جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

گرانی مردم را تعمیرکار کرد

راضیه احمدوند - روزنامه نگار

شناسه خبر: 190135
گرانی مردم را تعمیرکار کرد

وقتی قیمت یک وسیله از توان خرید خانوار فاصله می‌گیرد، رفتار مصرف‌کننده هم تغییر می‌کند. دیگر خراب شدن یک یخچال، گوشی، لباسشویی یا حتی یک وسیله ساده به معنای رفتن به بازار و خرید کالای نو نیست؛ برای بسیاری، اولین سؤال این است: «می‌شود تعمیرش کرد؟» این تغییر ساده در رفتار خانوار، نشانه‌ای از فشار هزینه‌ها و کاهش قدرت خرید است؛ جایی که اقتصاد خانواده به جای خرید دوباره، به سمت تعمیر و استفاده طولانی‌تر از کالاها حرکت کرده است. 
تا چند سال قبل، خرید کالای جدید برای بسیاری از خانواده‌ها انتخابی عادی بود. اگر وسیله‌ای قدیمی می‌شد یا هزینه تعمیرش بالا می‌رفت، تعویض آن گزینه منطقی‌تری به نظر می‌رسید. اما افزایش قیمت کالاهای بادوام، این معادله را تغییر داده است.
امروز هزینه خرید یک وسیله جدید ممکن است آن‌قدر بالا باشد که تعمیر یک کالای چندساله همچنان از نظر اقتصادی به‌صرفه‌تر باشد. به همین دلیل، تعمیرکار دوباره به بخشی مهم از اقتصاد خانوار تبدیل شده است.
این تغییر رفتار فقط در لوازم خانگی دیده نمی‌شود. بازار موبایل، کامپیوتر، خودرو، لوازم الکترونیکی، پوشاک و حتی برخی وسایل شخصی نیز تحت تأثیر همین تصمیم قرار گرفته‌اند.
مصرف‌کننده بیش از گذشته عمر کالا را محاسبه می‌کند. اگر تعمیر یک وسیله با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از خرید نمونه جدید انجام شود، طبیعی است که خانوار گزینه تعمیر را انتخاب کند. اما مسئله مهم‌تر این است که در بسیاری از موارد، انتخاب تعمیر نه از سر علاقه، بلکه از سر اجبار اقتصادی انجام می‌شود.
این یعنی تغییر الگوی مصرف. خانوارها برای کنترل هزینه‌ها مجبور شده‌اند بیشتر مراقب وسایل خود باشند، خرابی‌های کوچک را سریع‌تر برطرف کنند و خرید کالاهای جدید را تا جای ممکن عقب بیندازند.
حتی در بازار پوشاک نیز چنین رفتاری قابل مشاهده است. تعمیر لباس، تغییر سایز، تعویض زیپ یا استفاده دوباره از پوشاک قدیمی، برای بخشی از خانوارها به جای خرید مداوم کالای جدید اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در بازار خودرو این مسئله شکل جدی‌تری دارد. افزایش هزینه خرید خودرو و قطعات باعث شده نگهداری خودروهای قدیمی برای بسیاری از صاحبان خودرو به یک ضرورت تبدیل شود. وقتی خرید خودروی جدید به یک هزینه سنگین تبدیل می‌شود، تعمیر موتور، گیربکس، سیستم تعلیق یا قطعات بدنه می‌تواند راهی برای ادامه استفاده از خودروی فعلی باشد.
این اتفاق یک پیام اقتصادی مهم دارد: مردم در حال تغییر دادن استاندارد مصرف خود هستند. آنها الزاماً کالای جدید نمی‌خواهند؛ کالایی می‌خواهند که بتوانند با هزینه کمتر همچنان از آن استفاده کنند.
اما رشد اقتصاد تعمیرات فقط یک روی ماجراست. در طرف دیگر، این وضعیت می‌تواند برای برخی کسب‌وکارها فرصت ایجاد کند. تعمیرکاران، فروشندگان قطعات، مراکز خدمات فنی و مشاغل مرتبط با نگهداری کالا می‌توانند از افزایش تقاضا برای تعمیر بهره ببرند.
با این حال، اگر قطعات نیز گران یا کمیاب باشند، حتی اقتصاد تعمیر هم با مشکل مواجه می‌شود. در این شرایط، خانوار ممکن است با دو انتخاب دشوار روبه‌رو شود؛ خرید کالای جدید بسیار گران است و تعمیر کالای قدیمی هم هزینه قابل توجهی دارد.
اینجاست که سیاست‌گذاری اهمیت پیدا می‌کند. اگر قرار باشد مردم عمر کالاهای خود را افزایش دهند، بازار تعمیر باید رسمی‌تر، رقابتی‌تر و قابل اعتمادتر شود. دسترسی به قطعات، کیفیت خدمات، شفافیت قیمت و ضمانت تعمیرات می‌تواند هزینه خانوار را کاهش دهد.
از طرف دیگر، تولیدکنندگان نیز باید به مسئله خدمات پس از فروش توجه بیشتری داشته باشند. کالایی که امکان تعمیر و تأمین قطعه آن وجود ندارد، در بلندمدت هزینه بیشتری به مصرف‌کننده تحمیل می‌کند.
موضوع مهم دیگر، کیفیت تولید است. اگر مصرف‌کننده مجبور باشد هر چند سال یک‌بار کالایی را تعویض کند، فشار اقتصادی آن بسیار بیشتر از زمانی خواهد بود که محصول عمر مفید طولانی داشته باشد. بنابراین افزایش کیفیت و دوام کالا می‌تواند بخشی از هزینه‌های پنهان خانوار را کاهش دهد.
اما پشت همه این تغییرات یک مسئله بزرگ‌تر قرار دارد: قدرت خرید.
وقتی درآمد خانوار افزایش متناسبی با قیمت کالاها ندارد، نخستین واکنش طبیعی، کاهش مصرف است. خانواده خرید را حذف می‌کند، خرید را عقب می‌اندازد، کالای ارزان‌تر انتخاب می‌کند یا وسیله قدیمی را تعمیر می‌کند.
این رفتار شاید در کوتاه‌مدت به مدیریت هزینه کمک کند، اما اگر طولانی شود، می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد داشته باشد.
تولیدکننده‌ای که با کاهش تقاضای واقعی مواجه می‌شود، فروش کمتری خواهد داشت. فروش کمتر می‌تواند سرمایه‌گذاری و تولید را تحت فشار قرار دهد و کاهش تولید نیز در شرایطی می‌تواند به افزایش هزینه‌ها منجر شود.

به این ترتیب، کاهش قدرت خرید مردم فقط یک مسئله خانوادگی نیست؛ مستقیماً با رونق کسب‌وکارها و تولید داخلی ارتباط دارد.
اقتصاد زمانی سالم حرکت می‌کند که مردم بتوانند کالا بخرند، کسب‌وکارها بتوانند بفروشند و تولیدکنندگان نیز برای افزایش تولید انگیزه داشته باشند.
اگر خانوار به دلیل گرانی دائماً خرید خود را عقب بیندازد، بازار به تدریج از تقاضای واقعی خالی می‌شود.
بنابراین «تعمیر به جای خرید» را نباید صرفاً یک تغییر سبک زندگی دانست. این رفتار می‌تواند یکی از نشانه‌های کاهش قدرت خرید و افزایش احتیاط اقتصادی خانوارها باشد.
البته تعمیر و استفاده طولانی‌تر از کالا در همه شرایط اتفاق بدی نیست. در بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته نیز فرهنگ تعمیر، نگهداری و استفاده طولانی از کالاها به کاهش ضایعات و مصرف منابع کمک می‌کند.
تفاوت در اینجاست که انتخاب باید از روی اختیار باشد، نه اجبار.
اگر یک خانواده کالای خود را به دلیل کیفیت و علاقه به استفاده طولانی تعمیر کند، این یک رفتار اقتصادی منطقی است. اما اگر همان خانواده فقط به این دلیل سراغ تعمیر برود که توان خرید کالای جدید را ندارد، این مسئله باید به‌عنوان یک هشدار اقتصادی جدی گرفته شود.
امروز بازار تعمیرات می‌تواند تصویری از وضعیت جیب مردم ارائه دهد؛ هرچه خرید کالای نو سخت‌تر شود، عمر کالاها طولانی‌تر و مراجعه به تعمیرکار بیشتر می‌شود.
پشت این تغییر ساده اما مهم، یک مطالبه روشن وجود دارد: قدرت خرید خانوار باید تقویت شود.
مردم نباید برای تأمین ساده‌ترین نیازهای زندگی، میان خرید گران و تعمیر پرهزینه یکی را انتخاب کنند. کاهش تورم، ثبات اقتصادی، کنترل هزینه‌های تولید و تقویت درآمد واقعی خانوارها، پیش‌شرط بازگشت تقاضای مصرفی به بازار است.
اقتصاد وقتی رونق می‌گیرد که مردم فقط برای زنده نگه داشتن وسایل قدیمی تلاش نکنند؛ بلکه توان خرید کالای جدید، باکیفیت و بادوام را نیز داشته باشند.
تعمیرکار شلوغ، لزوماً نشانه رونق نیست؛ گاهی می‌تواند نشانه این باشد که جیب مردم دیگر توان خرید ندارد.

ارسال نظر