سرب و روی زیر فشار؛ وقتی چند گلوگاه همزمان تولید را تهدید میکنند
حسن حسینقلی - رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای صنایع و معادن سرب و روی ایران
صنعت سرب و روی از جمله بخشهایی است که حلقههای مختلف زنجیره آن به یکدیگر وابستهاند و اختلال در هر بخش میتواند کل فرآیند تولید و صادرات را تحت تأثیر قرار دهد. امروز مشکل این صنعت فقط کمبود یک ماده اولیه یا افزایش یک هزینه نیست؛ مجموعهای از محدودیتها در تأمین مواد ناریه، انرژی، سوخت و الزامات صادراتی همزمان بر فعالیت واحدهای معدنی و صنعتی فشار وارد کرده است.
در بخش معدن، دسترسی به مواد ناریه برای عملیات استخراج یک ضرورت عملیاتی است و نبود آن میتواند مستقیماً ظرفیت تولید را کاهش دهد. راهکار پیشنهادی این است که در صورت ناتوانی در تأمین کافی از مسیرهای دولتی، امکان استفاده از ظرفیت بخش خصوصی برای تأمین یا واردات این مواد با حفظ کامل الزامات امنیتی و نظارتی فراهم شود. مسئله اصلی، حذف نظارت نیست؛ ایجاد یک مسیر مشخص و قابل پیشبینی برای تأمین نیاز تولید است.
در ادامه زنجیره، بحران انرژی به یکی از مهمترین عوامل افزایش هزینه تبدیل شده است. کاهش دسترسی به برق و گاز فقط به معنای چند ساعت توقف فعالیت نیست؛ زمانی که یک واحد صنعتی نمیتواند با ظرفیت برنامهریزیشده کار کند، هزینههای ثابت روی حجم کمتری از تولید سرشکن میشود و هزینه تمامشده محصول افزایش مییابد. استفاده از سوختهای جایگزین نیز در بسیاری از موارد فشار هزینهای بیشتری ایجاد میکند و در نهایت توان رقابت محصولات ایرانی را در بازارهای خارجی کاهش میدهد.
این وضعیت برای صنعتی که بخش قابل توجهی از فعالیت آن به صادرات وابسته است، اهمیت دوچندان دارد. صادرکننده زمانی میتواند ارز حاصل از فروش را به چرخه اقتصادی بازگرداند که ابتدا امکان تولید مستمر داشته باشد. اگر محدودیت برق، گاز، مواد اولیه یا مشکلات تجاری باعث کاهش تولید شود، انتظار ایفای تعهدات صادراتی بدون توجه به شرایط واقعی بنگاه میتواند به فشار مضاعف بر واحدهای تولیدی منجر شود.
از همین رو، سیاست ارزی باید میان تخلف عمدی و ناتوانی ناشی از شرایط تولید تفاوت قائل شود. ثبات مقررات و طراحی سازوکارهای متناسب با وضعیت واقعی بنگاهها میتواند از تبدیل یک مشکل عملیاتی به بحران مالی جلوگیری کند. برخوردهای یکسان با همه واحدها، بدون در نظر گرفتن تفاوت شرایط، لزوماً به افزایش صادرات یا بازگشت بیشتر ارز منجر نمیشود.
موضوع دیگری که نباید نادیده گرفته شود، نحوه مواجهه با فعالان اقتصادی است. در فضای پیچیده مقرراتی، هر عدم انطباقی نباید الزاماً با شدیدترین واکنش مواجه شود. تفکیک روشن میان تخلف و جرم و متناسب کردن برخوردها با ماهیت موضوع میتواند فضای فعالیت اقتصادی را قابل پیشبینیتر کند.
راهحل پایدار نیز در برخورد جداگانه با هر یک از این مشکلات نیست. اگر مواد اولیه تأمین شود اما انرژی کافی وجود نداشته باشد، تولید همچنان محدود خواهد بود؛ اگر تولید انجام شود اما الزامات صادراتی با واقعیت بنگاه هماهنگ نباشد، امکان تداوم تجارت کاهش مییابد. بنابراین سیاستگذاری باید زنجیره را یکجا ببیند.
صنعت سرب و روی برای حفظ ظرفیت تولید و صادرات، بیش از تصمیمهای مقطعی به یک بسته اجرایی هماهنگ نیاز دارد؛ بستهای که تأمین مواد ناریه، دسترسی به انرژی، کاهش فشار هزینهای و بازنگری در سازوکار تعهدات ارزی را همزمان مورد توجه قرار دهد. حمایت از این صنعت در نهایت فقط حمایت از چند واحد تولیدی نیست، بلکه حفظ بخشی از ظرفیت معدنی، صنعتی و صادراتی کشور است.