن را بپردازد؟
آمارهای خیرهکننده از کاهش سفارشات چینیها—بهعنوان بزرگترین مشتری آرامکو—نشان میدهد که فرمول قیمتگذاری این غول نفتی، دیگر با واقعیتهای اقتصادی آسیا همخوانی ندارد. سقوط سفارشات از ۴۷ میلیون بشکه در ماه فوریه به تنها ۱۴ میلیون بشکه در ماه ژوئن، یک زنگ خطر جدی است. وقتی سینوپک و دیگر غولهای پالایشی چین، سفارشات خود را تا این حد کاهش میدهند، یعنی پیامِ بازار روشن است: نفت عربستان دیگر «بهینه» نیست.
در ماههای اخیر، عربستان با سیاستهای قیمتی خود، نفتش را به یکی از گرانترین گزینههای روی میز تبدیل کرده است. در اقتصادی که پالایشگاهها با حاشیه سود منفی دستوپنج نرم میکنند، هر سنت اضافی در قیمت هر بشکه، وزنی سنگین دارد. وقتی پالایشگاههای چینی با زیانهای سنگین در هر بشکه نفتِ پردازششده روبهرو هستند، طبیعی است که خریدار به جای وفاداری به یک تامینکننده سنتی، به دنبال ارزانترین بشکهی ممکن بگردد.
در واقع، قیمتگذاری آرامکو که برای شرایط «کمبود بازار» و حداکثرسازی سود طراحی شده بود، اکنون در یک بازار ضعیف، علیه خودِ عربستان عمل میکند. پالایشگاههای آسیایی دیگر آن خریدارانِ مشتاقِ سالهای قبل نیستند؛ آنها حالا با کاهش تقاضای داخلی برای بنزین و گازوئیل، محدودیت در صادرات فرآورده و نیاز به برداشت از ذخایر استراتژیک، با چنان فشاری روبرویند که حاضرند برای کاهش هزینهها، حتی ریسکِ جستوجو برای منابع دیگر را بپذیرند.
کرده است. ژاپن، هند و کره جنوبی نیز به طرز معناداری سفارشات خود را کاهش دادهاند. تصویر نفتکشهایی که در ینبع بارگیری کرده و سپس در دریای سرخ یا آبهای سنگاپور بلاتکلیف شناور میمانند، نمادی از بنبستِ فعلی است؛ نفتکشهایی که در انتظار خریدارند یا به دنبال مقصدی که حاضر باشد قیمتهای اعلامی را بپذیرد.
هند، که همواره یکی از مشتریان پروپاقرص نفتهای میانسنگین بوده، حالا به شکل محسوسی از حجم خرید خود کاسته است. ژاپن و کره جنوبی نیز در اقدامی هماهنگ—یا شاید واکنشی طبیعی به شرایط بازار—واردات خود را به شدت محدود کردهاند. این کاهشِ اشتها، فراتر از یک نوسان فصلی است؛ این نشاندهنده یک تغییر در اولویتبندیِ خریداران است که اکنون به دنبال امنیتِ عرضه، آن هم با کمترین هزینه ممکن هستند.
نکتهای که بسیاری از تحلیلگران از آن غفلت میکنند، بحران درونیِ صنعت پالایش آسیاست. وقتی نرخ بهرهبرداری پالایشگاههای چین به پایینترین سطح از سال ۲۰۲۲ میرسد، یعنی کل زنجیره تقاضای انرژی دچار لکنت شده است. صادرات فرآوردههای نفتی چین به کمترین میزان در یک دهه اخیر رسیده و این یعنی پالایشگاهها برای زنده ماندن، مجبور به کاهش خریدِ نفت خام هستند.
در چنین بازاری، سیاستِ «حداکثرسازیِ ارزش»، خود به سمی برایِ صادرات تبدیل میشود. عربستان در تعادلی دشوار گرفتار شده است؛ از یک سو باید هزینههای کلان پروژههای خود را مدیریت کند و از سوی دیگر، با واقعیتِ تلخِ کاهش تقاضا در بازاری روبهروست که دیگر حوصله قیمتهایِ ممتاز را ندارد.
صادرات عربستان احتمالاً در ماههای پیش رو همچنان در سراشیبی خواهد بود. این کاهش نه از سرِ اجبارِ فیزیکی (چون خط لوله شرق-غرب هنوز کار میکند)، بلکه از سرِ ضرورت اقتصادی است. خریداران آسیایی در حال فرستادن سیگنالی صریح به ریاض هستند: «نفتِ گران، خریدار ندارد.»
عربستان باید تصمیم بگیرد؛ آیا میخواهد بر سیاست قیمتگذاری سختگیرانه خود پافشاری کند و شاهد از دست دادنِ سهمِ بازارِ خود در آسیا باشد؟ یا باید با تغییر در استراتژی قیمتگذاری، دوباره جذابیتِ بشکههایش را احیا کند؟
امروز، «ارزانی» و «تامینِ بیدردسر»، دو فاکتور حیاتی برای پالایشگاههای آسیایی است. اگر عربستان نتواند—یا نخواهد—خود را با این واقعیتِ جدید تطبیق دهد، آنگاه زیرساختهای عظیم و مدرن این کشور تنها به تماشاگرانی تبدیل خواهند شد که عبورِ محمولههای نفتیِ رقبای ارزانتر را به مقصدِ مشتریانِ سابقِ ریاض نظاره میکنند. بازار انرژی آسیا، بازاری بیرحم است و وفاداری در آن، بیش از هر چیز، به قیمتِ نهایی وابسته است. در این بازیِ جدید، شاید «پیروزیِ موفقیتآمیز» در قیمتگذاری، بزرگترین شکستِ استراتژیک برایِ سهم بازار عربستان باشد.