«جهان اقتصاد» از برنت روی مرز سهرقمی گزارش می دهد
نفت ۱۰۰ دلاری، تعادل یا آغاز بیثباتی تازه؟
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
بازار جهانی نفت بار دیگر در آستانه یک نقطه عطف ایستاده است؛ جایی که عدد ۱۰۰ دلار برای هر بشکه برنت، نه صرفاً یک پیشبینی عددی بلکه نشانهای از بازگشت ریسکهای ژئوپلیتیکی به قلب معادلات انرژی جهان است. تصمیم بانک انگلیسی بارکلیز برای افزایش برآورد قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ از ۸۵ دلار به ۱۰۰ دلار، تنها یک اصلاح فنی در مدلهای مالی نیست؛ این بازنگری، بازتابی از نگرانی عمیقتر درباره تداوم اختلال در تردد از تنگه هرمز و شکنندگی ساختار عرضه جهانی نفت است.
تنگه هرمز همچنان مهمترین گلوگاه انرژی جهان باقی مانده است. بخش بزرگی از نفت صادراتی خلیج فارس از این مسیر عبور میکند و هر نشانهای از ناامنی یا محدودیت در آن، بلافاصله در بازارهای آتی منعکس میشود. آنچه امروز قیمتها را به سمت سهرقمی شدن سوق میدهد، نه صرفاً کاهش عرضه فیزیکی، بلکه افزایش «ریسک پرمیوم» یا همان هزینه روانی نااطمینانی در معاملات است.
بازار نفت همواره به ریسک واکنش پیشدستانه نشان میدهد. حتی اگر جریان نفت به طور کامل متوقف نشود، بیمه بالاتر کشتیها، تأخیر در بارگیری، و نگرانی از گسترش تنشها کافی است تا معاملهگران قیمتهای بالاتری را در قراردادهای آتی لحاظ کنند. از این منظر، نفت ۱۰۰ دلاری بیش از آنکه محصول کمبود قطعی باشد، نتیجه تداوم ابهام در عرضه است.
برآورد کمبود روزانه حدود ۶ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در بازار جهانی، رقمی است که اگرچه ممکن است در کوتاهمدت با آزادسازی ذخایر جبران شود، اما در صورت تداوم شوک عرضه، به بحرانی ساختاری تبدیل خواهد شد. شتاب برداشت از ذخایر جهانی طی ماههای اخیر نشان میدهد که بازار برای حفظ تعادل به انبارها متوسل شده است؛ اقدامی که بهطور موقت فشار را کاهش میدهد اما در بلندمدت ظرفیت ضربهگیری بازار را محدود میکند.
افزایش ذخایر ایالات متحده در سال گذشته اکنون تا حد زیادی تخلیه شده و همین موضوع قدرت مانور بازار را کاهش داده است. در واقع، هرچه ذخایر پایینتر بیاید، حساسیت قیمت به کوچکترین اختلال بیشتر میشود. بازار بدون سپر ذخیرهای، تندتر واکنش نشان میدهد.
یکی از نکات مهم در برآورد جدید این است که سطح ۱۰۰ دلار به عنوان نقطه تعادل پایدار عرضه و تقاضا تلقی نمیشود. به بیان دیگر، این سطح قیمت بیش از آنکه بازتاب تعادل باشد، نتیجه فشارهای موقتی و ریسکهای فزاینده است. اگر اختلال در تنگه هرمز تا پایان ماه مه ادامه یابد، حتی سناریوی ۱۱۰ دلار نیز دور از ذهن نخواهد بود.
در چنین شرایطی، بازار جهانی با یک چرخه تورمی تازه روبهرو میشود. نفت همچنان پیشران اصلی هزینههای حملونقل، تولید صنعتی و حتی کشاورزی است. افزایش قیمت آن مستقیماً به رشد بهای سوخت، برق و کالاهای اساسی منجر میشود. تجربه سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نشان داد که بازگشت نفت به کانال سهرقمی میتواند تلاش بانکهای مرکزی برای مهار تورم را با چالش جدی مواجه کند.
از سوی دیگر، موضوع خروج برنامهریزیشده امارات متحده عربی از اوپک، لایه تازهای به این معادله افزوده است. اگرچه این اقدام میتواند در میانمدت به افزایش عرضه از سوی تولیدکنندگان غیراوپک کمک کند، اما بعید است شکاف فعلی عرضه و تقاضا را به طور کامل پر کند. کاهش ظرفیت مازاد، مهمترین پیامد چنین تغییری خواهد بود.
ظرفیت مازاد در بازار نفت همانند ضربهگیر عمل میکند. هرچه این ظرفیت کمتر شود، نوسانات قیمت شدیدتر خواهد بود. در سالهایی که اوپک از ظرفیت مازاد قابلتوجهی برخوردار بود، بازار با انعطاف بیشتری شوکها را مدیریت میکرد. اکنون اما فضای مانور محدودتر شده است.
نفت ۱۰۰ دلاری برای کشورهای صادرکننده، افزایش درآمدهای ارزی و تقویت بودجههای دولتی را به همراه دارد؛ اما برای اقتصادهای واردکننده، بهویژه در آسیا و اروپا، به معنای فشار مضاعف بر تراز تجاری و رشد اقتصادی است. کشورهای صنعتی که هنوز با نرخ بهره بالا و رشد شکننده دستوپنجه نرم میکنند، ممکن است در صورت تداوم قیمتهای بالا با رکود تورمی مواجه شوند.
در ایالات متحده نیز نفت گران میتواند به افزایش قیمت بنزین و فشار سیاسی داخلی منجر شود. هر افزایش محسوس در قیمت سوخت، به سرعت در فضای اجتماعی و اقتصادی بازتاب پیدا میکند. بنابراین، نفت ۱۰۰ دلاری تنها یک عدد در بازار انرژی نیست؛ یک متغیر اثرگذار در سیاست پولی، بودجههای دولتی و حتی ثبات اجتماعی است.
در این حالت، بخشی از ریسک پرمیوم حذف میشود و قیمتها به محدوده میانگین ۹۰ تا ۹۵ دلار بازمیگردد.
تداوم اختلال تا پایان بهار احتمال جهش به ۱۱۰ دلار افزایش مییابد و بازار وارد فاز کمبود پایدار میشود.
گسترش تنشها و کاهش بیشتر ظرفیت مازاد در این سناریو، بازار میتواند شاهد دورهای طولانی از نفت سهرقمی باشد.
آنچه بیش از همه اهمیت دارد، مدت زمان اختلال است. بازار نفت به شوکهای کوتاهمدت عادت دارد؛ آنچه تعادل را برهم میزند، شوکهای طولانی و فرسایشی است.
افزایش دوباره قیمت نفت این پرسش قدیمی را زنده میکند که آیا جهان به اندازه کافی در مسیر تنوعبخشی به منابع انرژی پیش رفته است؟ سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر رشد کرده، اما هنوز سهم نفت در حملونقل و صنایع سنگین بسیار بالاست. گذار انرژی فرآیندی تدریجی است و بازار جهانی همچنان به جریان باثبات نفت وابسته است.
از همین رو، هر بحران در خاورمیانه بهسرعت اثر جهانی پیدا میکند. ساختار اقتصاد بینالملل هنوز از نفت جدا نشده و هر جهش قیمتی، یادآور این وابستگی عمیق است.
افزایش پیشبینی قیمت برنت به ۱۰۰ دلار را میتوان نوعی هشدار زودهنگام دانست؛ هشداری که نشان میدهد بازار وارد مرحلهای از حساسیت بالا شده است. حتی اگر قیمتها به طور موقت کاهش یابد، سطح ریسک ساختاری همچنان بالاست. نفت سهرقمی، بیش از آنکه یک اوج مقطعی باشد، نمادی از بیثباتی ژئوپلیتیکی و محدودیت ظرفیت مازاد است.
در نهایت، عدد ۱۰۰ دلار شاید در نگاه اول صرفاً یک برآورد مالی به نظر برسد، اما در واقع خطی است که اقتصاد جهانی را به دو نیم میکند: نیمهای که از افزایش قیمت منتفع میشود و نیمهای که زیر بار آن خم میشود. آینده بازار نفت، بیش از هر زمان دیگری، به تحولات ژئوپلیتیکی و توان مدیریت بحران وابسته است.
اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه یابد، برنت نه تنها به ۱۰۰ دلار میرسد، بلکه ممکن است این عدد را به عنوان سکوی پرتابی برای جهشهای بعدی پشت سر بگذارد. جهان بار دیگر درمییابد که امنیت انرژی، همچنان شاهرگ پنهان ثبات اقتصادی است شاهرگی که با کوچکترین تنش، ضربانش تندتر میشود.