«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

هرمز باز شد، اما بازار نفت هنوز قفل است

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187837
هرمز باز شد، اما بازار نفت هنوز قفل است

بازار جهانی انرژی در روزهای اخیر با خبر تفاهم میان ایران و آمریکا و چشم‌انداز بازگشایی تنگه هرمز، نفس راحتی کشید؛ اما این نفس، هنوز به معنای بازگشت کامل آرامش به بازار نفت و گاز نیست. کاهش قیمت‌ها در معاملات اولیه نشان داد که معامله‌گران از کم شدن ریسک ژئوپلیتیکی استقبال کرده‌اند، اما پشت این واکنش فوری، واقعیتی پیچیده‌تر پنهان است: باز شدن یک مسیر دریایی با عادی شدن تجارت انرژی یکی نیست.

تنگه هرمز فقط یک گذرگاه آبی نیست؛ شریان حیاتی بازار جهانی نفت و گاز است. بخش قابل توجهی از نفت خام، میعانات گازی و گاز طبیعی مایع‌شده جهان از این مسیر عبور می‌کند و هر اختلالی در آن، به سرعت خود را در قیمت‌ها، هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتی‌ها و تصمیم پالایشگاه‌ها نشان می‌دهد. به همین دلیل، خبر بازگشایی یا کاهش تنش در این منطقه، به‌طور طبیعی قیمت نفت را پایین می‌آورد. با این حال، بازار انرژی بیش از آنکه با خبر حرکت کند، با اعتماد پایدار، امنیت عملیاتی و اطمینان از تداوم عرضه تنظیم می‌شود؛ عناصری که بازسازی آنها زمان‌بر است.

در هفته‌ها و ماه‌های گذشته، بسیاری از خریداران نفت و گاز ناچار شدند برای کاهش وابستگی به مسیرهای پرریسک، سراغ گزینه‌های جایگزین بروند. برخی کشورها ذخایر خود را مصرف کردند، برخی پالایشگاه‌ها ترکیب خوراک خود را تغییر دادند و برخی واردکنندگان قراردادهای کوتاه‌مدت یا اضطراری با تامین‌کنندگان دیگر بستند. این تغییرات، حتی اگر موقتی طراحی شده باشند، یک‌شبه متوقف نمی‌شوند. پالایشگاهی که خوراک خود را تغییر داده، شرکت کشتیرانی‌ای که مسیر تازه‌ای انتخاب کرده و بیمه‌گری که نرخ‌های ریسک را بالا برده، تنها با صدور یک خبر سیاسی به وضعیت قبلی بازنمی‌گردند.

به بیان ساده‌تر، بازار نفت به توافق واکنش نشان می‌دهد، اما زنجیره واقعی عرضه به زمان نیاز دارد. کشتی‌ها باید دوباره برنامه‌ریزی شوند، قراردادهای حمل باید اصلاح شود، نرخ بیمه باید کاهش یابد، بنادر باید ظرفیت‌سازی کنند و پالایشگاه‌ها باید مطمئن شوند که جریان نفت از مسیر هرمز پایدار و بدون تهدید خواهد بود. هر کدام از این حلقه‌ها اگر با تردید یا تاخیر همراه شود، روند عادی‌سازی را کند می‌کند.

کاهش قیمت نفت در نخستین واکنش بازار، بیشتر از جنس تخلیه هیجان و کاهش ریسک فوری بود. زمانی که بازار احتمال اختلال در عرضه را جدی می‌گیرد، قیمت‌ها معمولا بالاتر از سطح واقعی عرضه و تقاضا حرکت می‌کنند؛ زیرا معامله‌گران برای ریسک آینده نیز پول پرداخت می‌کنند. اکنون با کاهش احتمال درگیری و باز شدن مسیر، بخشی از این «حق بیمه ژئوپلیتیکی» از قیمت نفت حذف شده است. اما حذف کامل آن زمانی اتفاق می‌افتد که بازار مطمئن شود بحران صرفا متوقف نشده، بلکه عملا پشت سر گذاشته شده است.

نکته مهم این است که قیمت‌ها، با وجود افت قابل توجه، همچنان بالاتر از سطح پیش از آغاز بحران قرار دارند. این یعنی بازار هنوز مطمئن نیست. نفت برنت و نفت خام آمریکا اگرچه عقب نشستند، اما فاصله آنها با قیمت‌های پیشین نشان می‌دهد که معامله‌گران هنوز احتمال اختلال‌های تازه، کندی در احیای تولید، کمبود ذخایر و افزایش تقاضای احتیاطی را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند. به عبارت دیگر، بازار از نقطه وحشت فاصله گرفته، اما هنوز به نقطه آرامش نرسیده است.

در این میان، رفتار دولت‌ها نیز می‌تواند مانع افت سریع‌تر قیمت‌ها شود. بسیاری از کشورها در دوره تنش، بخشی از ذخایر تجاری یا حتی ذخایر راهبردی خود را مصرف کرده‌اند. طبیعی است که با کاهش خطر، آنها تلاش کنند این ذخایر را دوباره پر کنند. همین تقاضای جدید برای بازسازی انبارها می‌تواند بخشی از فشار نزولی قیمت‌ها را خنثی کند. بنابراین، هرچند بازگشایی تنگه هرمز از نظر روانی خبر مثبتی برای بازار است، اما موج خرید برای تکمیل ذخایر می‌تواند اجازه ندهد نفت به سرعت به سطوح پیشین بازگردد.

 

از سوی دیگر، آسیب‌های احتمالی به زیرساخت‌های تولید، انتقال یا صادرات انرژی نیز موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. حتی اگر مسیر دریایی باز باشد، تولیدکننده‌ای که تاسیساتش دچار اختلال شده یا ناچار به توقف بخشی از فعالیت خود بوده، برای بازگشت به ظرفیت کامل نیازمند ارزیابی فنی، تعمیرات، تامین قطعات و اطمینان از ایمنی عملیات است. صنعت نفت و گاز برخلاف بازارهای مالی، با یک فرمان فوری به حالت عادی برنمی‌گردد. چاه‌ها، خطوط لوله، پایانه‌ها، مخازن، اسکله‌ها و سامانه‌های بارگیری هر کدام زمان و استانداردهای خاص خود را دارند.

پیامدهای اقتصادی بحران نیز فقط محدود به تولیدکنندگان نیست. اقتصادهای واردکننده نفت در ماه‌های گذشته با هزینه‌های بالاتر انرژی روبه‌رو بوده‌اند. افزایش قیمت سوخت، هزینه حمل‌ونقل، تولید صنعتی، برق و حتی قیمت مواد غذایی را تحت فشار قرار داده است. بنابراین حتی اگر نفت از این پس روند نزولی داشته باشد، اثر قیمت‌های بالا در صورت‌حساب شرکت‌ها و خانوارها باقی می‌ماند. کاهش تورم انرژی معمولا با تاخیر وارد اقتصاد واقعی می‌شود؛ همان‌طور که افزایش آن نیز با کمی فاصله، اما با شدت بالا، خود را در زندگی روزمره نشان می‌دهد.

یکی از تغییرات مهمی که احتمالا پس از این بحران پررنگ‌تر خواهد شد، بازنگری واردکنندگان در الگوی تامین انرژی است. کشورها و شرکت‌های بزرگ دیگر تنها به قیمت نگاه نمی‌کنند؛ امنیت مسیر، تنوع تامین‌کننده، انعطاف پالایشگاه و میزان ذخیره‌سازی نیز به اندازه قیمت اهمیت یافته است. واردکنندگان ممکن است بخشی از خرید خود را میان منابع مختلف تقسیم کنند، قراردادهای بلندمدت تازه ببندند، ظرفیت ذخیره‌سازی را افزایش دهند یا حتی در پالایشگاه‌ها تغییراتی ایجاد کنند تا بتوانند با نفت خام‌های متنوع‌تری کار کنند. این روند به معنای آن است که بحران اخیر، حتی پس از پایان، ردپای بلندمدتی بر نقشه تجارت انرژی باقی خواهد گذاشت

برای صادرکنندگان نیز پیام روشن است: اعتماد بازار، سرمایه‌ای است که از خود نفت ارزشمندتر است. اگر مشتریان احساس کنند عرضه ممکن است در هر لحظه متوقف شود یا مسیر حمل‌ونقل در معرض ریسک قرار گیرد، برای کاهش آسیب‌پذیری خود به دنبال گزینه‌های دیگر می‌روند. بازگرداندن چنین مشتریانی آسان نیست؛ زیرا بازار انرژی بر پایه قرارداد، لجستیک، بیمه و روابط بلندمدت ساخته می‌شود، نه فقط بر اساس قیمت روز.

در کوتاه‌مدت، انتظار می‌رود بازار نفت میان دو نیروی متضاد حرکت کند. از یک سو، کاهش تنش و باز شدن مسیر هرمز فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد می‌کند. از سوی دیگر، تقاضا برای پر کردن ذخایر، تردید نسبت به پایداری توافق، کندی احیای تولید و احتیاط شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران مانع افت شدیدتر می‌شود. نتیجه این وضعیت می‌تواند دوره‌ای از نوسان باشد؛ دوره‌ای که در آن قیمت‌ها پایین‌تر از اوج بحران می‌آیند، اما به راحتی به سطح پیش از بحران بازنمی‌گردند.

در بلندمدت، اهمیت این تفاهم فقط در کاهش فوری قیمت نفت نیست، بلکه در توان آن برای بازسازی اعتماد تجاری سنجیده خواهد شد. اگر مسیر هرمز بدون حادثه فعال بماند، صادرات پایدار شود، بیمه‌گران نرخ‌ها را تعدیل کنند و پالایشگاه‌ها دوباره به جریان عادی تامین بازگردند، بازار آرام‌آرام حق بیمه ریسک را از قیمت‌ها حذف خواهد کرد. اما اگر کوچک‌ترین نشانه‌ای از شکنندگی توافق یا اختلال در عملیات دیده شود، بازار دوباره با سرعت به سمت قیمت‌گذاری ریسک حرکت می‌کند.

بنابراین، تیتر واقعی تحولات اخیر این نیست که «بحران پایان یافت»، بلکه این است که «مرحله سخت‌تر آغاز شده است»: مرحله بازسازی اعتماد. نفت ممکن است در بازار کاغذی با یک خبر چند دلار ارزان شود، اما در جهان واقعی، کشتی‌ها، پالایشگاه‌ها، بیمه‌نامه‌ها و ذخایر راهبردی با سرعت خبر حرکت نمی‌کنند. تنگه هرمز اگرچه می‌تواند باز شود، اما باز شدن قفل روانی و عملیاتی بازار انرژی، زمان بیشتری می‌خواهد. مسیر آب شاید آزاد شده باشد، اما مسیر اعتماد هنوز در حال لایروبی است.

ارسال نظر