«جهان اقتصاد» از وضعیت نگرانکننده فضاهای ورزشی در کلانشهر تهران گزارش میدهد:
ورزش پایتخت زیر سایه فرسودگی
مریم زارعپور(یگانه) ـ روزنامه نگار
زیرساختهای ورزشی تهران در حالی به گفته مدیرعامل سازمان ورزش شهرداری تهران به سمت فرسودگی حرکت میکند که سرانه فضاهای ورزشی این کلانشهر حتی با احتساب فضاهای روباز همچنان فاصله معناداری با استانداردهای جهانی دارد. این شکاف، فقط یک عدد در گزارشهای مدیریتی نیست بلکه نشانهای از فشار فزاینده بر امکانات عمومی، محدود شدن دسترسی شهروندان به خدمات ورزشی و تضعیف یکی از پایههای سلامت شهری است.
مدیرعامل سازمان ورزش شهرداری تهران اعلام کرده است: زیرساختهای ورزش تهران به سمت فرسودگی میرود. او همچنین گفته است سرانه ورزشی تهران ۵۳ سانتیمتر مربع است اما با احتساب فضاهای روباز این رقم به حدود ۹۸ سانتیمتر مربع میرسد در حالی که استاندارد جهانی در این زمینه بین ۲ تا ۲.۵ متر است.
همین چند عدد، تصویری روشن از وضعیت ورزش شهری در پایتخت ارائه میدهد. وقتی سرانه ورزشی تهران بدون فضاهای روباز ۵۳ سانتیمتر مربع و با احتساب این فضاها ۹۸ سانتیمتر مربع عنوان میشود به این معناست که حتی در خوشبینانهترین برآورد نیز پایتخت هنوز با سطح مطلوب جهانی فاصلهای قابل توجه دارد.
این فاصله، صرفاً یک عقبماندگی آماری نیست. در عمل، پایین بودن سرانه ورزشی به معنای محدود بودن ظرفیت بهرهبرداری، افزایش فشار بر مجموعههای موجود، استهلاک سریعتر تجهیزات و دشوارتر شدن دسترسی شهروندان به امکانات مناسب است. در چنین شرایطی فرسودگی زیرساختها نه یک احتمال دور بلکه نتیجه طبیعی استفاده مستمر از فضاهایی است که متناسب با نیاز جمعیت توسعه نیافتهاند.
اظهار نظر مدیرعامل سازمان ورزش شهرداری تهران از آن جهت اهمیت دارد که فرسودگی زیرساختها معمولاً در سکوت رخ میدهد و زمانی به مسئلهای جدی تبدیل میشود که کیفیت خدمات افت کرده یا هزینه بازسازی به شکل محسوسی افزایش یافته باشد. اگر امکانات ورزشی موجود با حجم بالای استفاده شهروندان روبهرو باشند، نبود نوسازی مستمر میتواند عمر مفید این فضاها را کوتاهتر کند.
در شهری مانند تهران، ورزش تنها یک فعالیت تفریحی نیست بلکه بخشی از نیاز روزمره زندگی شهری و یکی از ابزارهای ارتقای سلامت عمومی به شمار میرود. بنابراین هرگونه فرسایش در زیرساختهای ورزشی میتواند آثار گستردهتری بر کیفیت زندگی شهروندان بر جا بگذارد. این مسئله بهویژه زمانی برجستهتر میشود که ظرفیتهای موجود نیز از نظر سرانه، پایینتر از سطح استاندارد ارزیابی میشوند.
نکته مهم در اظهارات مطرحشده، تفکیک میان سرانه ورزشی ثابت و سرانه محاسبهشده با احتساب فضاهای روباز است. افزایش عدد از ۵۳ به ۹۸ سانتیمتر مربع نشان میدهد که بخشی از ظرفیت ورزشی تهران بر دوش فضاهای روباز قرار گرفته است. با این حال، همین رقم نیز همچنان با استاندارد جهانی ۲ تا ۲.۵ متر فاصله دارد.
این موضوع میتواند نشان دهد که اتکای صرف به فضاهای روباز، هرچند در کوتاهمدت بخشی از نیاز را پوشش میدهد اما برای جبران کمبود زیرساختهای ورزشی استاندارد کافی نیست. فضاهای روباز در بسیاری از مواقع به شرایط آبوهوایی، کیفیت نگهداری و نوع بهرهبرداری وابستهاند و به همین دلیل نمیتوانند در همه زمانها و برای همه گروههای سنی، جایگزین کامل فضاهای ورزشی مجهز و پایدار باشند.
آنچه از این دادهها برمیآید، ضرورت بازنگری در جایگاه ورزش در مدیریت شهری است. وقتی زیرساختها به سمت فرسودگی میروند و سرانهها همچنان پایینتر از معیارهای جهانی قرار دارند، مسئله ورزش دیگر صرفاً به ساخت چند مجموعه یا بهسازی موضعی محدود نمیشود. این وضعیت میتواند نشانهای از نیاز به برنامهریزی گستردهتر برای نگهداری، نوسازی و توسعه عادلانه فضاهای ورزشی در سطح شهر باشد.
همچنین تداوم این روند میتواند هزینهزا باشد. کاهش کیفیت یا دسترسی به امکانات ورزشی در بلندمدت ممکن است بر الگوی استفاده شهروندان از فضاهای عمومی، سطح مشارکت در فعالیتهای بدنی و حتی بار خدمات شهری و سلامت اثر بگذارد. به نظر میرسد هشدار درباره فرسودگی زیرساختهای ورزش تهران بیش از آنکه یک بیان مدیریتی روزمره باشد، نشانهای از یک چالش انباشته در پایتخت است؛ چالشی که اگر در اولویت نوسازی و توسعه قرار نگیرد، شکاف میان ظرفیت موجود و نیاز واقعی شهر را عمیقتر خواهد کرد.