روایت «جهان اقتصاد» از آبِ ۱۴۰۵

پُرآبی روی کاغذ، تشنگی روی زمین

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189220
پُرآبی روی کاغذ، تشنگی روی زمین

آمارهای تازه از وضعیت منابع آبی کشور در سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ در نگاه نخست تصویری امیدوارکننده ترسیم می‌کند؛ ورودی سدها افزایش یافته، حجم آب موجود در مخازن نسبت به سال گذشته رشد قابل‌توجهی داشته و برخی سدهای کلیدی کشور شرایطی بهتر از سال قبل را تجربه می‌کنند. اما پشت این تصویر ظاهراً آرام، واقعیتی نگران‌کننده پنهان است: بخشی از ایران همچنان تشنه است و افزایش ذخایر سدها الزاماً به معنای عبور از بحران آب نیست.

بر اساس آخرین آمار ثبت‌شده تا ۱۱ مرداد سال آبی جاری، کل ورودی آب به سدهای کشور به ۴۵ میلیارد و ۹۲۰ میلیون مترمکعب رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با ۲۶ میلیارد و ۶۶۰ میلیون مترمکعب سال گذشته، رشد ۷۲ درصدی را نشان می‌دهد. این عدد اگرچه در نگاه اول نشانه‌ای از بهبود وضعیت آبی کشور به شمار می‌رود، اما مقایسه آن با متوسط ۱۰ ساله تنها افزایش ۱۳ درصدی را نشان می‌دهد؛ نکته‌ای که باید در تحلیل شرایط مورد توجه قرار گیرد. به بیان دیگر، جهش نسبت به سال گذشته بیش از آنکه به معنای وفور پایدار آب باشد، می‌تواند نتیجه مقایسه با یک سال خشک‌تر و کم‌بارش‌تر باشد.

از سوی دیگر، حجم آب موجود در مخازن سدهای کشور تا همین تاریخ به ۳۰ میلیارد و ۹۰ میلیون مترمکعب رسیده که نسبت به سال گذشته ۳۷ درصد و نسبت به متوسط ۱۰ ساله ۱۱ درصد افزایش یافته است. این آمار نیز در ظاهر حاکی از شرایط بهتر سدهای مخزنی است، اما مسئله آب در ایران تنها با «پر بودن سدها» قابل توضیح نیست. بحران آب در کشور ماهیتی چندلایه دارد؛ از کاهش بارش بلندمدت و افت منابع آب زیرزمینی گرفته تا الگوی مصرف ناپایدار، توسعه نامتوازن کشاورزی، فشار جمعیتی در کلان‌شهرها و ضعف مدیریت تقاضا.

نکته مهم دیگر، افزایش خروجی آب از سدهاست. میزان کل خروجی سدهای مخزنی کشور تا ۱۱ مرداد به ۳۴ میلیارد و ۵۶۰ میلیون مترمکعب رسیده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۹ درصد رشد داشته است. این یعنی همزمان با افزایش ذخایر، برداشت از سدها نیز بیشتر شده است. در چنین شرایطی، اگر افزایش مصرف و برداشت کنترل نشود، بهبود ذخایر می‌تواند در مدت کوتاهی از بین برود و کشور دوباره در ماه‌های خشک سال با فشار جدی بر منابع آبی روبه‌رو شود.

نمونه روشن این ناترازی را می‌توان در وضعیت سدهای تأمین‌کننده آب تهران و البرز دید. سد امیرکبیر با ۱۶۳ میلیون مترمکعب موجودی و ۹۱ درصد پرشدگی، نسبت به سال گذشته رشد ۱۹۸ درصدی داشته و نسبت به متوسط ۱۰ ساله نیز ۱۰ درصد وضعیت بهتری را ثبت کرده است. اما این تصویر مثبت، تنها بخشی از واقعیت سامانه آبی پایتخت است. در کنار امیرکبیر، سد لار تنها ۷ درصد پرشدگی دارد؛ هرچند نسبت به پارسال ۳۳ درصد افزایش موجودی نشان می‌دهد، اما در مقایسه با متوسط ۱۰ ساله با کاهش ۴۳ درصدی ذخیره مواجه است. این آمار نشان می‌دهد که وضعیت آب تهران یکدست و پایدار نیست و اتکا به چند عدد مثبت می‌تواند برداشت نادرستی از شرایط ایجاد کند.

سد طالقان نیز با ۵۴ درصد پرشدگی، نسبت به سال قبل ۸ درصد افزایش داشته اما در مقایسه با متوسط ۱۰ ساله ۲۳ درصد کاهش ذخیره را نشان می‌دهد. سد لتیان، با وجود پرشدگی ۶۵ درصدی و رشد ۳۸ درصدی نسبت به سال گذشته، نسبت به میانگین ۱۰ ساله ۱۳ درصد کاهش دارد. وضعیت سد ماملو حتی شکننده‌تر است؛ این سد با ۱۴ درصد پرشدگی، نسبت به پارسال ۵۷ درصد بهبود یافته اما نسبت به متوسط ۱۰ ساله ۷۳ درصد کاهش ذخیره دارد. چنین ارقامی بیانگر آن است که پایتخت با نوعی دوگانگی آبی مواجه است؛ بخشی از سامانه‌ها شرایط مناسب‌تری دارند و بخشی دیگر همچنان در وضعیت هشدار قرار گرفته‌اند.

این شکاف میان آمارهای امیدوارکننده و واقعیت‌های نگران‌کننده، در سطح استانی نیز دیده می‌شود. با وجود افزایش ۶۲ درصدی بارش‌ها نسبت به سال گذشته، ۱۴ استان کشور همچنان نسبت به میانگین بلندمدت ۵۷ ساله با کاهش بارش مواجه هستند. این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا مقایسه با سال گذشته نمی‌تواند معیار کافی برای ارزیابی پایداری منابع آب باشد. آنچه در مدیریت آب اهمیت دارد، روند بلندمدت بارش، تغذیه سفره‌های زیرزمینی و توان اکولوژیک حوضه‌های آبریز است؛ شاخص‌هایی که در بسیاری از مناطق کشور همچنان نشانه‌های نگران‌کننده‌ای دارند.

در میان استان‌های دارای کسری بارش، تهران و قم بدترین وضعیت را تجربه می‌کنند. تهران با ۳۶ درصد و قم با ۳۵ درصد کاهش بارش نسبت به میانگین بلندمدت، در صدر استان‌های تحت تنش قرار دارند. بارندگی تهران تا ۱۰ مرداد ۱۷۴.۲ میلیمتر و قم ۱۰۰ میلیمتر گزارش شده است. این ارقام برای دو منطقه‌ای که با فشار جمعیتی، مصرف شهری، نیاز صنعتی و وابستگی به منابع محدود آبی روبه‌رو هستند، زنگ هشدار جدی محسوب می‌شود. در چنین شرایطی حتی اگر بخشی از سدها پرتر از سال گذشته باشند، کاهش بارش بلندمدت و فشار مصرف می‌تواند بحران را تداوم بخشد.

استان‌های مرکزی، یزد، سمنان، اصفهان، سیستان و بلوچستان، قزوین، البرز، گیلان، مازندران، چهارمحال و بختیاری، همدان و اردبیل نیز در فهرست استان‌هایی قرار دارند که نسبت به میانگین بلندمدت کاهش بارش را تجربه کرده‌اند. حضور استان‌هایی مانند گیلان و مازندران در این فهرست، که معمولاً در ذهن عمومی به عنوان مناطق پربارش شناخته می‌شوند، نشان می‌دهد که تغییرات اقلیمی و نوسانات بارشی تنها محدود به مناطق خشک و مرکزی کشور نیست. این مسئله می‌تواند پیام مهمی برای سیاست‌گذاری آب در کشور داشته باشد: بحران آب دیگر فقط مسئله فلات مرکزی نیست، بلکه به پدیده‌ای گسترده‌تر و پیچیده‌تر تبدیل شده است.

واقعیت این است که پر شدن سدها به‌تنهایی نمی‌تواند پایان تنش آبی را اعلام کند. سدها بخشی از چرخه آب هستند، نه تمام آن. بخش بزرگی از نیاز آبی کشور، به‌ویژه در بخش کشاورزی، از منابع آب زیرزمینی تأمین می‌شود؛ منابعی که طی دهه‌های گذشته تحت فشار شدید برداشت قرار داشته‌اند. افت سطح آبخوان‌ها، فرونشست زمین، کاهش کیفیت آب و شور شدن منابع، نشانه‌هایی هستند که با یک یا دو فصل بارش مناسب جبران نمی‌شوند. بنابراین ممکن است همزمان با افزایش ذخایر برخی سدها، دشت‌ها همچنان تشنه بمانند.

از سوی دیگر، الگوی مصرف آب در ایران همچنان یکی از نقاط ضعف اصلی مدیریت منابع آبی است. تا زمانی که مصرف در بخش‌های مختلف، به‌ویژه کشاورزی، متناسب با ظرفیت واقعی منابع تنظیم نشود، هر سال پربارش می‌تواند تنها فرصتی کوتاه‌مدت برای تعویق بحران باشد، نه راه‌حلی برای آن. افزایش ۱۹ درصدی برداشت از سدها نیز نشان می‌دهد که بهبود ذخایر ممکن است به سرعت به افزایش مصرف منجر شود؛ رفتاری که در بلندمدت چرخه بحران را تشدید می‌کند.

در این میان، مدیریت تقاضا باید در مرکز سیاست‌گذاری آبی قرار گیرد. تمرکز صرف بر ساخت سد، انتقال آب یا اتکا به بارش‌های مقطعی، پاسخگوی شرایط جدید اقلیمی و جمعیتی کشور نیست. کاهش هدررفت شبکه‌های توزیع، اصلاح الگوی کشت، قیمت‌گذاری هوشمندانه، بازچرخانی آب، استفاده از پساب در صنعت و فضای سبز، کنترل برداشت‌های غیرمجاز از آبخوان‌ها و فرهنگ‌سازی مصرف، مجموعه اقداماتی است که بدون اجرای آنها نمی‌توان از بحران عبور کرد.

آمارهای سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ از یک سو فرصت و از سوی دیگر هشدار است. فرصت از آن جهت که افزایش ورودی سدها و رشد ذخایر می‌تواند بخشی از فشار کوتاه‌مدت را کاهش دهد؛ هشدار از آن جهت که همین آمار اگر بدون تحلیل عمیق منتشر و تفسیر شود، ممکن است به تصور غلط وفور آب دامن بزند. ایران همچنان با بحران مزمن آب مواجه است؛ بحرانی که تنها با چند شاخص مثبت در مخازن سدها پایان نمی‌یابد.

بنابراین، تعبیر دقیق‌تر از وضعیت کنونی این است: سدها در برخی نقاط پرتر شده‌اند، اما امنیت آبی کشور هنوز تضمین نشده است. دشت‌ها، آبخوان‌ها و بسیاری از استان‌ها همچنان تشنه‌اند و تا زمانی که مدیریت مصرف، اصلاح ساختار بهره‌برداری و بازنگری در سیاست‌های توسعه‌ای جدی گرفته نشود، هر سال پربارش نیز می‌تواند تنها وقفه‌ای کوتاه در مسیر یک بحران بلندمدت باشد.

 

ارسال نظر