جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
دیپلماسی قفل کریدورها را باز میکند
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: در دنیای امروز، کریدورهای حملونقل و ترانزیت بیش از هر زمان دیگری به عنوان شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی شناخته میشوند. این مسیرهای ارتباطی نه تنها جریان کالا و خدمات را تسهیل میکنند، بلکه میتوانند روابط سیاسی و اقتصادی کشورها را نیز بازتعریف کنند. برای ایران که در موقعیت جغرافیایی منحصربهفردی قرار دارد و میتواند پلی میان شرق و غرب، شمال و جنوب باشد، توسعه کریدورها فرصتی طلایی برای جهش اقتصادی به شمار میرود. اما تجربههای جهانی و منطقه ای نشان میدهد که هیچ کریدوری بدون دیپلماسی اقتصادی فعال به نتیجه نخواهد رسید.
بدون تعامل سازنده با شرکای بینالمللی، حتی بهترین زیرساختها نیز به بنبست میرسند و تبدیل به پروژههایی نیمهتمام یا کمبازده میشوند.توسعه کریدورها نباید اقدامی مقطعی یا واکنشی باشد، بلکه باید بهعنوان یک راهبرد بلندمدت اقتصادی دنبال شود. محمدرضا سبزعلیپور، رئیس مرکز تجارت جهانی ایران، بر این نکته تأکید دارد که این مسیری است که علاوه بر تسهیل تجارت، میتواند به منبعی پایدار برای درآمد و رشد اقتصادی کشور تبدیل شود. در واقع، کریدورها فراتر از جاده، ریل و بندر هستند؛ آنها شبکهای از روابط اقتصادی، مقررات هماهنگ، تسهیلات گمرکی و اعتماد متقابل را میطلبند. بدون دیپلماسی اقتصادی پویا، کشورها نمیتوانند به توافقات لازم برای کاهش تعرفهها، استانداردسازی رویهها یا حل اختلافات مرزی دست یابند. مثلاً کریدورهای موفق آسیای مرکزی یا ابتکار کمربند و جاده چین، همگی ریشه در دیپلماسی مستمر و چندجانبه دارند که منافع طرفین را تضمین کرده است.
یکی از ارکان اصلی موفقیت این پروژهها، مشارکت فعال بخش خصوصی است. دولت بهتنهایی توان تأمین حجم عظیم سرمایهگذاری در بنادر، خطوط ریلی، ناوگان حملونقل و مراکز لجستیکی را ندارد.
سبزعلیپور در این زمینه میگوید موفقیت این پروژهها در گرو مشارکت فعال بخش خصوصی است، چراکه دولت بهتنهایی توان تأمین حجم عظیم سرمایهگذاری را ندارد. در این میان، جذب سرمایهگذاران داخلی و خارجی میتواند نقش مهمی در نوسازی زیرساختها و توسعه زنجیره حملونقل کشور ایفا کند. بخش خصوصی با چابکی بیشتر، دسترسی به فناوریهای نوین و مدیریت ریسک بهتر، میتواند پروژهها را به سمت سودآوری سوق دهد. تجربیات کشورهایی مانند ترکیه و امارات متحده عربی نشان میدهد که وقتی بخش خصوصی در کریدورها شریک اصلی شود، بهرهوری افزایش یافته و زنجیره تأمین جهانی تقویت میشود.
در ایران نیز، ایجاد مشوقهای قانونی، کاهش بوروکراسی و تضمین امنیت سرمایهگذاری میتواند این مشارکت را سرعت بخشد.هیچ کریدوری بدون دیپلماسی اقتصادی فعال به نتیجه نخواهد رسید و همکاری راهبردی با کشورهایی مانند چین، هند، روسیه و همسایگان منطقهای ضروری است و در مرحله بعد باید برای کاهش تحریم ها تلاش کرد.
چین با ابتکار کمربند و جاده، هند با کریدور شمال-جنوب، و روسیه با مسیرهای ترانزیتی اوراسیا، بازیگران کلیدی هستند که ایران میتواند با آنها شراکت کند. دیپلماسی اقتصادی به معنای مذاکره برای اتصال کریدورهای ملی به شبکههای بینالمللی، امضای قراردادهای بلندمدت حملونقل، و ایجاد صندوقهای مشترک سرمایهگذاری است. بدون این تعاملات، حتی تکمیل زیرساختهای داخلی مانند توسعه بندر چابهار یا راهآهن قزوین-رشت-انزلی، کافی نخواهد بود. همسایگان مانند عراق، ترکیه، آذربایجان و ترکمنستان نیز باید در این دیپلماسی قرار گیرند تا موانع مرزی برداشته شود و جریان کالا روان گردد. دیپلماسی اقتصادی فعال شامل برگزاری نشستهای مشترک، کاهش موانع ویزا برای تجار، و هماهنگی سیاستهای ارزی و بانکی است که همه اینها نیازمند عزم جدی در سیاست خارجی کشور دارد.
چالشهای پیش رو کم نیستند. تحریمها، رقابتهای ژئوپلیتیکی و کمبود سرمایه، موانعی هستند که تنها با دیپلماسی هوشمندانه قابل عبورند. برای مثال، جذب سرمایه از کشورهای دوست نیازمند ارائه بستههای جذاب و تضمین بازگشت سرمایه است. همچنین، آموزش نیروی متخصص لجستیک، دیجیتالسازی گمرکات و رعایت استانداردهای زیستمحیطی و بینالمللی از الزامات موفقیت به شمار میروند. اگر این عناصر با هم ترکیب شوند، کریدورها میتوانند در آینده نقشی مشابه نفت در اقتصاد ایران ایفا کنند، با این تفاوت که این بار موتور رشد، مزیت پایدار جغرافیا خواهد بود.
برخلاف نفت که منابع محدود و وابسته به قیمت جهانی دارد، موقعیت ترانزیتی ایران میتواند درآمد پایدار و متنوع ایجاد کند. تخمینها نشان میدهد که با بهرهبرداری کامل از کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب، درآمد ترانزیت کشور میتواند چند برابر شود و هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند.
توسعه کریدورها نیازمند نگاهی جامع و یکپارچه است. از سیاستگذاری کلان تا اجرای میدانی، همه باید حول محور دیپلماسی اقتصادی و مشارکت بخش خصوصی بچرخد. سبزعلیپور تأکید دارد که در صورت تکمیل زیرساختها و تقویت نقش بخش خصوصی، کریدورها میتوانند به موتور محرکه اقتصاد تبدیل شوند. این راهبرد نه تنها وابستگی به منابع تکمحصولی را کاهش میدهد، بلکه ایران را به هاب منطقهای تجارت تبدیل میکند. برای دستیابی به این هدف، لازم است دولت، بخش خصوصی و دستگاه دیپلماتیک در هماهنگی کامل عمل کنند.
آینده اقتصاد ایران تا حد زیادی به این انتخاب بستگی دارد: آیا کریدورها را به فرصتی پایدار تبدیل میکنیم یا اجازه میدهیم به پروژههایی فراموششده بدل شوند؟ پاسخ در فعالسازی دیپلماسی اقتصادی و رفع تحریم ها نهفته است. تنها با این رویکرد، ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان یک مزیت رقابتی ماندگار بهره ببرد و رشد اقتصادی پایدار را برای نسلهای آینده تضمین کند.