جهان اقتصاد بررسی میکند؛
طلا گران شد؛ پسانداز کوچک مردم چه میشود؟
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
وقتی تورم قدرت پول نقد را کاهش میدهد، مردم به دنبال داراییای میگردند که ارزش پساندازشان را بهتر حفظ کند. طلا سالهاست یکی از انتخابهای سنتی ایرانیهاست، اما افزایش قیمت آن یک سؤال تازه ایجاد کرده است: وقتی طلا خودش گران شده، مردم با پساندازهای کوچک چه کنند؟
برای بخش بزرگی از جامعه، خرید طلا دیگر شبیه گذشته نیست که بتوان هر ماه مقدار قابلتوجهی طلا خرید و کنار گذاشت. بسیاری از خانوارها حالا با مبالغ کوچکتر سراغ طلای کموزن یا ابزارهای جایگزین میروند. در چنین شرایطی، طلا از یک کالای زینتی به یکی از گزینههای حفظ ارزش پول تبدیل شده است؛ اما همین تغییر، رابطه مردم با پسانداز را نیز دگرگون کرده است.
طلا همیشه جایگاه ویژهای در اقتصاد خانوار ایرانی داشته است. بخشی از خانوادهها آن را برای روز مبادا نگه میدارند، برخی برای مراسم ازدواج خرید میکنند و گروهی نیز از طلا به عنوان یک دارایی قابلفروش استفاده میکنند.
اما طی سالهای اخیر، نگاه به طلا بیش از گذشته اقتصادی شده است.
وقتی پول نقد در برابر تورم قدرت خرید خود را از دست میدهد، نگه داشتن تمام پسانداز به شکل نقدی برای بسیاری از مردم جذابیت کمتری پیدا میکند. در چنین فضایی، داراییهایی مانند طلا میتوانند مورد توجه قرار گیرند.
مشکل اما از جایی شروع میشود که قیمت طلا آنقدر افزایش پیدا کند که خرید آن برای خانوارهای متوسط و کمدرآمد نیز دشوار شود.
در گذشته شاید یک خانواده میتوانست بخشی از درآمد ماهانه خود را به خرید طلا اختصاص دهد. امروز ممکن است همان خانواده برای خرید یک قطعه کوچک نیز مجبور باشد چند ماه پسانداز کند.
به این ترتیب، تورم فقط قیمت طلا را بالا نمیبرد؛ شکل پسانداز مردم را نیز تغییر میدهد.
خانوار به جای خرید قطعات بزرگتر، سراغ وزنهای پایینتر میرود. خرید طلای کموزن، سکههای کوچک یا روشهایی که امکان سرمایهگذاری با مبالغ کمتر را فراهم میکنند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.
اما یک نکته مهم نباید فراموش شود: طلا نیز بازار نوسانی دارد.
این تصور که قیمت طلا همیشه و بدون ریسک افزایش پیدا میکند، میتواند تصمیمهای مالی نادرستی ایجاد کند. قیمت طلا تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله قیمت جهانی طلا، نرخ ارز و شرایط بازار داخلی قرار دارد.
بنابراین خرید طلا نیز مانند هر دارایی دیگری نیازمند شناخت ریسک است.
برای خانواری که تمام پسانداز خود را به یک دارایی تبدیل میکند، هر افت قیمت میتواند فشار مالی ایجاد کند؛ بهخصوص اگر آن خانواده به پول خود در کوتاهمدت نیاز داشته باشد.
موضوع دیگر، تفاوت میان طلا به عنوان زیورآلات و طلا به عنوان دارایی سرمایهای است. هزینه ساخت، اجرت و سایر هزینهها در برخی انواع مصنوعات باعث میشود قیمت پرداختی خریدار با ارزش خام طلای موجود در آن تفاوت داشته باشد.
برای همین، تصمیم خرید باید بر اساس هدف خانوار مشخص شود؛ آیا هدف استفاده شخصی است یا حفظ ارزش پول؟
در کنار این موضوع، افزایش علاقه مردم به خرید طلا یک پیام اقتصادی مهم نیز دارد: بخشی از جامعه به دنبال راهی برای حفظ پسانداز خود در برابر کاهش ارزش پول است.
این پیام را نمیتوان نادیده گرفت. اقتصادی که در آن مردم به جای سرمایهگذاری مولد، بخش بیشتری از پسانداز خود را به داراییهای حفظ ارزش اختصاص میدهند، باید درباره علت این رفتار نیز فکر کند.
اگر مردم احساس کنند تولید، سپرده بانکی، بورس یا سایر گزینههای سرمایهگذاری نمیتوانند امنیت لازم را برای پساندازشان فراهم کنند، طبیعی است که به داراییهایی روی بیاورند که سابقه بیشتری در حفظ ارزش دارند.
طلا در این میان فقط یک فلز گرانبها نیست؛ آینهای از رفتار مالی جامعه است.
هرچه نااطمینانی بیشتر شود، میل به نگهداری داراییهایی که مردم آنها را قابلاعتمادتر میدانند نیز افزایش پیدا میکند.
اما برای خانوار، مسئله مهمتر از قیمت روز طلا، توان پسانداز است.
اگر درآمد خانوار به اندازهای نباشد که بعد از پرداخت مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حملونقل چیزی باقی بماند، حتی بهترین بازار سرمایهگذاری نیز نمیتواند مشکل را حل کند.
جامعه ابتدا باید توان پسانداز داشته باشد و بعد درباره محل سرمایهگذاری تصمیم بگیرد.
در نتیجه، بحث طلا را نباید فقط از زاویه «گران شدن» دید. افزایش قیمت طلا همزمان با کاهش توان پسانداز، میتواند فاصله طبقاتی در امکان حفظ ارزش پول را بیشتر کند.
کسی که سرمایه بیشتری دارد، امکان تنوعبخشی به داراییهایش را دارد. اما خانواری که فقط مقدار اندکی پسانداز دارد، با کوچکترین هزینه پیشبینینشده ممکن است مجبور شود دارایی خود را بفروشد.
این یعنی مسئله اصلی، فقط قیمت طلا نیست؛ مسئله این است که مردم چقدر میتوانند برای آینده کنار بگذارند. اقتصاد سالم اقتصادی است که در آن خانواده بتواند بخشی از درآمدش را پسانداز کند و برای حفظ ارزش آن، گزینههای متنوع و شفاف داشته باشد.
طلا میتواند یکی از این گزینهها باشد، اما نباید تنها گزینه مردم برای فرار از کاهش قدرت خرید باشد.
وقتی طلا گران میشود، سؤال واقعی این نیست که مردم چقدر طلا دارند؛ سؤال این است که چرا پسانداز کردن برای بخش بزرگی از جامعه هر روز سختتر میشود.