روایت «جهان اقتصاد» از تابآوری چاههای ایران در روزهای تنگنای دریایی
نفت خاموش نمیشود
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
در یکی از دشوارترین مقاطع صنعت انرژی کشور، زمزمههایی درباره احتمال توقف برداشت از چاههای نفتی و تعطیلی آنها منتشر شد؛ زمزمههایی که بیش از آنکه از دل واقعیتهای فنی برآمده باشد، حاصل فضای روانی ناشی از فشارهای خارجی و محدودیتهای صادراتی بود. این در حالی است که تحلیل دقیق شرایط نشان میدهد ساختار تولید و مدیریت منابع هیدروکربنی کشور به گونهای طراحی شده که حتی در بدترین سناریوهای صادراتی، تصمیم به بستن چاهها نه منطقی است، نه اقتصادی و نه فنی. آنچه رخ میدهد، نه تعطیلی، بلکه تنظیم هوشمندانه سرعت برداشت است؛ راهبردی که به چاهها اجازه ادامه حیات فنی میدهد و در عین حال تناسب لازم میان تولید، ذخیرهسازی و صادرات را حفظ میکند.
واقعیت این است که در مدیریت میدانهای نفتی، «بستن چاه» یک اقدام ساده نیست که با چرخاندن شیر انجام شود. تعطیلی طولانیمدت چاهها میتواند آسیبهای جدی و برگشتناپذیری به ساختار مخزن وارد کند؛ آسیبهایی از جنس افت فشار، رسوبگذاری، تغییر رفتار مخزن و حتی از دست رفتن امکان برداشت اقتصادی در آینده. از همین روست که کشورهای صاحب ذخایر عظیم نفت، حتی در روزهایی که صادراتشان محدود میشود، ترجیح میدهند با کاهش نرخ برداشت، چاه را زنده نگه دارند.
از سوی دیگر، توقف کامل تولید به دلیل محدودیت ظرفیت ذخیرهسازی نیز راهحل بهینهای نیست. نفت تنها زمانی مشکلساز میشود که تولید بیش از ظرفیتهای مصرفی و صادراتی باشد. اما با وجود شبکه پالایشگاهی داخلی، امکان ذخیرهسازی در خشکی، استفاده از نفتکشها بهعنوان مخزن شناور، و انعطاف در نرخ تولید، این خطر به شکل مدیریتشده قابل کنترل است. بنابراین، طرح موضوعاتی مانند «چاهها بسته میشوند و بازگشاییشان سخت خواهد بود»، بیشتر در چارچوب عملیات روانی قابل تحلیل است تا واقعیت فنی.
در شرایطی که صادرات تحت فشار قرار بگیرد یا خطوط انتقال و نقلوانتقال دریایی با محدودیت مواجه شوند، نخستین تصمیم درست، کاهش تدریجی تولید متناسب با وضعیت ذخیرهسازی و صادرات است. این سیاست دارای چند مزیت کلیدی است.
کاهش برداشت باعث میشود فشار مخزن مدیریت شود و چاه در وضعیت پایدار باقی بماند. بستن کامل چاهها میتواند موجب آسیبهای مکانیکی در رشته چاه و تجهیزات زیرسطحی شود. چاهی که در حالت «زنده» باقی بماند، در اولین فرصت قابل بازگشت به ظرفیت تولید قبلی خواهد بود.
هر چاه بستهشدهای نیاز به عملیات گسترده و پرهزینه دارد که در شرایط فعلی اقتصادی بهصرفه نیست.
بر این اساس، راهبرد فعلی صنعت نفت مبتنی بر «تنظیم تولید بدون توقف کامل» نهتنها عقلانی، بلکه مطابق با استانداردهای جهانی در مدیریت مخازن است.
در کنار مدیریت تولید، راهبردهای دیگری نیز برای عبور از محدودیتهای صادراتی در دستور کار قرار دارد. بخشی از نفت تولیدی میتواند راهی پالایشگاهها شود و تبدیل به فرآوردههایی نظیر بنزین، گازوئیل، نفتا و سوختهای سنگین شود؛ فرآوردههایی که معمولاً محدودیت صادراتی کمتری دارند و بازارهای متنوعتری پیش روی آنهاست. همچنین، بخشی از تولید وارد مخازن ذخیرهسازی میشود تا در زمان مناسب به بازار عرضه گردد.
نکته مهم اینجاست که حتی در سختترین سناریوها، صادرات نفت به صفر نمیرسد. صنعت نفت در طول دهههای گذشته مسیرهای متعددی برای صادرات ایجاد کرده و تجربه عبور از شرایط مشابه را دارد. بنابراین، کاهش صادرات یک واقعیت است، اما توقف کامل تقریباً غیرممکن.
یکی از نقاط قوت ساختار صنعت نفت کشور، وجود ظرفیتهای متنوع ذخیرهسازی در خشکی و در برخی نقاط ساحلی است. علاوه بر آن، استفاده از نفتکشها به عنوان «مخزن شناور» راهکاری است که در بسیاری از کشورهای تولیدکننده مورد استفاده قرار میگیرد. به این ترتیب، در دورههایی که مسیرهای صادراتی با اختلال مواجه میشود، نفت تولیدی میتواند به شکل موقت ذخیره شود.
وجود این ظرفیت باعث میشود مدیریت تولید انعطافپذیر باشد و نیازی به اقدامات ناگهانی مانند تعطیلی چاهها نباشد. همچنین، ذخیرهسازی به تولیدکننده قدرت میدهد تا در زمان مناسب و با قیمت مناسبتر نفت را روانه بازار کند.
فشار بر صادرات دریایی یکی از مشکلاتی است که صنعت نفت در سالهای اخیر با آن مواجه بوده است. اما گذر از این محدودیتها نه یک امر جدید و نه لاینحل است. بهطور معمول، حتی در شرایط محاصره نسبی یا کنترلهای سختگیرانه، بخشی از محمولهها امکان عبور از مسیرهای دریایی را پیدا میکنند. این میزان هرچند ممکن است کاهش یابد، اما توقف کامل معمولاً در عمل رخ نمیدهد.
در چنین فضایی، مدیریت بارگیریها، تنوع ناوگان، استفاده از مسیرهای کمریسکتر و بهرهگیری از ظرفیت پالایشی داخل کشور، مجموعهای از ابزارهایی هستند که مانع از تعطیلی چرخه صادرات میشوند.
واقعیت این است که صنعت نفت در این شرایط با دشواریهای قابل توجهی اداره میشود. هم فشارهای خارجی شدت یافته، هم محدودیتهای ذخیرهسازی و هم هزینههای عملیاتی رو به افزایش است. اما هنر مدیریت صنعت در چنین زمانی, حفظ توازن میان تولید، ذخیرهسازی، صادرات و نیازهای داخلی است؛ توازنی که اگر با دقت اجرا شود، مانع از وارد شدن آسیب جدی به سرمایههای طبیعی کشور خواهد شد.
در این میان، زنده نگه داشتن چاهها مهمترین اصل است. چاهی که فعال بماند با کاهش تولید یک دارایی قابل اتکا است؛ اما چاهی که برای مدت طولانی بسته شود، میتواند تبدیل به یک ریسک فنی و مالی شود. از همین روست که سیاست کاهش تولید بهجای تعطیلی کامل، گزینهای است که با منطق اقتصادی، فنی و حتی استراتژیک سازگارتر است.
ترکیب سه راهبرد کلیدی یعنی تنظیم تولید، تنوع بخشی به مسیرهای صادراتی و استفاده حداکثری از ظرفیت پالایشی داخلی، میتواند صنعت نفت را از این دوره سخت عبور دهد. این عبور آسان نخواهد بود، اما امکانپذیر است. چاههایی که همچنان زنده بمانند، امکان افزایش سریع تولید در زمان بهبود شرایط را فراهم میکنند؛ مزیتی که در بازار جهانی نفت بسیار تعیینکننده است.
واقعیت آن است که صنعت نفت کشور در شرایط سخت اداره میشود، اما نکته مهم این است که تولید و صادرات، هرچند با فراز و نشیب، ادامه دارد. نه تولید متوقف میشود، نه چاهها خاموش خواهند شد. راهبرد اصلی حفظ توان برداشت، مدیریت منابع و عبور از دوره محدودیت با کمترین آسیب ممکن است.