واکاوی«جهان اقتصاد» از آمارهای جدید وضعیت ثبتنام مدارس پایتخت:
کاهش تراکم دانشآموزی در مدارس تهران
مریم زارعپور(یگانه) ـ روزنامه نگار
تحلیل دادههای جدید نشان میدهد کاهش تراکم در کلاسهای درس تهران بیش از آنکه محصول توسعه متوازن زیرساختها باشد، متاثر از متغیرهای برونسازمانی همچون خروج اتباع و کاهش نرخ باروری است
علیرضا کریمیان، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران با اشاره به کاهش آمار ثبتنام در پایه اول ابتدایی، از افت تراکم دانشآموزی در کلاسهای درس پایتخت خبر داد؛ روندی که متاثر از خروج اتباع و افزایش فضاهای آموزشی است، اما همچنان با استانداردهای مطلوب فاصله دارد.
آموزش و پرورش شهر تهران در آستانه سال تحصیلی جدید با آمارهایی روبهرو شده است که از یک سو فرصتی برای تنفس فضاهای آموزشی و از سوی دیگر، هشداری برای سیاستگذاران جمعیتی و شهری محسوب میشود. کاهش تراکم دانشآموزی در پایتخت، موضوعی است که در نگاه نخست میتواند به معنای بهبود کیفیت آموزش تعبیر شود اما ریشهیابی این پدیده نشان میدهد که ترکیبی از سیاستهای مهاجرتی، تحولات جمعیتی و البته تلاشهای نوسازی در پس این ارقام نهفته است.
بر اساس دادههای رسمی ارائه شده از سوی مدیریت کل آموزش و پرورش تهران، تراکم دانشآموزی در مدارس پایتخت از ۳۳.۵ نفر در سال تحصیلی گذشته به ۳۱.۲ نفر در سال جاری کاهش یافته است. اگرچه این کاهش ۲.۳ واحدی در نگاه کلان رقمی کوچک به نظر میرسد، اما در مقیاس کلانشهری همچون تهران به معنای جابهجایی هزاران نفر و تغییر در چیدمان کلاسهای درس است. با این حال مقایسه این آمار با میانگین ۲۹.۲ نفری شهرستانهای استان تهران نشان میدهد که پایتخت همچنان زیر بار فشار جمعیتی بیشتری قرار دارد و دانشآموزان تهرانی در کلاسهای شلوغتری نسبت به مناطق پیرامونی خود درس میخوانند.
علیرضا کریمیان، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران در تشریح دلایل این تغییرات آماری به دو مولفه اصلی اشاره کرد. وی گفت: بخشی از این کاهش ناشی از خروج اتباع خارجی از چرخه آموزشی پایتخت و بخش دیگر نتیجه افزایش فضاهای آموزشی و بهرهبرداری از پروژههای جدید نوسازی مدارس است.
خروج اتباع از مدارس تهران، یکی از متغیرهای کلیدی در تحلیل وضعیت فعلی است. در سالهای اخیر، تمرکز جمعیت مهاجر در مناطق جنوبی و حاشیهای تهران، فشار مضاعفی بر زیرساختهای آموزشی وارد کرده بود. اکنون با اجرای سیاستهای جدید و تغییر در روند سکونت یا حضور اتباع، بخشی از ظرفیت کلاسهای درس آزاد شده است. با این حال کارشناسان معتقدند این ریزش جمعیت نباید آدرس غلطی به برنامهریزان بدهد؛ چرا که نیاز به ساخت فضا برای جمعیت بومی و جبران عقبماندگیهای تاریخی تهران در سرانه آموزشی همچنان پابرجاست.
تکاندهندهترین بخش آمارهای اخیر، مربوط به ورودیهای جدید نظام آموزشی است. طبق گزارشهای دریافتی، امسال در پایه اول ابتدایی نسبت به سال گذشته تا کنون حدود پنج هزار دانشآموز کمتر ثبتنام کردهاند. این ریزش پنج هزار نفری در یک بازه یکساله، پیامی فراتر از یک نوسان آماری ساده دارد. این عدد بیانگر روند کاهشی جمعیت دانشآموزی است که ریشه در کاهش نرخ موالید در نیمه دوم دهه نود دارد.
کاهش تعداد کلاس اولیها به معنای آن است که در سالهای پیش رو، این موج کاهش جمعیت به پایههای بالاتر سرایت خواهد کرد. این وضعیت اگرچه در کوتاهمدت به کاهش تراکم کلاسها و بهبود نسبت معلم به دانشآموز منجر میشود، اما در بلندمدت میتواند منجر به خالی شدن برخی مدارس در مناطق خاص و لزوم بازنگری در نقشه جامع آموزشی شهر تهران شود.
با وجود کاهش جمعیت، مدیرکل آموزش و پرورش تهران همچنان بر نیاز جدی به ساخت کلاسهای درس جدید تاکید دارد. این یک پارادوکس آشکار در کلانشهر تهران است در حالی که آمار کلی دانشآموزان رو به کاهش است اما به دلیل فرسودگی بافت آموزشی و توزیع نامتوازن جمعیت در مناطق مختلف، تهران همچنان یکی از محرومترین نقاط کشور از نظر سرانه فضای آموزشی به شمار میرود.
تراکم ۳۱.۲ نفری در پایتخت هنوز با میانگینهای استاندارد کشوری و حتی استانی فاصله دارد. بسیاری از مدارس تهران در دو شیفت فعالیت میکنند و کلاسهایی با جمعیت بالای ۳۰ نفر، امکان آموزش کیفی و تعامل فعال میان معلم و شاگرد را سلب میکند. بنابراین، کاهش جمعیت دانشآموزی نباید بهانهای برای توقف پروژههای عمرانی آموزش و پرورش باشد بلکه باید به عنوان فرصتی طلایی برای استانداردسازی کلاسها و تکشیفته کردن مدارس به کار گرفته شود.
آموزش و پرورش تهران با چالشی چندوجهی روبهروست. از یک سو باید با فرسودگی ساختمانهایی مقابله کند که عمر مفید آنها به پایان رسیده و از سوی دیگر باید خود را با جابهجاییهای جمعیتی درونشهری هماهنگ سازد.
مناطقی که با انبوهسازی مسکن روبهرو هستند، علیرغم کاهش کل جمعیت دانشآموزی، همچنان با بحران کمبود مدرسه دستوپنج نرم میکنند.
وضعیت فعلی نشان میدهد که مدیریت شهری و دستگاههای متولی نوسازی مدارس باید با نگاهی دادهمحور به سراغ آمارهای جدید بروند. کاهش ۵ هزار نفری کلاس اولیها فرصتی است تا بهجای افزایش کمی کلاسها، بر ارتقای کیفی فضاهای موجود و ایمنسازی مدارس فرسوده تمرکز شود. همچنین باید بررسی شود که چه میزان از این کاهش ناشی از مهاجرت خانوادههای تهرانی به شهرهای اقماری یا خارج از استان به دلیل هزینههای بالای زندگی در پایتخت است؛ عاملی که میتواند ترکیب نیروی انسانی آینده تهران را تحت تاثیر قرار دهد.
در نهایت، کاهش تراکم دانشآموزی در تهران را نباید صرفاً یک دستاورد اداری دانست. این پدیده محصول تغییرات اجتماعی و اقتصادی بزرگی است که در زیر پوست شهر در حال رخ دادن است. اگر سیاستگذار بتواند از این فرصت برای بهبود سرانهها استفاده کند، میتوان امیدوار بود که کیفیت آموزش در مدارس دولتی پایتخت ارتقا یابد در غیر این صورت، این کاهش جمعیت تنها نشانهای از فرسودگی ساختاری و تغییرات جمعیتی نگرانکنندهای خواهد بود که در سالهای آینده اثرات خود را بر بازار کار و اقتصاد شهری نشان میدهد.
یکی از مسائلی که در گزارش مدیرکل آموزش و پرورش تهران نهفته است، تفاوت فاحش میان مناطق مختلف است. در حالی که در برخی مناطق مرکزی به دلیل بافت تجاری، مدارس با کمبود دانشآموز روبهرو هستند در مناطق غربی و حاشیهای، تراکم کلاسها همچنان فراتر از استانداردهای ملی است. این وضعیت نشان میدهد که کاهش جمعیت دانشآموزی به صورت یکنواخت توزیع نشده است.
برای رسیدن به میانگین ۲۹.۲ نفری که در سایر شهرستانهای استان تهران تجربه میشود، پایتخت راه دشواری در پیش دارد. این راه شامل تخریب و بازسازی مدارس تخریبی، جلب مشارکت خیرین و استفاده از ظرفیتهای قانونی برای تغییر کاربری املاک مازاد آموزش و پرورش است تا منابع حاصل از آن صرف ساخت مدرسه در نقاط پرتراکم شود.
آنچه امروز در آمارها دیده میشود، نمایی از آینده نزدیک است. کاهش ورودیهای پایه اول، زنگ خطر را برای تامین نیروی انسانی و مدیریت فضا در دهه آینده به صدا درآورده است. آموزش و پرورش تهران باید از هماکنون برای مدیریت این روند کاهشی برنامهریزی کند تا از هدررفت منابع جلوگیری شده و همزمان، کیفیت فدای کمیت نشود.
ثبات در برنامهریزی و استفاده از دادههای دقیق آماری، تنها راهی است که میتواند تهدید کاهش جمعیت را به فرصتی برای نوسازی و کیفیسازی آموزش در پایتخت تبدیل کند. تهران بیش از آنکه به صندلیهای خالی نیاز داشته باشد به کلاسهای درسی نیاز دارد که در آن تراکم دانشآموز، مانعی برای خلاقیت و یادگیری نباشد.
مدیریت شهری و آموزش و پرورش پایتخت باید با همکاری یکدیگر، نقشهای جدید برای توسعه آموزشی ترسیم کنند. این نقشه باید بر اساس جابهجاییهای جمعیتی ناشی از نرخ مسکن و همچنین تغییرات ناشی از حضور اتباع بازنگری شود. کاهش جمعیت دانشآموزی در پایتخت، اگرچه یک واقعیت است، اما نیاز به فضاهای آموزشی نوین و استاندارد همچنان یک ضرورت غیرقابلانکار باقی مانده است.
پروژههای نیمهتمام آموزشی در تهران باید در اولویت تکمیل قرار گیرند تا نرخ تراکم ۳۱.۲ نفری فعلی به اعداد استاندارد جهانی نزدیکتر شود. این تنها راهی است که میتوان اطمینان حاصل کرد که کاهش تعداد دانشآموزان، منجر به ارتقای واقعی شاخصهای آموزشی در قلب تپنده ایران خواهد شد.