«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

بحران انرژی در اروپا؛ دیزل تمام شد، گاز نصف

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189082
بحران انرژی در اروپا؛ دیزل تمام شد، گاز نصف

تحلیل ساختاری ناترازی فیزیکی انرژی در اروپا؛ از بن‌بست ال‌ان‌جی تا بحران ذخیره‌سازی سوخت‌های میان‌تقطیر

با فرارسیدن ماه‌های میانی سال، دغدغه‌های زمستانی قاره سبز بار دیگر به سرخط اخبار انرژی بازگشته است. کاهش محسوس عرضه جهانی نفت و گاز در کنار وابستگی ساختاری اروپا به واردات حامل‌های انرژی، این منطقه را در آستانه یکی از دشوارترین فصول سرد سال قرار داده است. برخلاف بیانیه‌های خوش‌بینانه بروکسل مبنی بر عبور از بحران و گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر، داده‌های فیزیکی بازار نشان می‌دهند که سطح پرشدگی مخازن گاز بسیار کمتر از محدوده امن است و بحران فزاینده در بازار سوخت‌های میان‌تقطیر، به‌ویژه دیزل، امنیت تأمین انرژی صنایع و بخش خانگی اروپا را با مخاطره‌ای جدی روبرو کرده است.

ریشه‌های ناامنی فعلی انرژی در اروپا را باید در بهار امسال و هم‌زمان با تنش‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه جست‌وجو کرد؛ جایی که در پی زنجیره‌ای از درگیری‌های نظامی، زیرساخت‌های صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر با اختلال مواجه شد و این کشور بزرگ صادرکننده ناچار به اعلام وضعیت «فورس ماژور» شد. این رویداد، آسیب‌پذیری شدید مدل جدید تأمین انرژی اروپا را که پس از تحریم گاز روسیه بر پایه‌ زنجیره‌های طولانی تأمین دریایی بنا شده، آشکار کرد.

اروپا که از زمان قطع جریان گاز خط لوله روسیه به ال‌ان‌جی وابسته شده، اکنون متوجه شده است که این جایگزینی نه تنها امنیت بیشتری به همراه نیاورده، بلکه هزینه‌های تمام‌شده را به شکلی سرسام‌آور افزایش داده است. پیش از این، محموله‌های قطری سوپاپ اطمینان ارزان‌تری برای بازارهای اروپایی بودند، اما با اختلال در این مسیر، اروپا ناگزیر است بیش از گذشته به ال‌ان‌جی گران‌قیمت ایالات متحده متکی شود.

بر اساس گزارش‌های معتبر تحلیل بازار، قیمت پایه گاز در اتحادیه اروپا از اواسط ژوئن رشدی ۵۰ درصدی را ثبت کرده است. هم‌زمان، نرخ پرشدگی ذخایر گازی اروپا در آستانه زمستان پیش‌رو، در محدوده بحرانیِ کمی بالاتر از ۵۰ درصد متوقف شده است که برای این زمان از سال، رقمی بی‌سابقه و هشداردهنده به شمار می‌رود. این حجم اندک از ذخیره‌سازی، تردیدهای جدی را در مورد توانایی اروپا برای تأمین گاز پایدار در زمستان ۲۰۲۷-۲۰۲۶ ایجاد کرده است.

افزایش شدید قیمت‌ها عملاً انگیزه خرید و پر کردن مخازن را در فصل گرم سال—که دوره سنتی ذخیره‌سازی است—کاهش داده است. برآوردهای ردیابی محموله‌ها نشان می‌دهد که میزان واردات گاز مایع اروپا به پایین‌ترین حد خود در دو سال گذشته رسیده است. استمرار این روند بدان معناست که اتحادیه اروپا تا نوامبر و آغاز رسمی فصل گرما، حداکثر می‌تواند به ظرفیت ۷۵ درصدی ذخیره‌سازی دست یابد؛ رقمی که فاصله زیادی با هدف‌گذاری استراتژیک ۹۰ درصدی بروکسل دارد.

هرچندنهادهای تصمیم‌گیر اتحادیه اروپا اعلام کرده‌اند که برای تطابق با واقعیت‌های بازار، سقف ذخیره‌سازی الزامی نوامبر را کاهش می‌دهند، اما این عقب‌نشینی دیپلماتیک و بوروکراتیک، ماهیت فیزیکی ناترازی را تغییر نمی‌دهد و گاز بیشتری وارد لوله‌ها نخواهد کرد. واقعیت فیزیکی بازار نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌های گسترده برای توسعه نیروگاه‌های بادی و خورشیدی، صنایع سنگین اروپا همچنان برای تأمین برق بار پایه خود محتاج گاز هستند و بیش از ۳۰ درصد از گرمایش خانگی این قاره مستقیماً با گاز طبیعی تأمین می‌شود.

در حالی که تمام توجه رسانه‌ها به نوسانات بازار گاز معطوف شده، بحران واقعی و عمیق‌تری در بازار سوخت‌های میان‌تقطیر در حال شکل‌گیری است. تحلیلگران بازار فیزیکی انرژی از مدت‌ها پیش هشدار داده بودند که بازار فرآورده‌های نفتی به‌ویژه دیزل، شرایطی به مراتب تنگاتنگ‌تر و شکننده‌تر از بازار نفت خام دارد. تمرکز افکار عمومی بر جریان نفت خام خلیج فارس مانع از دیدن این واقعیت شد که این منطقه صادرکننده کلیدی فرآورده‌های پالایشی نیز بوده است؛ فرآورده‌هایی که اکنون به دلیل نیازهای داخلی و اختلالات مسیرهای تجاری کاهش یافته‌اند.

علاوه بر این، حملات به زیرساخت‌های پالایشی روسیه و توقف صادرات دیزل از سوی این کشور که روزانه بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه سوخت به بازارهای جهانی تزریق می‌کرد، شوک عظیمی به تعادل عرضه فیزیکی وارد کرده است. اکنون خریداران سنتی فرآورده‌های روسی ناگزیرند برای جذب محموله‌های جایگزین با اروپا رقابت کنند. این وضعیت دقیقاً مشابه بحران ال‌ان‌جی است، با این تفاوت که دیزل سوخت محرک اصلی بخش حمل‌ونقل، لجستیک و صنایع سنگین است و فقدان آن، کل زنجیره ارزش اقتصادی را فلج می‌کند.

در حال حاضر، ذخایر دیزل در اروپا و حتی ایالات متحده به پایین‌ترین سطوح خود از سال ۲۰۲۲ رسیده است. این کمبود فیزیکی به این معناست که حتی در صورت فعالیت پالایشگاه‌های آمریکایی با حداکثر ظرفیت، ظرفیت صادراتی مازادی برای پوشش ناترازی اروپا وجود نخواهد داشت.

صنایع و خانوار‌های اروپایی که اکنون وارد چهارمین سال تقابل با هزینه‌های کمرشکن انرژی شده‌اند، دریافتند که شعارهای تنوع‌بخشی به منابع و گذار سریع به انرژی‌های سبز، در کوتاه‌مدت توانایی مقابله با واقعیت‌های سخت ژئوپلیتیک و محدودیت‌های فیزیکی پالایشگاهی را ندارد. در غیاب عرضه فیزیکی مطمئن و با توجه به قیمت‌های سرسام‌آور گاز و فرآورده‌ها، قاره سبز برای عبور بدون بحران از زمستان پیش‌رو، بار دیگر چاره‌ای ندارد جز اینکه به شانس خود تکیه کند و امیدوار به زمستانی معتدل و بی‌سروصدا باشد؛ چرا که یک موج سرمای شدید می‌تواند شالوده اقتصادی این اتحادیه را با چالش بقا روبرو سازد.

 

 

ارسال نظر