جهان اقتصاد بررسی میکند؛
چراغ تولید زیر سایه خاموشی؛ وقتی قطعی برق، هزینه پنهان اقتصاد را سنگینتر میکند
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
هر ساعت خاموشی در یک کارخانه، تنها به معنای خاموش شدن چند دستگاه نیست؛ پشت هر دقیقه قطعی برق، زنجیرهای از توقف تولید، افزایش هزینهها، تأخیر در تحویل سفارشها، کاهش درآمد بنگاهها و تهدید اشتغال قرار دارد. در شرایطی که صنعت و تولید بهعنوان موتور محرک اقتصاد شناخته میشوند، تداوم ناترازی برق به یکی از مهمترین چالشهای پیش روی بخش تولید تبدیل شده است؛ چالشی که اگر برای آن راهکاری پایدار اندیشیده نشود، آثار آن فراتر از کارخانهها، به سفره مردم و رشد اقتصادی کشور نیز خواهد رسید.
خاموشی؛ ضربه مستقیم به خط تولید
برق، شریان اصلی بسیاری از صنایع است. از کارخانههای فولاد، سیمان و پتروشیمی گرفته تا صنایع غذایی، دارویی، نساجی و قطعهسازی، بخش عمده فرآیند تولید به تأمین پایدار انرژی وابسته است. هرگونه قطعی ناگهانی برق میتواند موجب توقف کامل خطوط تولید، آسیب به تجهیزات، از بین رفتن مواد اولیه و افزایش هزینههای تعمیر و نگهداری شود.
در برخی صنایع، راهاندازی مجدد تجهیزات پس از خاموشی ساعتها زمان نیاز دارد؛ موضوعی که علاوه بر کاهش ظرفیت تولید، هزینههای جانبی قابل توجهی را نیز به واحدهای صنعتی تحمیل میکند.
خسارتی که تنها در آمار تولید خلاصه نمیشود
زیان ناشی از قطعی برق فقط کاهش میزان تولید نیست. صنایع با مجموعهای از هزینههای مستقیم و غیرمستقیم روبهرو میشوند؛ از جمله:
کاهش بهرهوری نیروی انسانی در زمان توقف تولید
افزایش هزینه تمامشده کالا
تأخیر در انجام تعهدات و تحویل سفارشها
کاهش قدرت رقابت در بازارهای داخلی و صادراتی
استهلاک بیشتر ماشینآلات بر اثر خاموش و روشن شدن مکرر
از بین رفتن بخشی از مواد اولیه یا محصولات نیمهساخته
در نهایت، این هزینهها به تدریج در قیمت کالاها منعکس شده و فشار مضاعفی بر مصرفکننده و بازار وارد میکند.
صنایع کوچک؛ آسیبپذیرتر از همیشه
اگرچه صنایع بزرگ نیز از خاموشیها متضرر میشوند، اما واحدهای تولیدی کوچک و متوسط بیشترین آسیب را متحمل میشوند. بسیاری از این واحدها توانایی سرمایهگذاری برای خرید ژنراتورهای پرقدرت یا ایجاد نیروگاه اختصاصی را ندارند و هر ساعت توقف تولید میتواند بخش قابل توجهی از درآمد روزانه آنها را از بین ببرد.
تداوم این وضعیت، برخی واحدهای کوچک را با کاهش ظرفیت، تعدیل نیرو یا حتی تعطیلی مواجه میکند؛ اتفاقی که آثار اجتماعی و اقتصادی آن فراتر از یک بنگاه تولیدی خواهد بود.
تأثیر بر صادرات و اعتبار تجاری
بازارهای صادراتی بر پایه نظم، کیفیت و تحویل بهموقع شکل میگیرند. زمانی که قطعی برق باعث تأخیر در تولید و ارسال سفارشها شود، اعتماد مشتریان خارجی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. از دست رفتن بازارهای صادراتی تنها یک زیان کوتاهمدت نیست، بلکه بازگشت دوباره به این بازارها مستلزم صرف زمان، هزینه و مذاکرات گسترده خواهد بود.
ریشه مسئله چیست؟
کارشناسان معتقدند ناترازی میان تولید و مصرف برق، رشد تقاضا، فرسودگی بخشی از زیرساختهای تولید و انتقال انرژی، افزایش مصرف در فصلهای گرم و محدود بودن سرمایهگذاری در توسعه نیروگاهها از مهمترین دلایل تداوم خاموشیهاست. از سوی دیگر، رشد مصرف بدون اجرای سیاستهای مؤثر مدیریت انرژی، فشار مضاعفی بر شبکه برق وارد کرده است.
راهکارهای عبور از بحران
حل این چالش نیازمند مجموعهای از اقدامات کوتاهمدت و بلندمدت است. مهمترین راهکارها عبارتاند از:
افزایش سرمایهگذاری در احداث نیروگاههای جدید و توسعه ظرفیت تولید برق.
تسهیل حضور بخش خصوصی در صنعت برق و کاهش موانع سرمایهگذاری.
توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی بهویژه در شهرکهای صنعتی.
اجرای برنامههای مدیریت مصرف با اطلاعرسانی دقیق و زمانبندی مشخص برای صنایع.
نوسازی شبکه انتقال و توزیع برق برای کاهش تلفات انرژی.
حمایت مالی و ارائه تسهیلات به واحدهای تولیدی برای استفاده از تجهیزات کممصرف و سامانههای برق اضطراری.
تدوین برنامهای پایدار برای افزایش بهرهوری انرژی در بخش صنعت و ساختمان.
قطعی برق دیگر تنها یک مشکل فصلی نیست؛ بلکه به یکی از عوامل اثرگذار بر تولید، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی تبدیل شده است. استمرار خاموشیها علاوه بر کاهش تولید، هزینههای بنگاههای اقتصادی را افزایش داده و رقابتپذیری صنایع را تضعیف میکند. عبور از این وضعیت، نیازمند برنامهریزی دقیق، توسعه زیرساختهای انرژی، مدیریت هوشمند مصرف و جلب سرمایهگذاری در صنعت برق است. هرچه تصمیمگیری در این حوزه سریعتر و مبتنی بر راهکارهای پایدار باشد، امکان حفظ ظرفیت تولید، اشتغال و ثبات اقتصادی نیز بیشتر خواهد بود.