جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

کالابرگ زیر تیغ تورم؛ نجات سفره‌ها یا مسکنی برای بودجه؟

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 188551
کالابرگ زیر تیغ تورم؛ نجات سفره‌ها یا مسکنی برای بودجه؟

هر ریال کالابرگ در لحظهٔ واریز، سفره را پر می‌کند، اما همین ریال تا پایان ماه، زیر چرخ تورم، آب می‌شود. سوال اینجاست: آیا این طرح، یک «اکسیژن موقت» برای دهک‌های پایین است یا صرفاً «مسکنی» برای التهابی که خودش هم در آتش آن می‌دمد؟ برای یافتن پاسخ، باید از عددهای کلیشه‌ای عبور کرد و به معمای تأمین مالی و قدرت خرید واقعی این برگه‌های اعتباری در سبد خانوار ایرانی نگاه انداخت.

برای قضاوت دربارهٔ کارایی کالابرگ در شرایط تورم سرسام‌آور امروز، نباید در دام پاسخ‌های سیاه‌وسفید افتاد. واقعیت، خاکستری و پیچیده است. کالابرگ، در ذات نظری خود، یک ایدهٔ هوشمندانه محسوب می‌شود؛ چراکه تلاش دارد یارانهٔ پنهان ارزی را که سال‌ها در لایه‌های تولید و واردات گم می‌شد، به‌صورت شفاف به جیب مصرف‌کنندهٔ نهایی بریزد. این یعنی به‌جای یارانه دادن به واردکنندهٔ مرغ یا برنج، اعتبار در اختیار خانوار قرار می‌گیرد تا خودش خرید کند. از این منظر، کالابرگ گامی به‌سوی عدالت توزیعی و کاهش رانت‌های کلان است.

اما داستان به همینجا ختم نمی‌شود. در اقتصاد بیمار ایران، هر طرح حمایتی، بیش از آنکه به «چیستی» خود وابسته باشد، به «چگونگی تأمین مالی» گره خورده است. اینجا نقطهٔ کور ماجراست. سوال اینجاست: این پول هنگفت از کجا آمده؟ پاسخ، نگران‌کننده است؛ منابع عمدتاً از محل درآمدهای موقتی مانند فروش گاز یا استقراض از صندوق توسعهٔ ملی تأمین شده است. دولتی که برای پرداخت یارانه مجبور به دوبار استقراض از صندوق ذخیرهٔ ارزی می‌شود، نشان می‌دهد که بودجه‌اش با ناترازی عمیقی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این یعنی کالابرگ، به‌جای اینکه از محل صرفه‌جویی در یارانه‌های پنهان یا مالیات‌های عادلانه تأمین شود، دارد از جیب منابع ملی و پروژه‌های زیربنایی آینده پول می‌گیرد. این یک هشدار جدی است.

حالا برسیم به معمای اصلی: خودِ این پول، چه اثری بر تورم دارد؟ اگر دولت برای جبران کسری، دست به دامان بانک مرکزی شود و پایهٔ پولی را افزایش دهد، عملاً با یک دست دارد به سفرهٔ مردم یارانه می‌دهد و با دست دیگر، از طریق تورم، همان سفره را خالی می‌کند. در این سناریو، کالابرگ نه‌تنها به سفره‌ها کمک نمی‌کند، بلکه به یک موتور تورم‌زا تبدیل می‌شود که قیمت کل کالاها و خدمات را بالا می‌برد و در نهایت، دهک‌های پایین که بیشترین مصرف را از کالاهای اساسی دارند، بیشترین لطمه را می‌بینند. این پارادوکس، بزرگ‌ترین نقطهٔ ضعف طرح در شرایط فعلی است.

علاوه بر این، نباید فراموش کرد که ارزش واقعی هر مبلغ ریالی، تابعی از زمان است. تورم ماهانهٔ ۲ تا ۳ درصدی در ایران، حتی در بازه‌های کوتاه‌مدت هم قدرت خرید را می‌بلعد. مثلاً اگر ارزش سبد کالابرگ امروز معادل یک میلیون تومان باشد، با تورم ۲ درصدی ماهانه، فقط سه ماه بعد، قدرت خرید واقعی آن به زیر ۹۴۰ هزار تومان سقوط می‌کند. یعنی گوشت و مرغی که امروز با این اعتبار خریداری می‌شود، فردا با همان اعتبار قابل‌خرید نیست. این یعنی کالابرگ باید به‌صورت پویا و ماهانه با نرخ تورم به‌روزرسانی شود، در حالی که بودجهٔ دولت به‌هیچ‌وجه ظرفیت این تعدیل دوره‌ای را ندارد. نتیجه این می‌شود که حتی اگر مبلغ اسمی کالابرگ افزایش یابد، تورم، فرسایش‌دهنده‌تر از آن عمل می‌کند و اثر طرح را خنثی می‌سازد.

با این حال، نمی‌توان منکر یک واقعیت شد: برای دهک‌های بسیار پایین درآمدی که حتی تهیهٔ نان و روغن برایشان دغدغهٔ روزانه است، هر ریال کالابرگ، حتی با ارزش فرسایش‌یافته، یک امداد فوری به شمار می‌رود. این طرح از فروپاشی کامل سفرهٔ برخی خانوارها در کوتاه‌مدت جلوگیری می‌کند و به نوعی «شوک‌درمانی» منفی را کاهش می‌دهد. اما صرفاً یک درمان سرپایی است، نه راه‌حل بنیادین. کالابرگ نمی‌تواند جای سیاست‌های ضدتورمی را بگیرد؛ نمی‌تواند جای اصلاح نظام بانکی، مدیریت نقدینگی یا کنترل نرخ ارز را پر کند.

جمع‌بندی معتدل این است که کالابرگ، در بهترین حالت، یک «مسکن موقت» با مزیت نسبی در هدفمندی است، اما در شرایط فعلی، با سه آفت جدی روبه‌روست:

اول، تأمین مالی ناپایدار و فشار بر منابع ملی،

دوم، ریسک تورم‌زایی ناشی از استقراض پولی،

سوم، فرسایش سریع ارزش توسط تورم مزمن.

آیا به درد می‌خورد؟ پاسخ، یک «بله» مشروط و یک «نه» قاطع است. بله، اگر بتواند منابع مالی خود را از محل درآمدهای پایدار و غیرتورمی (مانند مالیات بر عایدی سرمایه یا درآمدهای نفتی شفاف) تأمین کند و به‌صورت ماهانه تعدیل شود. و نه، اگر به همین شکل فعلی و با بودجهٔ بیمار ادامه یابد، چراکه در میان‌مدت، نه‌تنها گره‌ای از معیشت نمی‌گشاید، بلکه به کسری بودجه دامن می‌زند و خود به یکی از عوامل التهابی بدل می‌شود که قصد درمانش را داشت.

ارسال نظر